در شرق جاده اهواز-خرمشهر و روبهروی ایستگاه حسینیه، جاده شهید شرکت قرار دارد که مسیری برای دسترسی به روستای دارخوین است و به واسطه پل «شهید هزاردستان» ارتباطش با جاده آبادان و اهواز برقرار میشود.
در کنار این جاده در هفت کیلومتری ایستگاه حسینیه، بیمارستان صحرایی امام حسین (ع) قرار دارد و همین امر این ایستگاه را برای نقل و انتقال مجروحین بسیار حیاتی و با اهمیت کرده بود. از طرفی وجود قرارگاه عملیاتی کربلا در 8 کیلومتری شرق ایستگاه، اهمیت آن را دوچندان کرده بود. به همین علت در طول جنگ این مناطق بارها مورد حمله هوایی قرار گرفت و برای مقابله با این حملات، پدافند هوایی در این منطقه استقرار یافت. نیروهای پشتیبانی جهاد سازندگی تا پایان جنگ در این منطقه مستقر بودند. <ref>کتاب اطلس جغرافیای حماسی، ص 45 ـ 46 </ref>
در غرب جاده اهواز-خرمشهر یک سه راه بسیار مهم به نام «سه راه حسینیه» واقع شده است که چند جاده را به هم مرتبط میکند. سه راه «حسینیه» علاوه بر اینکه جاده اهواز-خرمشهر را ادامه میدهد، به جاده زید به طرف مرز بینالمللی و پاسگاه معروف زید عراق منتهی میشود و طول این جاده از مرز تا سه راه حسینیه حدود 12 تا 16 کیلومتر است.
http://www.iqna.ir/khouzestan/news_detail.php?ProdID=548679
بعد از پذیرش قطعنامه توسط جمهوری اسلامی این منطقه دوباره توسط رژیم بعث تصرف شد که با یورش سهمگین رزمندگان اسلام سه راهی حسینیه به قتلگاه نیروهای عراقی و تانکهای آنان تبدیل شد. هم اکنون این یادمان به عنوان آثار دفاع مقدس توسط قرارگاه حفظ ابنیه و آثار سرزمینی دفاع مقدس خوزستان حفاظت میشود.
http://www.emtedadmags.com/article.asp?Art=318
... بچهها بهش میگفتند محمود سوسول. بچه کُله رود و ساکن شاهین شهر بود. شب مرحله سوم عملیات کربلای5 گوشه ای از قرارگاه، نزدیک ایستگاه حسینیه، نشسته بود و گریه میکرد. ما کربلای4 را با آن وضعیت دیده بودیم. رفقایمان پیش چشممان پرپر شده بودند. خیلیها فکر میکردند محمود ترسیده. رفتم سراغش. پرسیدم: چی شده؟ گفت: ولم کن. گفتم: محمود، بچهها میگویند تو ترسیدی. گفت: بگذار هر فکری که میخواهند بکنند. خیلی اصرار کردم که چرا گریه میکند. گفت: داداش محمد، من فردا شب شهید میشوم. ماندهام که چطور به ملاقات حضرت زهرا(س) شرفیاب شوم. جدی نگرفتم. فردا که رفتیم برای عملیات، توی پنج ضلعی معروف شلمچه، یک بار دیگر دیدمش. آمد با من دست داد و روبوسی کرد. میخواست به خط مقدم برود. گفت: محمد، بعد از بریدگی سمت راست، نزدیک اولین تانک منهدم شده بیا سراغ من. سه ـ چهار ساعت بعد، یکی از بچهها به من گفت: محمود رفت. گفتم: کجاست؟ دقیقاً همان نشانیای را داد که قبل از عملیات به من داده بود. تیر درست توی صورتش خورده بود.
عملیات بیت المقدس7 معروف شده بود به «عملیات عطش». بچههایی که عمل کرده بودند، برگشتند به همین موقعیت. بازماندگان، از یک قدمی شهادت برگشته بودند. لبها خشک بود و زبان از تشنگی حرکت نمیکرد. اما به هر کدام که جرعه ای آب و شربت میدادیم نمیخوردند. همه به یاد رفقایی که تشنه جان داده بودند، فقط گریه میکردند. «قرارگاه عملیاتی جنوب کربلا» در هشت کیلومتری ایستگاه حسینیه قرار دارد که روزی قرار دلهای بی قرار حسین(ع) بود.<ref>[http://www.hawzah.net/fa/magazine/magart/5737/5744/57399 پایگاه اطلاع رسانی حوزه]</ref>
http://www.hawzah.net/fa/magazine/magart/5737/5744/57399
در سه راهی حسینیه یک ایستگاه صلواتی دایر بود که به صورت شبانه روزی از رزمندگان اسلام پذیرایی مینمود.
http://www.emtedadmags.com/article.asp?Art=318
==عملیاتهای مرتبط با یادمان ایستگاه حسینیه==
این ایستگاه که یکی از محور های اصلی عملیات بیتالمقدس بود و حفظ پدافند در آن منطقه بسیار مهم و حیاتی بود. این منطقه در جریان عملیات رمضان، یکی از اصلیترین محور های هجوم به دشمن بود که در آن پاسگاه زید عراق آزاد شد. همزمان با عملیات خیبر نیز یکی از محور های اجرای تک فریب، همین ایستگاه بود. پس از آزادسازی ایستگاه حسینیه این منطقه محل استقرار نیروهای پشتیبانی و جهاد سازندگی شد. این ایستگاه در جریان عملیات کربلای 4 و 5 و 8 و بیتالمقدس 7 نیز به عنوان یکی از عقبه های مهم و فعال یگانهای خودی بود و تعداد زیادی از یگانهای عمل کننده در اطراف این ایستگاه استقرار داشتند.
==پانویس==
<references />