عملیات بیت المقدس هفت: تفاوت بین نسخهها
Beiranvand97 (بحث | مشارکتها) |
|||
| سطر ۳: | سطر ۳: | ||
==و باز هم شلمچه ...== | ==و باز هم شلمچه ...== | ||
| − | رژیم عراق با به کار گیری گسترده سلاحهای شیمیایی و همچنین با همکاری آمریکا و حمایت بی دریغ ارتجاع عرب، تهاجم خود را برای باز پس گیری مناطق از دست داده آغاز میکند و به دنبال استراتژی زمین سوخته، شهر فاو را در اواخر فروردین و شلمچه و جزایر مجنون را در نیمه اول خرداد سال 67 به تصرف در میآورد. | + | رژیم [[عراق]] با به کار گیری گسترده سلاحهای شیمیایی و همچنین با همکاری آمریکا و حمایت بی دریغ ارتجاع عرب، تهاجم خود را برای باز پس گیری مناطق از دست داده آغاز میکند و به دنبال استراتژی زمین سوخته، شهر [[فاو]] را در اواخر فروردین و [[شلمچه]] و [[جزایر مجنون]] را در نیمه اول خرداد سال 67 به تصرف در میآورد. |
| − | نیروهای ایرانی نقل و انتقلات خود را آغاز کرده و در مکانهای از پیش تعیین شده استقرار مییابند تا در شرایط مقتضی نسبت به جنایتهای دشمنان تا بن دندان مسلح به عکس العمل مناسب بپردازند و از حریم انقلاب اسلامی دفاع نمایند. دشمنان انقلاب اسلامی که تا دیروز چهره در نقاب کرده بودند، با احساس خطر جدی از سوی رزمندگان اسلام، رخ مینمایند و بی هیچ مانعی پای به خاک جمهوری اسلامی ایران میگذاردند. | + | نیروهای ایرانی نقل و انتقلات خود را آغاز کرده و در مکانهای از پیش تعیین شده استقرار مییابند تا در شرایط مقتضی نسبت به جنایتهای دشمنان تا بن دندان مسلح به عکس العمل مناسب بپردازند و از حریم انقلاب اسلامی دفاع نمایند. دشمنان انقلاب اسلامی که تا دیروز چهره در نقاب کرده بودند، با احساس خطر جدی از سوی رزمندگان اسلام، رخ مینمایند و بی هیچ مانعی پای به خاک [[جمهوری اسلامی ایران]] میگذاردند. |
| سطر ۱۵: | سطر ۱۵: | ||
| − | سرانجام عملیات بیت المقدس 7 در نخستین ساعات بامداد 22 خرداد 67، با رمز مبارک ((یا ابا عبدالله الحسین(ع) و با هدف انهدام نیروهای دشمن، درمنطقه شلمچه آغاز شد. این عملیات در حالی آغاز شد که دشمن چند ساعت قبل ازشروع آن، مواضع رزمندگان را به شدت زیر آتشبار سنیگن قرارداده بود که این گلوله باران کوچکترین خللی در حمله ارتش اسلام وارد نیاورد. | + | سرانجام [[عملیات بیت المقدس 7]] در نخستین ساعات بامداد 22 خرداد 67، با رمز مبارک ((یا ابا عبدالله الحسین(ع) و با هدف انهدام نیروهای دشمن، درمنطقه شلمچه آغاز شد. این عملیات در حالی آغاز شد که دشمن چند ساعت قبل ازشروع آن، مواضع رزمندگان را به شدت زیر آتشبار سنیگن قرارداده بود که این گلوله باران کوچکترین خللی در حمله ارتش اسلام وارد نیاورد. |
| − | رزمندگان اسلام با عبور از موانع ایذایی از چند محور به مواضع دشمن یورش بردند. هجمه برق آسای رزمندگان درهمان ابتدا، خطوط مقدم دشمن را در هم میکوبد و رزمندگان اسلام پس از پشت سر گذاشتن دژهای دفاعی مقدماتی، در عمق نیروهای عراقی پیشروی میکنند. دشمن برای مقابله با این حمله، شدت آتش توپخانه خود را افزایش میدهد که با آتش متقابل ارتش اسلام پاسخ داده میشود. | + | رزمندگان اسلام با عبور از [[موانع ایذایی]] از چند محور به مواضع دشمن یورش بردند. هجمه برق آسای رزمندگان درهمان ابتدا، خطوط مقدم دشمن را در هم میکوبد و رزمندگان اسلام پس از پشت سر گذاشتن دژهای دفاعی مقدماتی، در عمق نیروهای عراقی پیشروی میکنند. دشمن برای مقابله با این حمله، شدت آتش توپخانه خود را افزایش میدهد که با آتش متقابل ارتش اسلام پاسخ داده میشود. |
