ویرایش‌ها

شهید اسماعیل حسینی ثانی

۶۱ بایت اضافه‌شده، ‏۳ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۱۹:۴۳
از مرگ‌ سید حامد، پسرم‌ مدتی‌ می‌گذشت‌ من‌ خیلی‌ غمگین‌ بودم‌. یک‌ روزخواهر سید اسماعیل‌ به‌ منزل‌ ما آمد و گفت‌: «خواب‌ برادرش‌ را دیده‌ است‌» اوتعریف‌ می‌کرد:
در باغ‌ بزرگ‌ و زیبایی‌ سیداسماعیل‌ را دیدم‌ که‌ سیدحامد را بغل‌ کرده‌ است‌ وبه‌ سمت‌ من‌ می‌آمد. با تعجّب‌ از او پرسیدم‌: «داداش‌! حامد پیش‌ شماست‌؟»گفت‌: «بله‌». بعد گفت‌: «خواهر جان‌! به‌ نرگس‌ بگو! اینقدر بی‌تابی‌ نکند. بی‌بی‌سمیّه‌ برای‌ او باشد. حامد هم‌ برای‌ من‌.»
همسر شهید <ref>منبع: کتاب دلبران آسمانی (درباره چند سردار شهید نیشابوری)</ref> 
• با ایشان قرار گذاشته بودیم که در موقع رانندگی هیچگاه هر دو نفرمان از سرعت مجاز 90 کیلومتر ساعت در روز و 80 کیلومتر ساعت در شب بیشتر نرویم و هر کس بیشتر رفت آن گوش یکی را بتاباند. در یکی از مأموریت ها در منطقه جنوب و جاده ای نسبتاً خلوت با این شهید بزرگوار در حرکت بودم من رانندگی می کردم و از قراری که با شهید گذاشته بودم یادم رفته بود و با سرعت در جاده در حرکت بودم که یک باره دیدم شهید گوشم را می تاباند به کیلومتر شمار نگاه کردم و دیدم روی 100 کیلومتر ساعت حرکت می کنم سریعاً سرعت اتومبیل را کم کردم و ایشان گوش مرا رها کرد.
ای‌ ام‌ّالفساد قرن‌، آمریکای‌ جنایتکار! ای‌ جرثومه‌ی‌ پلید شرق‌، شوروی‌متجاوز! ای‌ مولود آمریکا، اسرائیل‌ غاصب‌! و ای‌ صدّامیان‌ تهی‌ فکر کافر!لحظه‌ای‌ به‌ ایران‌، به‌ وحدت‌ و انسجامش‌ بنگرید! کُرد و لُر، عرب‌ و عجم‌، شهری‌و روستایی‌، کارگر و کارمند، مهندس‌ و مدیر، طبیب‌ و روحانیت‌، دست‌ به‌ دست‌یکدیگر با یک‌ شعار و یک‌ نیّت‌، با یک‌ حرکت‌ و یک‌ رهبر با تبر بت‌شکن‌ بردوش‌، ابراهیم‌وار پشت‌ سر رهبر، صف‌ به‌ صف‌، لشگر به‌ لشگر می‌روند تاکربلای‌ 61 هجری‌ و قدس‌ مسلمین‌ و کعبه‌ی‌ معظّمه‌ را با همه‌ی‌ شوکتش‌ آزادنمایند. شما خود وعده‌ی‌ خداوند منّان‌ را نظاره‌گر خواهید بود.
اماما! قاعدا! ای‌ نور چشم‌ امّت‌ و ای‌ فریاد زمان‌ علیه‌ کفر و ای‌ وارث‌ حسین‌،ای‌ فرزند زهرا ای‌ نائب‌ بر حق‌ّ حضرت‌ مهدی‌(عج‌) و ای‌ خمینی‌ رهبر محبوب‌جهان‌ اسلام‌! از آن‌ زمانی‌ که‌ نامت‌ را شنیدم‌ و تو را شناختم‌، روانه‌ی‌ راهت‌ شدم‌و تا آنجا که‌ توانستم‌ تحت‌ فرمانت‌ بودم‌ و به‌ آنچه‌ گفتی‌ عمل‌ کردم‌ و در مقابل‌ظلم‌، تا سرحدّ شهادت‌ خواهم‌ ایستاد و ظلم‌ را خواهم‌ شکست‌. ای‌ امّت‌ امام‌! به‌عنوان‌ یک‌ پاسدار انقلاب‌، وظیفه‌ی‌ خود می‌دانم‌ اعلام‌ نمایم‌ بعد از رفتنم‌جبهه‌های‌ حق‌ علیه‌ باطل‌ را تقویت‌ نمایید! با دشمن‌ قدّار بجنگید! نماز جمعه‌،این‌ سنگر همیشگی‌ امّت‌ حزب‌اللّه‌ را که‌ نشانه‌ی‌ وحدت‌ مردم‌ و کوری‌ چشم‌دشمن‌ است‌ نگهدارید که‌ دشمن‌ از این‌ وحشت‌ دارد با شرکت‌ خود این‌ سنگرشکست‌ناپذیر را حفظ‌ کنید و این‌ خود نوعی‌ لبّیک‌ است‌ به‌ دعوت‌ امام‌ و خودبرای‌ شما افتخاری‌ است‌.
والسّلام‌ علیکم‌ و رحمة‌اللّه‌ و برکاته‌<ref>منبع: کتاب دلبران آسمانی</ref><ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=7256منبع سایت یاران رضا]</ref>
منبع سایت یاران رضا==پانویس==http:<references//yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=7256>
مدیر
۱٬۸۴۲
ویرایش