شهید علی اصغر محمدی: تفاوت بین نسخهها
(صفحهای جدید حاوی « کد شهید: 6127157 تاریخ تولد : نام : علیاصغر محل تولد : تربت حیدریه نام خانوادگ...» ایجاد کرد) |
|||
| سطر ۱: | سطر ۱: | ||
| + | {{جعبه اطلاعات افراد نظامی | ||
| + | |نام فرد =علیاصغر محمدی | ||
| + | |تصویر =18622.jpg | ||
| + | |توضیح تصویر = | ||
| + | |ملیت = [[پرونده:پرچم ایران.png|22px]] ایرانی | ||
| + | |شهرت = | ||
| + | |دین و مذهب = [[مسلمان]]، [[شیعه]] | ||
| + | |تولد =[[تربت حیدریه]] | ||
| + | |شهادت = [[1361/02/12]] | ||
| + | |وفات = | ||
| + | |مرگ = | ||
| + | |محل دفن = | ||
| + | |مفقود = | ||
| + | |جانباز = | ||
| + | |اسارت = | ||
| + | |نیرو = | ||
| + | |یگانهای خدمت = | ||
| + | |طول خدمت = | ||
| + | |درجه = | ||
| + | |سمتها =[[رزمنده]] | ||
| + | |جنگها = [[جنگ ایران و عراق]] | ||
| + | |نشانهای لیاقت = | ||
| + | |عملیات = | ||
| + | |فعالیتها = | ||
| + | |تحصیلات = | ||
| + | |تخصصها = | ||
| + | |شغل = | ||
| + | |خانواده = نام پدر:محمدحسن | ||
| + | }} | ||
| + | |||
| + | |||
کد شهید: 6127157 تاریخ تولد : | کد شهید: 6127157 تاریخ تولد : | ||
| سطر ۱۰: | سطر ۴۱: | ||
نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : رزمنده | نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : رزمنده | ||
گلزار : | گلزار : | ||
| − | خاطرات | + | ==خاطرات== |
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | * موضوع خواب و روياي ديگران درمورد شهيد | |
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | وقتیکه علی اصغر می خواست به جبهه برود چون سنش کم بود او را نمی بردند. لذا او رفت و شناسنامه اش را بزرگ کرد. سه شبانه روز قبل از اعزام به جبهه به من توصیه می کرد که: مادرجان بعد از شهادت من وقتی که جنازه ام را آوردند گریه و ناله نکنید تا دشمن شاد نشود. | + | بعد از تشییع جنازه علی اصغر من در حالی که به دیوار خانه تکیه داده بودم و اشک از چشمانم می ریخت، در حال رؤیا بودم که دیدم علی اصغر وارد خانه شد و من گفتم: مادر جان آمدی، بیا من مریض هستم. برو داروخانه و دواهای من را بگیر تا بخورم و بهتر شوم. او استکان آبی در دست داشت و آن را به من داد و گفت: مادرجان این آب را بخورید تا شفا پیدا کنید. وقتی به حال خودم آمدم اطرافیان می گفتند: با چه کسی صحبت می کردی؟. من درآن لحظه دیدم که نوری از خانه خارج شد. |
| − | + | ||
| − | موضوع تهجد و عبادت | + | * موضوع اولين اعزام |
| − | + | ||
| − | + | وقتیکه علی اصغر می خواست به جبهه برود چون سنش کم بود او را نمی بردند. لذا او رفت و شناسنامه اش را بزرگ کرد. سه شبانه روز قبل از اعزام به جبهه به من توصیه می کرد که: مادرجان بعد از [[شهادت]] من وقتی که جنازه ام را آوردند گریه و ناله نکنید تا دشمن شاد نشود. | |
| + | |||
| + | * موضوع تهجد و عبادت | ||
یک شب من علی اصغر را کار داشتم و خیلی دنبالش می گشتم ولی پیدایش نمی کردم. بعد از مدتی ایشان را در مسجد در حال عبادت با خداوند و راز و نیاز و گریه و زاری در پیشگاه خالق هستی پیدا کردم. | یک شب من علی اصغر را کار داشتم و خیلی دنبالش می گشتم ولی پیدایش نمی کردم. بعد از مدتی ایشان را در مسجد در حال عبادت با خداوند و راز و نیاز و گریه و زاری در پیشگاه خالق هستی پیدا کردم. | ||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | زمانی که علی اصغر می خواست به جبهه اعزام شود، من در جبهه بودم، و برادر دیگر ما هم اسیر شده بود. لذا ما به خصوص مادرم اصرار می کردند که او به جبهه نرود. ولی علی قبول نکرد و بالاخره با اصرار زیاد به جبهه رفت. تو می گفت: من می خواهم بروم و شهید بشوم. ایشان در همان اعزام اول در عملیات | + | * موضوع عشق به جهاد |