| سطر ۲۷: | سطر ۲۷: | ||
| − | هوا رو به روشنائی میرفت که پرواز هواپیماهای عراقی آغاز شد، تا این لحظات یازده تیپ پیاده و رزمی عراق، 25 تا 80 در صد منهدم و700 تن از آنها به اسارت رزمندگان اسلام در آمده بودند. همچنین سه گردان از آتشباری دشمن به همراه 30 دستگاه تانک و نفر بر و 80 دستگاه خودرو سبک و سنگین دشمن به آتش کشیده و منهدم شده بود. | + | هوا رو به روشنائی میرفت که پرواز هواپیماهای عراقی آغاز شد، تا این لحظات یازده [[تیپ پیاده و رزمی]] عراق، 25 تا 80 در صد منهدم و700 تن از آنها به اسارت رزمندگان اسلام در آمده بودند. همچنین سه گردان از آتشباری دشمن به همراه 30 دستگاه [[تانک]] و [[نفر بر]] و 80 دستگاه خودرو سبک و سنگین دشمن به آتش کشیده و منهدم شده بود. |
| − | رزمندگان اسلام تا جنوب دریاچه ماهی پیشروی میکنند، از آن پس هلی کوپترهای هوانیروز و نیروی هوایی کار انهدام نیروهای دشمن را به عهده گرفتند و با پرواز تحسین بر انگیز و جسورانه خود پشت دشمن را به لرزه درآوردند. دشمن بعثی حوالی ظهر با جمع آوری نیروهای پراکنده و وارد کردن تعداد بی شماری تانک و نفربر اقدام به پاتک میکند. خاکریزهای مقابل نیروهای زرهی بعث که نیروهای ایرانی پشت سر آن موضع گرفته بودند، مانعی بود که اگر برداشته میشد، تعداد زیادی از سربازان اسلام کشته، زخمی واسیر میشدند. | + | رزمندگان اسلام تا جنوب دریاچه ماهی پیشروی میکنند، از آن پس [[هلی کوپترهای هوانیروز]] و نیروی هوایی کار انهدام نیروهای دشمن را به عهده گرفتند و با پرواز تحسین بر انگیز و جسورانه خود پشت دشمن را به لرزه درآوردند. دشمن بعثی حوالی ظهر با جمع آوری نیروهای پراکنده و وارد کردن تعداد بی شماری تانک و نفربر اقدام به پاتک میکند. [[خاکریزهای]] مقابل نیروهای زرهی بعث که نیروهای ایرانی پشت سر آن موضع گرفته بودند، مانعی بود که اگر برداشته میشد، تعداد زیادی از سربازان اسلام کشته، زخمی واسیر میشدند. |
| سطر ۳۹: | سطر ۳۹: | ||
| − | رزمندگان اسلام، به محض رسیدن دشمن به تیر رس با آر پی جی | + | رزمندگان اسلام، به محض رسیدن دشمن به تیر رس با [[آر پی جی 7]]، ادوات زرهی آنان را مورد هدف قرار میدهند و تعداد زیادی از تانکهای دشمن را به آتش میکشند. در این حال نبرد شدت گرفته وبه اوج خود میرسد. دشمن با بهره گیری از ادوات،تلاش میکند که نیروهای ایرانی را به محاصره درآورد. به همین منظور از هر طرف عرصه را برای آنان تنگ میکند. حتی عقبه را برای جلوگیری از رسیدن مهمات به رزمندگان زیر آتشبار شدید خود میگرفت. |
| سطر ۴۸: | سطر ۴۸: | ||
| − | در این محور 7 نفر از آر پی جی زنها با موشکهای اندکی که برای آنان باقی مانده بود،بار دیگر تعدادی از تانکهای دشمن را که درحال پیشروی بودند، مورد هدف قرارمیدهند و مانع پیشروی دشمن میشوند. در این مصاف نابرابر، دلیر مردان از جان مایه گذاشته که تعدادی از مدافعان نیز به شهادت میرسند. رزمندگان پس از این نبرد نابرابر از مواضع متصرفه عقب نشینی کردند. | + | در این محور 7 نفر از آر پی جی زنها با موشکهای اندکی که برای آنان باقی مانده بود،بار دیگر تعدادی از تانکهای دشمن را که درحال پیشروی بودند، مورد هدف قرارمیدهند و مانع پیشروی دشمن میشوند. در این مصاف نابرابر، دلیر مردان از جان مایه گذاشته که تعدادی از مدافعان نیز به [[شهادت]] میرسند. رزمندگان پس از این نبرد نابرابر از مواضع متصرفه عقب نشینی کردند. |
| سطر ۵۷: | سطر ۵۷: | ||
