شهید امیر علی حیدری: تفاوت بین نسخهها
Kolahkaj9706 (بحث | مشارکتها) |
|||
| (۳ نسخههای متوسط توسط ۳ کاربران نشان داده نشده) | |||
| سطر ۱: | سطر ۱: | ||
| + | {{جعبه اطلاعات افراد نظامی | ||
| + | |نام فرد = امیر علی حیدری | ||
| + | |تصویر = 401046_795.jpg | ||
| + | |توضیح تصویر = | ||
| + | |ملیت = [[پرونده:پرچم ایران.png|22px]] ایرانی | ||
| + | |شهرت = | ||
| + | |دین و مذهب = [[مسلمان]]، [[شیعه]] | ||
| + | |تولد = [[زادروزهای 10 شهریور|1345]] ، [[دهنو]] ، [[شیراز]] | ||
| + | |شهادت = [[1363]] | ||
| + | |وفات = | ||
| + | |مرگ = | ||
| + | |محل دفن = | ||
| + | |مفقود = | ||
| + | |جانباز = | ||
| + | |اسارت = | ||
| + | |نیرو = | ||
| + | |یگانهای خدمت = | ||
| + | |طول خدمت = | ||
| + | |درجه = | ||
| + | |سمتها = | ||
| + | |جنگها = | ||
| + | |نشانهای لیاقت = | ||
| + | |عملیات = | ||
| + | |فعالیتها = | ||
| + | |تحصیلات = | ||
| + | |تخصصها = | ||
| + | |شغل = | ||
| + | |خانواده = | ||
| + | }} | ||
==وصیت نامه== | ==وصیت نامه== | ||
| − | + | ||
توشه برای آخرت خود جمع کنید و خیر زادالتقوی، هر چند که خود من توشه و کار نیک و خوبی برای آخرت برنداشته و انجام ندادم. | توشه برای آخرت خود جمع کنید و خیر زادالتقوی، هر چند که خود من توشه و کار نیک و خوبی برای آخرت برنداشته و انجام ندادم. | ||
| − | [[شهید امیر علی حیدری]] متولد1347/06/10 و در دانش آموزان مدرسه شیخ مفید منطقه 14 [[تهران]] بود و تنها 16 سال بیشتر نداشت که به داوطلبانه عازم [[جبهه]] مقابله با رژیم بعث شد و در سال 63 در شهر [[بوکان]] به فیض [[شهادت]] نائل و آسمانی شد | + | [[شهید امیر علی حیدری]] متولد1347/06/10 و در دانش آموزان مدرسه شیخ مفید منطقه 14 [[تهران]] بود و تنها 16 سال بیشتر نداشت که به داوطلبانه عازم [[جبهه]] مقابله با رژیم بعث شد و در سال 63 در شهر [[بوکان]] به فیض [[شهادت]] نائل و آسمانی شد. |
| − | در ادامه وصیت نامه این دانش آموز شهید را می خوانید: | + | در ادامه وصیت نامه این دانش آموز [[شهید]] را می خوانید: |
| − | + | به نام الله پاسدار خون [[شهید]]ان. من امیر علی حیدری کلاس سوم، مدرسه شیخ انصاری، تاریخ تولد 1347، شماره شناسنامه 3770 هستم.من با اینکه به پدر و مادرم خدمت نکردم از پدر و مادرم میخواهم که مرا حلال کنند. من این وصیت نامه را در روزی که به [[خرمشهر]] رسیدیم، مینویسم یعنی روز یکشنبه. در اینجا یک خانه سالم وجود ندارد. تمام خانه یک جایش خراب شده است و بعضی خانه ها تماماً خراب شدهاست. من چند وصیت دارم که می نویسم، هر چند که من لیاقت وصیت کردن ندارم: | |
| − | + | * توشه برای آخرت خود جمع کنید و خیر زادالتقوی، هر چند که خود من توشه و کار نیک و خوبی برای آخرت برنداشته و انجام ندادم. اولین تاثیر که در من بوجود آمد، بوسیله برادرم داود حیدری که وقتی [[شهید]] شد بوجود آمد. من برادرم را [[شهید]] می گویم چون واقعا می کوشید و برای آخرت خود کار نیک انجام داده بود. | |
| − | دومین تاثیر را برادر سید جعفر طاهری گذارد که واقعا در زندگی الگو | + | * دومین تاثیر را برادر سید جعفر طاهری گذارد که واقعا در زندگی الگو و اسوه بود. وقتی انسان زندگی نامه او را می شنود واقعا از خود متاثر میشود. انشاءالله خدا از گناهان ما بگذرد. |
| − | + | * شما پدر و مادر خوب من با هم مثل علی و فاطمه رفتار کنید چون وقتی شما در زندگی با هم خوب باشید فرزندان شما هم خوب تربیت می شوند و ان شاءالله که با هم خوب باشید. | |
3- مادر من 800 صلوات باید بفرستم برای اینکه نذر کرده بودم که وقتی بیایم جبهه هزار صلوات بفرستم 200 تای آن را فرستادم وبقیه ماند. | 3- مادر من 800 صلوات باید بفرستم برای اینکه نذر کرده بودم که وقتی بیایم جبهه هزار صلوات بفرستم 200 تای آن را فرستادم وبقیه ماند. | ||
