ویرایش‌ها

شهید ابوالفضل روشنک

۲ بایت اضافه‌شده، ‏۳ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۴۹
نحوه خواستگاری به این صورت بود که ابتدا دو تا از خانم برادر هایشان به منزل ما آمدند. در ابتدا من موافقت نکردم و گفتم: که قصد ازدواج ندارم. اما بعد از چند بار دیگر و تحقیقاتی که در مورد ایشان ?ردیم کردیم و چون ی?ی از اقوام در سپاه بودند و ایشان را می شناختند و خیلی از ایشان تعریف ?ردند کردند لذا در نهایت من جواب مثبت دادم که بعد از اینکه من جواب مثبت دادم. ایشان با همان لباس سپاه امدند آمدند خواستگاری و در موقعی که ما با هم صحبت می کردیم ایشان به من گفت: که من با این لباس آمدم تا به شما بگویم در زندگی آینده ما شهادت ، اسارت ، مجروحیت است و شما باید با چشم باز تن به این ازدواج بدهید و ن نیز این مساله را قبول کردم. و ایشان در مراسمات بعدی هم با همین لباس سپاه آمدند. و این نظر ایشان بود و می گفتند: پوشیدن این حتی در شب دامادی نشان می دهد که ما در همه حال و همیشه آماده ایم.
http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=10617
۵۰۹
ویرایش