| − | قوای اسلام در پایان عملیات، با انهدام بخش عظیمی از ماشین جنگی عراق و وارد کردن تلفات سنگین به دشمن، به همراه غنائم زیادی به مواضع خود بر میگردند. در این عملیات تعداد 4 تیپ عراق منهدم شده و قرارگاه 19 عراق نیز از ضربات رزمندگان اسلام مصون نمیماند و به خاکستر تبدیل میشد. نیروی زمینی سپاه پاسداران در این عملیات با انهدام نزدیک 80 درصد از امکانات دشمن در منطقه شلمچه، بار دیگر قدرت و صلاحیت خود رابه نمایش گذاشت. | + | قوای اسلام در پایان عملیات، با انهدام بخش عظیمی از ماشین جنگی عراق و وارد کردن تلفات سنگین به دشمن، به همراه غنائم زیادی به مواضع خود بر میگردند. در این عملیات تعداد 4 تیپ عراق منهدم شده و قرارگاه 19 عراق نیز از ضربات رزمندگان اسلام مصون نمیماند و به خاکستر تبدیل میشد. [[نیروی زمینی سپاه پاسداران]] در این عملیات با انهدام نزدیک 80 درصد از امکانات دشمن در منطقه شلمچه، بار دیگر قدرت و صلاحیت خود رابه نمایش گذاشت. |
| سطر ۹۷: | سطر ۹۷: | ||
| − | سرهنگ محمد فاتح فرمانده تیپ 429 عراق: | + | [[سرهنگ محمد فاتح]] فرمانده تیپ 429 عراق: |
«ما هیج اطلاعی از حمله ایرانیان نداشتیم. هنگامی خبردار شدیم كه سربازان ایرانی خاكریزهای ما را در خطوط مقدم درهم فرو ریخته بودند و با فریاد «الله اكبر» به سوی خطوط دوم ما حملهور بودند.» | «ما هیج اطلاعی از حمله ایرانیان نداشتیم. هنگامی خبردار شدیم كه سربازان ایرانی خاكریزهای ما را در خطوط مقدم درهم فرو ریخته بودند و با فریاد «الله اكبر» به سوی خطوط دوم ما حملهور بودند.» | ||
| سطر ۱۸۵: | سطر ۱۸۵: | ||
===در تعقیب دشمن=== | ===در تعقیب دشمن=== | ||
| − | سرهنگ دوم جانباز خلبان سید داود فرهادی: | + | [[سرهنگ دوم جانباز خلبان سید داود فرهادی]]: |
در آخرین روزهای جنگ به همراه چند فروند بالگرد، ماموریت یافتم نیروهای دشمن را تعقیب کنیم. در مسیر ماموریت، ستونی از نیروهای دشمن را دیدیم و به سایرین اعلام کردم که برای انهدام ستون دشمن و به هلاکت رساندن افراد آن وارد عملیات میشویم. | در آخرین روزهای جنگ به همراه چند فروند بالگرد، ماموریت یافتم نیروهای دشمن را تعقیب کنیم. در مسیر ماموریت، ستونی از نیروهای دشمن را دیدیم و به سایرین اعلام کردم که برای انهدام ستون دشمن و به هلاکت رساندن افراد آن وارد عملیات میشویم. | ||
| سطر ۱۹۱: | سطر ۱۹۱: | ||
| − | هم زمان با شلیک آتش از جانب من، بالگرد مورد اصابت موشک قرار گرفت و بخشی از موتور آن به علت انفجار از کار افتاد. با از دست دادن موتورها تصمیم به فرود اضطراری در میان نیروهای دشمن گرفتم، در غیر این صورت سقوط من حتمی بود. اما در همان حال دست از شلیک برنداشتم. در ارتفاع 100 پایی بار دیگر مورد اصابت قرار گرفتم. کنترل کاملاً از دستم خارج شد و در نقطه ای حدود 200 متری افراد دشمن با سرعتی بیش از 100 کیلومتر به زمین برخورد کردم. | + | هم زمان با شلیک آتش از جانب من، بالگرد مورد اصابت [[موشک]] قرار گرفت و بخشی از موتور آن به علت انفجار از کار افتاد. با از دست دادن موتورها تصمیم به فرود اضطراری در میان نیروهای دشمن گرفتم، در غیر این صورت سقوط من حتمی بود. اما در همان حال دست از شلیک برنداشتم. در ارتفاع 100 پایی بار دیگر مورد اصابت قرار گرفتم. کنترل کاملاً از دستم خارج شد و در نقطه ای حدود 200 متری افراد دشمن با سرعتی بیش از 100 کیلومتر به زمین برخورد کردم. |
نسخهٔ ۱۷ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۲۳:۵۴
محتویات
و باز هم شلمچه ...
