شهید رسول تراشی سیس: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو
سطر ۱: سطر ۱:
 
شهید رسول تراشی سیس
 
شهید رسول تراشی سیس
 +
 
تاریخ تولد :1342/01/01
 
تاریخ تولد :1342/01/01
 +
 
تاریخ شهادت : 1367/04/21
 
تاریخ شهادت : 1367/04/21
 +
 
محل شهادت : نامشخص
 
محل شهادت : نامشخص
 +
 
محل آرامگاه :آذربایجان شرقی - شبستر – ملکزاده
 
محل آرامگاه :آذربایجان شرقی - شبستر – ملکزاده
  

نسخهٔ ‏۳۱ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۱۲:۳۸

شهید رسول تراشی سیس

تاریخ تولد :1342/01/01

تاریخ شهادت : 1367/04/21

محل شهادت : نامشخص

محل آرامگاه :آذربایجان شرقی - شبستر – ملکزاده

زندگی نامه

درنزدیکی شهر شبستر روستائی وجود دارد که جهتی روستائی وکشاورزان دراین محل به کشت کار مشغول هستند سال 1365 که جنگ تحمیلی دراوج خود می باشد خانواده ای دراین روستا هستند که معروف به حاجی کریم تراشی میباشد که ایشان دارای 4 فرزند می باشد 1 دختر و 3 پسر و 2 پسر که خدمت مقدس سربازی را پشت سر گذاشته اند واینک نوبت حاج رسول است رسول که در 1343/09/15 در شب سرد به دنیا آمد از همان کودکی مهر بان دلسوز و شجاع بود درآن زمان به علت نبود امکانات کمی در مکتب درس خواند و شهید همراه برادر و پدر مرحوم به شغل کشاورزی می پرداخت آنقدر به پدرومادر کمک میکرد وهمیشه حاضر به خدمت بود که انگار ی میداند که دیگر راه برگت ندارد ودیگراین پدرومادرپیرش رانخواهد دید انگار او را کسی میخواند تا این جدائی اسیر کنند را زودتر سپری کند حالا این رسول رسول کودک و بازیگوش نیست حال دیگر این دشمن است که پای در خاک پدری و مادری ما نهاده وبا کمک بعضی کشورها همسایه به داخل خاک عزیزمان نفوذ کرده مردان ایارن زمین همه درمرزهای ایارن زمین شجاعانه مس جنگند نوبت رسول است با اندوهی غم و اغشته به چشمان مهربان از پدر و مادر خداحافظی کرده و با پسر هم محله همگی پیمان میبندند وعازم می شود ایاشن آموزشی را در پادگان عجب شیر گذرانده و پس از چندروز عازم هلران میگردد آنها در دسته یکم تیپ؟؟؟بود این خدمت به زودی سپری مشد ودرحملات پی در پی رزمندگان اسلام دشمن به عقب رانده میدش تااینکه حاج رسول ما به پیش از 22 ماه خدمت مقدس سربای رسید ولی متاسفانه دریک حمله ناگهانی دشمن که به طرف رزمندگان اسلام و سلحشور می شود بیشتر سربازان دفاع ولی شهید میشدند وبه آرزوی دیرینه اشان میرساند دراینجا هم روستائی ایشان سلیمان نام دارد میگوید دشمن حمله کرده و از زمین و هوا تیر وآتش میبارید هم در رفی به دفاع مشغول بودند ناگهان سلیمان میگویئد که حاج رسول میاید من تشنه ام سلیمان می گوید زیاد ازآن لحظه چیزی یادم نمیاید فقط دیدم که همه جا پر از تیرو اشت وخاک وخون است ودیگر از حاج رسول ما خبری نیست همهجا را میگردد ولی انگار حاج رسول به ارزوی خودرسیده وجام شهادت رانوشیده است وقتی که همه جا ساکت شد وماهمه شهیدان و زخمی ها را هم جمع کردیم هیچ اثر ازایشان نبود حتی رد سال 1367 که اسیران هم از عراق بهایارن وطن عزیزمان برگشتند نبود .

منبع:سایت شهدای ارتش http://ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/41205