ولی به دلیل سختی رفت و آمد از روستا به شهر نمین در دوره ی راهنمایی با وجود استعداد و علاقه ی زیادی که به یادگیری علم و دانش داشت در سال سوم راهنمایی مجبور به ترک تحصیل شد او به روستا بازگشت و کارهای کشاورزی و دامداری را بر عهده گرفت. مجید با وجود کار و فعالیت زیاد که بیشتر وقت خود را به آن اختصاص می داد از توجه به مسائل دینی و مذهبی هرگز غافل نمی شد و از حضور در مجالس مذهبی که در مسجد برگزار می شد باز نمی ماند.
او بسیار مهربان و خوش اخلاق بود طوری که همگان از رفتار و اخلاق او همواره کمال رضایت را داشتند. همچنین در حد توان در یاری رساندن به دیگران می کوشید. مجید همیشه به فکر همه خواهرها و برادرانش بود و نمی گذاشت که آنها از مشکلات زندگی ناراحت و غمگین باشند. او از کودکی آموخته بود که چگونه روی پای خود بایستد و با صبر و بردباری و تلاش بر مشکلات و گرفتاریهای زندگی غالب آید. بعد رسیدن به سن مشمولیت سربازی مجید به همراه پسر عموی خود برای دفع از اسلام و خاک میهن اسلامی عازم جبهه ی نبرد حق علیه باطل شد. او از طرف ارتش جمهوری اسلامی ایران به عنوان رزمنده در لشگر 22 نزاجا عازم سردشت آذربایجان غربی شد. او جنگ تحمیلی را جنگ ابرقدرتها بر علیه کشور اسلامی مان می دانست و همیشه می گفت باید در برابر کافران ایستاد تا پیروزی نهایی حاصل گردد.
سرانجام پس از 22 ماه خدمت خستگی ناپذیر در جبهه های نبرد مجید در اثر اصابت تیر سهوی نیروهای خودی به پهلوی چپ به درجه ی رفیع شهادت نائل آمد و در تاریخ 1366/11/06 چون کبوتری خونین بال به سوی آسمان پر کشید و به فیض عظیم و فوز جاودانی لقاء الهی نائل گشت. پیکر مطهرش در روستای زادگاهش در میان اندوه و غم و حسرت خانواده و دوستدارانش پس از تشییعی با شکوه به خاک سپرده شد و روح آسمانی اش از زندان تن رهید و در ملکوت اعلی آزادی میهنش را به نظاره نشست.
منبع:سایت شهدای ارتش
http://ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/38707