رژیم عراق با به کار گیری گسترده سلاحهای شیمیایی و همچنین با همکاری آمریکا و حمایت بی دریغ ارتجاع عرب، تهاجم خود را برای باز پس گیری مناطق از دست داده آغاز میکند و به دنبال استراتژی زمین سوخته، شهر فاو را در اواخر فروردین و شلمچه و جزایر مجنون را در نیمه اول خرداد سال 67 به تصرف در میآورد.
نیروهای ایرانی نقل و انتقلات خود را آغاز کرده و در مکانهای از پیش تعیین شده استقرار مییابند تا در شرایط مقتضی نسبت به جنایتهای دشمنان تا بن دندان مسلح به عکس العمل مناسب بپردازند و از حریم انقلاب اسلامی دفاع نمایند. دشمنان انقلاب اسلامی که تا دیروز چهره در نقاب کرده بودند، با احساس خطر جدی از سوی رزمندگان اسلام، رخ مینمایند و بی هیچ مانعی پای به خاک جمهوری اسلامی ایران میگذاردند.
رزمندگان اسلام در پاسخ به یکه تازیها و تعدی های دد منشانه ارتش عراق، امکانات و تجهیزات یک عملیات را فراهم میآورند. منطقه مورد نظر به دقت شناسایی میشود و چند لشکر برای اجرای این عملیات خود را آماده و پس از آخرین جلسات توجیهی به سمت خطوط تماس و محورهای عملیاتی حرکت میکنند.
سرانجام عملیات بیت المقدس 7 در نخستین ساعات بامداد 22 خرداد 67، با رمز مبارک ((یا ابا عبدالله الحسین(ع) و با هدف انهدام نیروهای دشمن، درمنطقه شلمچه آغاز شد. این عملیات در حالی آغاز شد که دشمن چند ساعت قبل ازشروع آن، مواضع رزمندگان را به شدت زیر آتشبار سنیگن قرارداده بود که این گلوله باران کوچکترین خللی در حمله ارتش اسلام وارد نیاورد.
رزمندگان اسلام با عبور از موانع ایذایی از چند محور به مواضع دشمن یورش بردند. هجمه برق آسای رزمندگان درهمان ابتدا، خطوط مقدم دشمن را در هم میکوبد و رزمندگان اسلام پس از پشت سر گذاشتن دژهای دفاعی مقدماتی، در عمق نیروهای عراقی پیشروی میکنند. دشمن برای مقابله با این حمله، شدت آتش توپخانه خود را افزایش میدهد که با آتش متقابل ارتش اسلام پاسخ داده میشود.
پس از13 دقیقه رزمندگان اسلام موفق میشوند خود را به توپخانه دشمن برسانند، به طوری که بسیاری از نیرروهای دشمن از این سرعت عمل دچار سر در گمی شده بودند و برای جستجوی جان پناه، بی هدف در منطقه به این سو و آن سو میدویدند.
پس از سقوط هلاله سه (دژ دفاعی) نیروهای عراقی پا به فرار گذاشته و به نقاط عمقی میگریزند.
هوا رو به روشنائی میرفت که پرواز هواپیماهای عراقی آغاز شد، تا این لحظات یازده تیپ پیاده و رزمی عراق، 25 تا 80 در صد منهدم و700 تن از آنها به اسارت رزمندگان اسلام در آمده بودند. همچنین سه گردان از آتشباری دشمن به همراه 30 دستگاه تانک و نفر بر و 80 دستگاه خودرو سبک و سنگین دشمن به آتش کشیده و منهدم شده بود.
