شهید محمدرضا زروندی: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو
(خاطرات)
سطر ۵۳: سطر ۵۳:
  
  
* موضوع: عشق به جهاد
+
عشق به جهاد
  
محمد رضا دوازده ساله بود که می خواست به [[جبهه]] برود ولی به علت سن کم ایشان را به جبهه نمی بردند. بعد او رفت و شناسنامه اش را دست کاری کرد و سنش را زیاد کرد. تا بتواند به جبهه برود. راوی فاطمه زروندی
+
فاطمه زروندی
  
 +
محمد رضا دوازده ساله بود که می خواست به [[جبهه]] برود ولی به علت سن کم ایشان را به جبهه نمی بردند. بعد او رفت و شناسنامه اش را دست کاری کرد و سنش را زیاد کرد. تا بتواند به جبهه برود.
  
  
* موضوع: خواب و روياي ديگران درمورد شهيد
 
  
یک شب خواب دیدم که با لباسهای جبهه اش که پاره هم بودند پیش من آمد من گفتم : خدا مرگم بده چرا لباسهایت پاره است بعد گفت: مادر از دست تو . گفتم چرا؟ گفت: از بس که تو گریه می کنی. راوی فاطمه زروندی
+
خواب و روياي ديگران درمورد شهيد
  
 +
فاطمه زروندی
  
* موضوع: پيش بيني شهادت
+
یک شب خواب دیدم که با لباسهای جبهه اش که پاره هم بودند پیش من آمد من گفتم : خدا مرگم بده چرا لباسهایت پاره است بعد گفت: مادر از دست تو . گفتم چرا؟ گفت: از بس که تو گریه می کنی.
  
همسر محمد رضا نقل می کرد: دفعه ی آخری که محمد رضا می خواست به جبهه برود به من گفت : این آخرین باری است که مرا می بینید زیرا من این دفعه به [[شهادت]] می رسم همسرش گفته بود : چرا این حرفها را می زنی ؟ محمد رضا گفته بود : من خواب دیدم که یکی از دوستان شهیدم به من گفت : چرا به جبهه نمی روی ؟ گفتم : سه بار تا به حال رفته ام و تازه از جبهه برگشته ام اما آن [[شهید]] گفت : باز هم باید به جبهه بروی . راوی فاطمه زروند
+
 
 +
پيش بيني شهادت
 +
 
 +
فاطمه زروندی
 +
 
 +
همسر محمد رضا نقل می کرد: دفعه ی آخری که محمد رضا می خواست به جبهه برود به من گفت : این آخرین باری است که مرا می بینید زیرا من این دفعه به [[شهادت]] می رسم همسرش گفته بود : چرا این حرفها را می زنی ؟ محمد رضا گفته بود : من خواب دیدم که یکی از دوستان شهیدم به من گفت : چرا به جبهه نمی روی ؟ گفتم : سه بار تا به حال رفته ام و تازه از جبهه برگشته ام اما آن [[شهید]] گفت : باز هم باید به جبهه بروی .
  
 
<ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=10911 سایت یاران رضا]</ref>
 
<ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=10911 سایت یاران رضا]</ref>
 +
 
==پانویس==
 
==پانویس==
 
<references />
 
<references />

نسخهٔ ‏۴ تیر ۱۴۰۰، ساعت ۱۹:۵۸

محمدرضا زروندی
10911.jpg
ملیت پرچم ایران.png ایرانی
دین و مذهب مسلمان، شیعه
تولد نیشابور
شهادت 1365/04/27
سمت‌ها رزمنده‌
جنگ‌‌ها جنگ ایران و عراق
خانواده نام پدر:محمداسماعیل‌


کد شهید:6518461

نام :محمدرضا

نام خانوادگی :زروندی

نام پدر :محمداسماعیل‌

محل تولد :نیشابور ‌ تاریخ شهادت :1365/04/27

تحصیلات :نامشخص

گروه مربوط :گروهی برای این شهید ثبت نشده است.

نوع عضویت :سایر شهدا

مسئولیت :رزمنده‌


خاطرات

عشق به جهاد

فاطمه زروندی

محمد رضا دوازده ساله بود که می خواست به جبهه برود ولی به علت سن کم ایشان را به جبهه نمی بردند. بعد او رفت و شناسنامه اش را دست کاری کرد و سنش را زیاد کرد. تا بتواند به جبهه برود.


خواب و روياي ديگران درمورد شهيد

فاطمه زروندی

یک شب خواب دیدم که با لباسهای جبهه اش که پاره هم بودند پیش من آمد من گفتم : خدا مرگم بده چرا لباسهایت پاره است بعد گفت: مادر از دست تو . گفتم چرا؟ گفت: از بس که تو گریه می کنی.


پيش بيني شهادت

فاطمه زروندی

همسر محمد رضا نقل می کرد: دفعه ی آخری که محمد رضا می خواست به جبهه برود به من گفت : این آخرین باری است که مرا می بینید زیرا من این دفعه به شهادت می رسم همسرش گفته بود : چرا این حرفها را می زنی ؟ محمد رضا گفته بود : من خواب دیدم که یکی از دوستان شهیدم به من گفت : چرا به جبهه نمی روی ؟ گفتم : سه بار تا به حال رفته ام و تازه از جبهه برگشته ام اما آن شهید گفت : باز هم باید به جبهه بروی .

[۱]

پانویس

  1. سایت یاران رضا

نگارخانه تصاویر

10911.jpg

رده