| − | مادر کسی که [[شهید]] میدهد، یک هدیه به خدا داده و این یک افتخار است که کسی که یک هدیه بدهد.اگر بیاییم این مسئله را روی انسان مشاهده کنیم، خوب انسان به این مطلب پی میبرد. مثلاً اگر کسی بخواهد به یک پادشاه هدیه بدهد نمیتواند یا یک نفر با پادشاه دیدار کند نمی تواند مخصوصاً که یک فرد عادی باشد اما انسان میتواند با خدای خودش حرف بزند و اورا دیدار کند. واز این جا پی به بزرگی خدا بریم ویک افتخار دانستن. | + | مادر کسی که [[شهید]] میدهد، یک هدیه به خدا داده و این یک افتخار است که کسی که یک هدیه بدهد. اگر بیاییم این مسئله را روی انسان مشاهده کنیم، خوب انسان به این مطلب پی میبرد. مثلاً اگر کسی بخواهد به یک پادشاه هدیه بدهد نمیتواند یا یک نفر با پادشاه دیدار کند نمی تواند مخصوصاً که یک فرد عادی باشد اما انسان میتواند با خدای خودش حرف بزند و اورا دیدار کند. واز این جا پی به بزرگی خدا بریم ویک افتخار دانستن. |
| − | ودر آخر خدااز گناهان ما بگذرد وخدا مارا به شهادت برساند. | + | ودر آخر خدااز گناهان ما بگذرد وخدا مارا به [[شهادت]] برساند. اللهم الرزقنا توفیق الشهاده فی سبیلک |
| + | |||
| + | و در آخر از دوستانم که در کوچه هستند می خوام برای خودشان توشه جمع کنند انشاءالله. | ||
| − | |||
==نگارخانه تصاویر== | ==نگارخانه تصاویر== | ||
| − | + | ||
| + | <gallery> | ||
| + | Image:401046_795.jpg | ||
| + | </gallery> | ||
== ردهها == | == ردهها == | ||
{{ترتیبپیشفرض:امیرعلی_حیدری}} | {{ترتیبپیشفرض:امیرعلی_حیدری}} | ||
| سطر ۳۵: | سطر ۶۸: | ||
[[رده: شهدای ایران]] | [[رده: شهدای ایران]] | ||
[[رده: شهدای استان تهران]] | [[رده: شهدای استان تهران]] | ||
| − | |||
نسخهٔ کنونی تا ۳۰ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۰۹:۵۶
| امیر علی حیدری | |
|---|---|
| | |
| ملیت | |
| دین و مذهب | مسلمان، شیعه |
| تولد | 1345 ، دهنو ، شیراز |
| شهادت | 1363 |
وصیت نامه
توشه برای آخرت خود جمع کنید و خیر زادالتقوی، هر چند که خود من توشه و کار نیک و خوبی برای آخرت برنداشته و انجام ندادم.
شهید امیر علی حیدری متولد1347/06/10 و در دانش آموزان مدرسه شیخ مفید منطقه 14 تهران بود و تنها 16 سال بیشتر نداشت که به داوطلبانه عازم جبهه مقابله با رژیم بعث شد و در سال 63 در شهر بوکان به فیض شهادت نائل و آسمانی شد.
در ادامه وصیت نامه این دانش آموز شهید را می خوانید:
به نام الله پاسدار خون شهیدان. من امیر علی حیدری کلاس سوم، مدرسه شیخ انصاری، تاریخ تولد 1347، شماره شناسنامه 3770 هستم.من با اینکه به پدر و مادرم خدمت نکردم از پدر و مادرم میخواهم که مرا حلال کنند. من این وصیت نامه را در روزی که به خرمشهر رسیدیم، مینویسم یعنی روز یکشنبه. در اینجا یک خانه سالم وجود ندارد. تمام خانه یک جایش خراب شده است و بعضی خانه ها تماماً خراب شدهاست. من چند وصیت دارم که می نویسم، هر چند که من لیاقت وصیت کردن ندارم:
- توشه برای آخرت خود جمع کنید و خیر زادالتقوی، هر چند که خود من توشه و کار نیک و خوبی برای آخرت برنداشته و انجام ندادم. اولین تاثیر که در من بوجود آمد، بوسیله برادرم داود حیدری که وقتی شهید شد بوجود آمد. من برادرم را شهید می گویم چون واقعا می کوشید و برای آخرت خود کار نیک انجام داده بود.
- دومین تاثیر را برادر سید جعفر طاهری گذارد که واقعا در زندگی الگو و اسوه بود. وقتی انسان زندگی نامه او را می شنود واقعا از خود متاثر میشود. انشاءالله خدا از گناهان ما بگذرد.
- شما پدر و مادر خوب من با هم مثل علی و فاطمه رفتار کنید چون وقتی شما در زندگی با هم خوب باشید فرزندان شما هم خوب تربیت می شوند و ان شاءالله که با هم خوب باشید.
3- مادر من 800 صلوات باید بفرستم برای اینکه نذر کرده بودم که وقتی بیایم جبهه هزار صلوات بفرستم 200 تای آن را فرستادم وبقیه ماند.
مادر کسی که شهید میدهد، یک هدیه به خدا داده و این یک افتخار است که کسی که یک هدیه بدهد. اگر بیاییم این مسئله را روی انسان مشاهده کنیم، خوب انسان به این مطلب پی میبرد. مثلاً اگر کسی بخواهد به یک پادشاه هدیه بدهد نمیتواند یا یک نفر با پادشاه دیدار کند نمی تواند مخصوصاً که یک فرد عادی باشد اما انسان میتواند با خدای خودش حرف بزند و اورا دیدار کند. واز این جا پی به بزرگی خدا بریم ویک افتخار دانستن.
ودر آخر خدااز گناهان ما بگذرد وخدا مارا به شهادت برساند. اللهم الرزقنا توفیق الشهاده فی سبیلک
و در آخر از دوستانم که در کوچه هستند می خوام برای خودشان توشه جمع کنند انشاءالله.