شهید عبدالحمید اکبری فیلاورگانی: تفاوت بین نسخهها
Heydari9711 (بحث | مشارکتها) |
|||
| سطر ۱: | سطر ۱: | ||
نام : اکبری فیلاورگانی / عبدالحمید | نام : اکبری فیلاورگانی / عبدالحمید | ||
نام پدر : اکبر | نام پدر : اکبر | ||
| − | تاریخ تولد : ۱۳۴۶-۰۱-۰۱ | + | [[تاریخ تولد : ۱۳۴۶-۰۱-۰۱]] |
محل تولد : فلاورجان | محل تولد : فلاورجان | ||
| − | تاریخ شهادت : ۱۳۶۵-۱-۲۲ | + | [[تاریخ شهادت : ۱۳۶۵-۱-۲۲]] |
| − | محل شهادت : فاو - والفجر8 | + | محل شهادت : فاو - [[والفجر8]] |
شهرستان : فلاورجان | شهرستان : فلاورجان | ||
یگان : | یگان : | ||
| سطر ۱۶: | سطر ۱۶: | ||
==زندگینامه== | ==زندگینامه== | ||
مى گفت: «هر اولى را آخرى و هر شروعى را پایانى است و چقدر خوب است که پایان این | مى گفت: «هر اولى را آخرى و هر شروعى را پایانى است و چقدر خوب است که پایان این | ||
| − | راه شهادت باشد...» | + | راه [[شهادت]] باشد...» |
| − | سنش به جبهه قد نمى داد، ولى با این حال شور و شوق نوجوانى اش و نیز حال و هواى دوره جنگ او را وادار کرد تا به هر طریقى شده خود را به جبهه ها برساند. آغاز راه طلبگى اش بود که عازم دیار عاشقان خدا شد. عملیات والفجرهشت بود و عظمت و شکوه حماسه فتح فاو!... | + | سنش به جبهه قد نمى داد، ولى با این حال شور و شوق نوجوانى اش و نیز حال و هواى دوره جنگ او را وادار کرد تا به هر طریقى شده خود را به جبهه ها برساند. آغاز راه طلبگى اش بود که عازم دیار عاشقان خدا شد. عملیات [[والفجرهشت]] بود و عظمت و شکوه [[حماسه فتح فاو]] !... |
| − | عبد الحمید در میان سیل خروشان سپاهیان اسلام بر کافران بعثى خروشید و آخرین صفحه کتاب زندگیش به شهادت ختم گردید. جسم شریفش با آتش دشمن متلاشى شد تا سندى براى عاشقى اش باشد و... و این پدر بزرگوارش بود که هنگام رؤیت پیکر جگر گوشه اش گفت: «انا لله و انا الیه راجعون». | + | عبد الحمید در میان سیل خروشان سپاهیان اسلام بر کافران بعثى خروشید و آخرین صفحه کتاب زندگیش به [[شهادت]] ختم گردید. جسم شریفش با آتش دشمن متلاشى شد تا سندى براى عاشقى اش باشد و... و این پدر بزرگوارش بود که هنگام رؤیت پیکر جگر گوشه اش گفت: «انا لله و انا الیه راجعون». |
==وصیتنامه== | ==وصیتنامه== | ||
نسخهٔ ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۲۲:۴۶
نام : اکبری فیلاورگانی / عبدالحمید نام پدر : اکبر تاریخ تولد : ۱۳۴۶-۰۱-۰۱ محل تولد : فلاورجان تاریخ شهادت : ۱۳۶۵-۱-۲۲ محل شهادت : فاو - والفجر8 شهرستان : فلاورجان یگان : مسئولیت : تحصیلات : محل تحصیل : مدرسه علمیه ذوالفقار و امام صادق (ع) گلزار : امام زاده شمس الدین
زندگینامه
مى گفت: «هر اولى را آخرى و هر شروعى را پایانى است و چقدر خوب است که پایان این راه شهادت باشد...» سنش به جبهه قد نمى داد، ولى با این حال شور و شوق نوجوانى اش و نیز حال و هواى دوره جنگ او را وادار کرد تا به هر طریقى شده خود را به جبهه ها برساند. آغاز راه طلبگى اش بود که عازم دیار عاشقان خدا شد. عملیات والفجرهشت بود و عظمت و شکوه حماسه فتح فاو !... عبد الحمید در میان سیل خروشان سپاهیان اسلام بر کافران بعثى خروشید و آخرین صفحه کتاب زندگیش به شهادت ختم گردید. جسم شریفش با آتش دشمن متلاشى شد تا سندى براى عاشقى اش باشد و... و این پدر بزرگوارش بود که هنگام رؤیت پیکر جگر گوشه اش گفت: «انا لله و انا الیه راجعون».
وصیتنامه
فرازی از وصیت نامه: گواهى می دهم که رفتن به جبهه براى رضاى نفس، خوشگذرانى، بیهودگى و دام نزدن به آتش ظلم و فساد نبود بلکه به خاطر وظیفه اى بود که اسلام براى ما مشخص کرده است.
منبع: سایت خین http://khayyen.ir/shahid/642