ویرایش‌ها

شهید علی اکبر بختیاری

۶ بایت اضافه‌شده، ‏۱۲ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۰۷:۱۹
==زندگی نامه==
ظهر یک روز پاییزی در یکی از روستاهای [[ساوه]] دیده به جهان گشود. دوران کودکی را سپری نمود تا اینکه به سنی رسید که برایش آموزگار [[قران]] اختیار کردند و بعد هم وارد دبستان شد و با عزیمت خانواده به [[قم]] دوران تحصیل را در شهر خون و قیام آغاز کرد.
بعد از شهادتش اطرافیان به مادرش می گویند ای کاش علی اکبر هم اسیر بود و اکنون می آمد و مادرش می گوید ای کاش که شب در خواب می بیند که شهید در بیابانی خوابیده است سه بار او صدا می زند و او با حالت قهر از مادرش رو برمی گرداند که بعد از آن رویا مادرش تصمیم می گیرد که ناراحتی نکند و راضی به رضای خدا باشد.
==وصیت نامه==
بسم الله الرحمن الرحیم
در ضمن پدر و مادرجان، من از کوچکی شما را زیاد آزار و اذیت دادم، مرا حلال کنید، مرا ببخشید، و حق خود را بر من حلال کنید و از من راضی باشید. باید ما کشته شویم تا اسلام سرافراز باقی بماند، ما که از ابوالفضل العباس (ع) عزیزتر نیستیم، ما که از امام حسین (ع) و از علی اکبر (ع) و علی اصغر (ع) شش ماه و قاسم (ع) عزیزتر نیستیم، پس برای ما گریه نکنید و همیشه رزمندگان اسلام را دعا کنید، دعا کنید که راه کربلا باز شود ما می رویم که با خون خود راه [[کربلا]] را باز کنیم.
پدر و مادر جان، اگر من شهید شدم مبادا خدا نکرده باعث دلسردی شما از انقلاب شود و مبادا ناراحت شوید، زیرا از ناراحتی و گریه های شما دشمن شاد می شود، ما سربازان امام زمان (عج) هستیم، پیروان حسین (ع)، ما ادامه دهندگان راه حسین (ع) هستیم. ( مرا حلال کنید)
من از شما پدر و مادر عزیز خیلی خیلی تشکر می کنم، به امید این که شما هم آرزوی کربلا دارید، قبر شش گوشه حسین (ع) را در بغل بگیرید
۲٬۵۲۵
ویرایش