ویرایشها
طلبه شهيد: [[شهيد رضا سليماني سليمانی]] بار ديگر کوله بار همت خويش را بر دوش نهادم تا با عبور از دشت آلاله هاي های خونين، آلبوم خاطرات قلبم را سرشار از تصاوير زيباي زيبای شهدا نمايم. شهدايي شهدايی که با گوش جان نداي ندای حسين زمان خويش را شنيدند و با پاي پای جان به ضيافت نور شتافتند. آنان که با فرياد الله اکبر، اکبر، در محراب سنگرهاي سنگرهای جبهه، نماز عشق را به پا اشتند داشتند و از فرات عشق، جام شيرين ايمان را نوشيدند. سپس با بر تن نمودن پيراهن سرخ ايثار، جان خويش را در طبق اخلاص ، نثار راه معشوق نمودند. طلبه [[شهيد رضا سليماني سليمانی]] در سال 1344 در شهر ديزيچه از توابع [[شهرستان مبارکه ]] ديده به جهان گشود و او بعد از سپري سپری کردن دوران شيرين کودکي کودکی و قدم نهادن در وادي وادی بيکران معرفت و علم اندوزي راهي اندوزی راهی دبستان شد و ابتدايي ابتدايی ترين گام هاي های خويش را جهت کسب معارف برداشت. بعدزا بعد از چند سال برداشت از خرمن علوم کلاسيک، عطش درون را با حضور در وادي وادی نور و صفا سيراب کرد و جرعه نوش معرفت عشق شد. و با قدم نهادن، به عرصه روحانيت، بار امانتي امانتی عظيم را بر دوش کشيد. او به فراگيري فراگيری دروس مقدماتي مقدماتی در مدرسه علميه [[شهيد محمد منتظريمنتظری(ره) ]] سهروفيروان پرداخت و سپس به شهر مقدس [[قم ]] عزيمت نمود. و در سال 1362 آماده مبارزه با کفر و نفاق شد و قدم و به عرصه جنگ و جهاد گذاشت. او آن چنان عاشق حضور در پيشگاه الهي الهی بود که سرانجام در محراب سبز نياز به شهادت رسيد با نواخته شدن شيپور جنگ و به حرکت در آمدن سپاهيان محمد در پيکار با دشمن زبون بعثي، بعثی، غيرت مذهبي مذهبی و ؟؟؟ دوستي دوستی او به جوش آمد و با خون سرخش دفتر ايمان خويش را گلگون نمود و به لقاء الهي الهی نايل آمد. [[جزيره مجنون ]] يادآور حماسه آفريني آفرينی او در ميدان نبرد است که چه زيبا متع جان خويش را خالصانه به محضر دوست تقديم کرد. «روحش شاد و راهش پر رهرو باد»
«طلبه شهيد: [[شهيد رضا سليماني» سليمانی]]» و لا تحسبن الذين قتلوا في سبيل الله امواتاً بل احياء عند ربهم يرزقون و گمان نكنيد، كسانيكه كسانی كه در راه خدا كشته شده اند، مرده اند، اند، بلكه آنها زنده و در نزد پروردگار خود روزي مي روزی می خورند. [[قرآن ]] كريم اكنون كه عاشقان كربلاي حسيني مي روند، كربلای حسينی می روند، تا آخرين ضربه هاي های مهلك خود را به پيكر پوسيده [[صدام ]] و صداميان وارد آورند، بر ماست كه از هرگونه ياري ياری و حمايت خود، دريغ نكنيم و به اين عزيزان كمك و ياري ياری كنيم، زيرا اگر بي بی تفاوت باشيم، روز قيامت پيش آخرين فرستاده خدا، نبي [[نبی اكرم(ص) ]] و سالار شهيدان، [[حسين ابن عليعلی(ع) ]] و دخت گراميش، [[فاطمه زهرا(س) ]] مسئول و روسياه خواهيم بود. در روايتي روايتی از [[امام حسين(ع) ]] آمده است: لا ار الموت الا السعادة و ... يعني يعنی من مرگ با سعادت را بهتر از زندگي زندگی با ذلت مي می دانم وبرايم و برايم شيرين تر است. وصيت من نسبت به ملت غيور و سلحشور اين است كه مبادا امام عزيزمان، پير جماران، ابر مرد تاريخ، بنيانگذار جمهوري اسلامي، خميني جمهوری اسلامی، [[خمينی]] كبير را تنها بگذاريد و از او سرپيچي سرپيچی كنيد كه مسئول هستيد. مبادا رهرو و راه شهيدان نباشيد و رزمندگان عرصه هاي های توحيد را ياري ياری نكنيد كه پيش خداوند مسئول هستيد. پدر و مادرجان! اميدوارم كه مرا حلال كنيد و ببخشيد اگر فرزند خوبي خوبی برايتان نبودم، چه بسيار زحمات زيادي براي زيادی برای من كشيديد تا مرا بزرگ كرديد و من نتوانستم، جبران كنم، اميدوارم كه روز قيامت درصحراي در صحرای محشر، روسفيد باشيد و خداوند اجر و جزاي جزای خير به شما عطا بفرمايد. والسلام عليكم و رحمه لله و بركاته فرزند حقير شما رضا سليمانيسليمانی
منبع سایت شهدای خین
http://khayyen.ir/shahid/197