| − | + | ||
| + | زمانی که علی اصغر می خواست به جبهه اعزام شود، من در جبهه بودم، و برادر دیگر ما هم اسیر شده بود. لذا ما به خصوص مادرم اصرار می کردند که او به جبهه نرود. ولی علی قبول نکرد و بالاخره با اصرار زیاد به جبهه رفت. تو می گفت: من می خواهم بروم و شهید بشوم. ایشان در همان اعزام اول در عملیات [[کربلای 5]] در محل [[شلمچه]] به در جه رفیع [[شهادت]] نائل گردید. | ||
| + | <ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=18622 سایت یاران رضا]</ref> | ||
| + | ==پانویس== | ||
| + | <references /> | ||
| + | ==رده== | ||
| + | {{ترتیبپیشفرض: علیاصغر محمدی}} | ||
| + | [[رده: شهدا]] | ||
| + | [[رده: شهدای دفاع مقدس]] | ||
| + | [[رده: شهدای ایران]] | ||
| + | [[رده: شهدای استان خراسان رضوی]] | ||
| + | [[رده: شهدای شهرستان تربت حیدریه]] | ||
نسخهٔ کنونی تا ۸ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۵۴
| علیاصغر محمدی | |
|---|---|
![]() | |
| ملیت | |
| دین و مذهب | مسلمان، شیعه |
| تولد | تربت حیدریه |
| شهادت | 1361/02/12 |
| سمتها | رزمنده |
| جنگها | جنگ ایران و عراق |
| خانواده | نام پدر:محمدحسن |
کد شهید: 6127157 تاریخ تولد :
نام : علیاصغر محل تولد : تربت حیدریه
نام خانوادگی : محمدی تاریخ شهادت : 1361/02/12
نام پدر : محمدحسن مکان شهادت :
تحصیلات : نامشخص منطقه شهادت : شغل : یگان خدمتی : گروه مربوط : گروهی برای این شهید ثبت نشده است. نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : رزمنده گلزار :
خاطرات
- موضوع خواب و روياي ديگران درمورد شهيد
بعد از تشییع جنازه علی اصغر من در حالی که به دیوار خانه تکیه داده بودم و اشک از چشمانم می ریخت، در حال رؤیا بودم که دیدم علی اصغر وارد خانه شد و من گفتم: مادر جان آمدی، بیا من مریض هستم. برو داروخانه و دواهای من را بگیر تا بخورم و بهتر شوم. او استکان آبی در دست داشت و آن را به من داد و گفت: مادرجان این آب را بخورید تا شفا پیدا کنید. وقتی به حال خودم آمدم اطرافیان می گفتند: با چه کسی صحبت می کردی؟. من درآن لحظه دیدم که نوری از خانه خارج شد.
- موضوع اولين اعزام
وقتیکه علی اصغر می خواست به جبهه برود چون سنش کم بود او را نمی بردند. لذا او رفت و شناسنامه اش را بزرگ کرد. سه شبانه روز قبل از اعزام به جبهه به من توصیه می کرد که: مادرجان بعد از شهادت من وقتی که جنازه ام را آوردند گریه و ناله نکنید تا دشمن شاد نشود.
- موضوع تهجد و عبادت
یک شب من علی اصغر را کار داشتم و خیلی دنبالش می گشتم ولی پیدایش نمی کردم. بعد از مدتی ایشان را در مسجد در حال عبادت با خداوند و راز و نیاز و گریه و زاری در پیشگاه خالق هستی پیدا کردم.
- موضوع عشق به جهاد
زمانی که علی اصغر می خواست به جبهه اعزام شود، من در جبهه بودم، و برادر دیگر ما هم اسیر شده بود. لذا ما به خصوص مادرم اصرار می کردند که او به جبهه نرود. ولی علی قبول نکرد و بالاخره با اصرار زیاد به جبهه رفت. تو می گفت: من می خواهم بروم و شهید بشوم. ایشان در همان اعزام اول در عملیات کربلای 5 در محل شلمچه به در جه رفیع شهادت نائل گردید. [۱]
