rId5
==زندگی نامه==
شهید غلامرضا هندوانه چی در خانواده ای مذهبی چشم به جهان گشود. همیشه با پدر به نماز جماعت می رفت و اخلاق و رفتار بسیار خوبی داشت. با تمام بستگان و آشنایان با مهربانی رفتار می کرد. او تا کلاس پنجم ابتدایی درس خواند سپس به سر کار رفت. او در کار استعداد فوق العاده ای داشت. بعد از چند سال کار و تلاش توانست در کارخانه بوتان برای خود شغلی دست و پا کند و با حقوق کارگری برای پدر و مادرش زندگی متوسطی فراهم نماید. در روستای حسین آباد منزلی برای خانواده خرید.
با فرا رسیدن موعد سربازی غلامرضا به خدمت اعزام شد. سه روز بعد از رفتن وی عملیات شد و خبر زخمی شدنش را به خانواده نداد. در بیمارستان غازی شیراز بستری بود. خواهرش می گوید: وقتی که ما برای ملاقات او رسیدیم بی حال روی تخت بود. ما را به زحمت می شناخت. وقتی از پرستار علت زخمی شدنش را پرسیدم گفت: به علت اصابت ترکش خمپاره به پشت سرش می باشد. در همین حال ما همگی چشمانشان پر از اشک شد. من لحظه ای جمله ی او که از قبل می دانست از کدام ناحیه زخمی می شود را از ذهنم گذراندم. او حال و هوای شهادت را در سر داشت. بعد از 40 روز بستری در بیمارستان هر روز حالش بدتر می شد و سه روز به عید نوروز غلامرضا به آرزویش رسید.
شهید هندوانه چی پس از 7 بار اعزام و 18 ماه حضور در جبهه در تاریخ 1359/11/20 در تنگه ی چزابه در عملیات فتح المبین مجروح شد و در تاریخ 1360/12/26 به شهادت رسید. پیکر پاک و مطهر این شهید گرامی در بهشت زهرا، قطعه ی 24 به خاک سپرده شد.
==خاطرات==
خاطره ای از زبان خواهر شهید