در عملیات والفجر 8 موقعیت حساس اروندکنار به همراه نخلستانهای وسیع آن که پوشش مناسبی برای تدارک و جابهجایی نیرو به شمارش میآمد، در موفقیت عملیات بسیار مؤثر بود.
در شهریور 1365 و طی عملیات موفقیتآمیز کربلای3، رزمندگان قرارگاه نوح با حرکت از قسمتهای جنوبی بخش اروندکنار، دو اسکله الامیه و البکر را که مهمترین پایانههای نفتی و پایگاه دریایی عراق در خلیج فارس بودند منهدم ساخته و آرایش دشمن را در خلیج فارس متلاشی ساختند. با خاتمه جنگ و اجرای مفاد قطعنامهی 598، اروندرود بار دیگر مرز غربی ایران تعیین شد و سواحل اروندکنار مورد استفاده مردم این منطقه قرار گرفت.1<ref>کتاب اطلس جغرافیای حماسی، ص 81-82</ref>
کتاب اطلس جغرافیای حماسی، ص 81-82
بزرگترین بندر صیادی ایران در اروندکنار قرار دارد که در سال ۱۳۸۷ به بهره برداری رسید. این بندر قابلیت پهلوگیری بیش از ۱۶۰ فروند موتور لنج و افزون بر ۳۳۰ قایق موتوری صیادی را دارد.
مهمترین محصول کشاورزی آن خرما است و دارای انواع سبزیجات و صیفیجات نیز میباشد. مردم این دهستان علاوه بر کشاورزی به کار صیادی نیز مشغولند. از مهمترین انواع ماهی قابل صید آن میتوان به صبور، بیاح، چندال و ... اشاره کرد. قابل توجه است که دمای شهر در فصل تابستان به بیش از 50 درجه بالای صفر میرسد.2<ref>[http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%DA%A9%D9%86%D8%A7%D8%B1 ویکی پدیا]</ref>
http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%DA%A9%D9%86%D8%A7%D8%B1
با فقر جنگیدن چقدر سخت است و دشوار. با خودم میگویم ای کاش مثل زمان جنگ قناسه یا تیری میآمد و کتاب زندگی ما را میبست تا بیهوده ورق نخورد.
چشمهایم را میبندم و سرم را زیر میاندازم تا مرگ تدریجی مردم را نبینم. خداحافظ منطقه جدید عملیاتی فقر و نداری...3<ref>منبع: برگرفته از کتاب سفر به سرزمین نور (بهزاد پودات) 61-67</ref>
منبع: برگرفته از کتاب سفر به سرزمین نور (بهزاد پودات) 61-67
"یک روز که میخواستم عازم آبادان شوم، باز هم خانمم پرسید کجا؟ گفتم غرب کشور (برای مخفی ماندن مکان عملیات). گفت: "من دیشب یک خواب دیدم. شما در منطقهای حمله کردهاید که از آن رودخانه عظیمی میگذشت. بعد رسیدید به نخلستان، آن قدر آنجا جنگیدید و شهید دادید که در محاصره صد درصد قرار گرفتید. در آن شرایط دیدم حضرت زهرا (س) شروع به دادن آب به رزمندگان حاضر در صحنه عملیات کردند." بر اساس همین خواب، رمز عملیات والفجر 8 «یا فاطمة الزهراء(س)» نامگذاری شد."
4<ref> منبع: کتاب سرزمین مقدس، موسسه روایت سیره شهدا، ص 234 سفر عشق، ص 55</ref>
سرانجام در ساعت 22:10 20 بهمن 1364، محسن رضایی از سوی قرارگاه خاتمالانبیاء فرمان حمله را صادر کرد:
"بسم الله الرّحمن الرّحیم. و لاحول و لاقوة الا بالله و العلی العظیم. و قاتلوهم حتی لا تکون فتنۀ. یا فاطمۀ الزهرا، یا فاطمۀ الزهرا، یا فاطمۀ الزهرا. امروز روزی است که هفت سال پیش در چنین زمانی امام خمینی فرمان داد حکومت نظامی باید لغو شود (اشاره به 21 بهمن 1357). شما برادران نیز حکومت نظامی صدام را لغو کنید و انشاءالله بریزید توی شهر و روستا و حکومت نظامی را به هم بریزید." 5<ref> منابع: کتاب سرزمین مقدس، موسسه روایت سیره شهدا، ص 235 راهیان نور1، ص27- 25، نبرد فاو، مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، ص69- 67</ref>
اما شهید «تازیکه» چیزی نمیگوید. برای بار دوم فرمانده سؤال خود را تکرار میکند و این بار هم شهید «تازیکه» است که با چشمانی اشکبار و یک دنیا اطمینان لب به سخن میگشاید:
«آخر جناب فرمانده! مگر ما بیصاحب هستیم؟ من سر این طناب را به دست صاحبمان «حجة بن الحسن (عج) » سپردهام تا او خودش ما را هدایت کند.» و اتفاقاً بعد از این توکل و اعتماد به آقا امام زمان(عج) تمامی غواصها بدون تلفات از آب خروشان اروند گذشته و سالم به آن طرف میرسند، اما شهید «تازیکه» در مراحل بعدی عملیات به دیدار محبوب میشتابد. 6<ref> منابع: کتاب سرزمین مقدس، موسسه روایت سیره شهدا، ص 236 سفر عشق، ص129. به نقل از سرهنگ پاسدار غلامرضا احمدی، جمعی لشکر25 کربلا</ref>
یکی از رزمندگان عملیات والفجر 8 میگوید:
در شب عملیات، موجی که بر اروندرود حرکت داشت، مرتفع بود. حرکت غواصان دریادل همزمان با قرائت آیه «وجعلنا من بین أیدیهم سداً...» آغاز شد و دعای امام امت و امت شهید پرور بدرقه جهادشان بود. بچههای غوّاص تخریب، ریسمانی را به تعداد نفرات گره زدند تا از هم متفرق نشوند و هر کدام یک گره را در اختیار داشتند و گره جلویی به پرچم مبارک آقا امام زمان(عج) که بر روی آن نوشته شده بود «یا مهدی ادرکنی (عج) » تعلق داشت. 7<ref>منابع: کتاب سرزمین مقدس، موسسه روایت سیره شهداء، ص 237 سفر عشق، ص61</ref>
سفر عشق، ص61
تحرکات عراقیها توسط شریف مطوری گزارش میشد و بسیجیان با این اطلاعات عراقیها را ناکام میگذاشتند. کار به جایی رسید که حتی یکی دو پاتک آنها هم ناکام ماند. عراقیها مستأصل شده بودند که چرا با پاتک کاری از پیش نمیبرند.
بالاخره پس از گذشت چند روز، عراقیها متوجه موضوع شدند. شاید یک دلیلش این بود که ایرانیها تعدادی از دکل را قطع کرده بودند تا هواپیماهای خودی هنگام پرواز در سطح پایین با آنها برخورد نکنند. عراقیها که متوجه دیدبان ایرانیها شده بودند، با تانک و توپخانه، دکل را مورد هدف قرار دادند. بالاخره دکلی که شریف مطوری روی آن بود، هدف قرار گرفت و او بالای دکل به شهادت رسید. 8<ref> منابع: کتاب سرزمین مقدس، موسسه روایت سیره شهداء، ص 237 با راهیان نور، ص26- 25 (به نقل از کتاب نبرد فاو، مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ)</ref>
منابع: کتاب سرزمین مقدس، موسسه روایت سیره شهداء، ص 237==پانویس==
با راهیان نور، ص26- 25 (به نقل از کتاب نبرد فاو، مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ) <references />