رزمندگان اسلام تا جنوب دریاچه ماهی پیشروی میکنند، از آن پس هلی کوپترهای هوانیروز و نیروی هوایی کار انهدام نیروهای دشمن را به عهده گرفتند و با پرواز تحسین بر انگیز و جسورانه خود پشت دشمن را به لرزه درآوردند. دشمن بعثی حوالی ظهر با جمع آوری نیروهای پراکنده و وارد کردن تعداد بی شماری تانک و نفربر اقدام به پاتک میکند. خاکریزهای مقابل نیروهای زرهی بعث که نیروهای ایرانی پشت سر آن موضع گرفته بودند، مانعی بود که اگر برداشته میشد، تعداد زیادی از سربازان اسلام کشته، زخمی واسیر میشدند.
نیروهای عراقی برای تسخیراین مواضع با شلیک گلولههای مستقیم تانک و آتش توپخانه به سوی رزمندگان پیشرویی میکردند که عدم عکس العمل رزندگان نیز به گستاخی آنان افزوده بود.
رزمندگان اسلام، به محض رسیدن دشمن به تیر رس با آر پی جی 7، ادوات زرهی آنان را مورد هدف قرار میدهند و تعداد زیادی از تانکهای دشمن را به آتش میکشند. در این حال نبرد شدت گرفته وبه اوج خود میرسد. دشمن با بهره گیری از ادوات،تلاش میکند که نیروهای ایرانی را به محاصره درآورد. به همین منظور از هر طرف عرصه را برای آنان تنگ میکند. حتی عقبه را برای جلوگیری از رسیدن مهمات به رزمندگان زیر آتشبار شدید خود میگرفت.
رزمندگان اسلام برای جبران کمبود مهمات از جان خود مایع میگذاشتند و به تاکتیکهای مختلفی دست می زدند تا این که دشمن متوجه اوضاع آنان نشود و این درحالی بود که تانکهای دشمن رفته رفته به مواضع آنان نزدیکتر میشدند.
نیروهای ایرانی با تمام توان در مقابل تانکهای بی شمار ارتش بعثی به دفاع جانانه می پردازند تا از پیشروی دشمن جلوگیری کنند. هر کس از نقطه ای از خاکریز شلیک میکرد تا دشمن تعداد دقیق نیروها را شناسایی نکند.
در این محور 7 نفر از آر پی جی زنها با موشکهای اندکی که برای آنان باقی مانده بود،بار دیگر تعدادی از تانکهای دشمن را که درحال پیشروی بودند، مورد هدف قرارمیدهند و مانع پیشروی دشمن میشوند. در این مصاف نابرابر، دلیر مردان از جان مایه گذاشته که تعدادی از مدافعان نیز به شهادت میرسند. رزمندگان پس از این نبرد نابرابر از مواضع متصرفه عقب نشینی کردند.
در محور دیگر شکارچیان تانک با هدف قراردادن تانکهای دشمن، تعدادی از آنها را به آتش میکشند. پس از آن در این محور نیز عقب نشینی میکنند که دشمن با گستاخی تمام به تعقیب آنان میپردازد، ولی در یک عکس العمل جدی، نیروهای پیاده دشمن پا به فرار میگذارند.
رزمندگان اسلام محور جدیدی علیه دشمن میگشایند که دشمن غافلگیر و سر در گم میشود. با هجوم رزمندگان اسلام در این محور، 360 دستگاه تانک، خودرو و نفربر دشمن منهدم و تعداد زیادی از نفرات آنان کشته یا زخمی میشوند، همچنین تا غروب روز عملیات، 2200 تن از نیروهای دشمن نیز به اسارت در میآیند که در نتیجه فرماندهان عراق از تعقیب پشیمان میشوند.
قوای اسلام در پایان عملیات، با انهدام بخش عظیمی از ماشین جنگی عراق و وارد کردن تلفات سنگین به دشمن، به همراه غنائم زیادی به مواضع خود بر میگردند. در این عملیات تعداد 4 تیپ عراق منهدم شده و قرارگاه 19 عراق نیز از ضربات رزمندگان اسلام مصون نمیماند و به خاکستر تبدیل میشد. نیروی زمینی سپاه پاسداران در این عملیات با انهدام نزدیک 80 درصد از امکانات دشمن در منطقه شلمچه، بار دیگر قدرت و صلاحیت خود رابه نمایش گذاشت.
(گردان کمیل، گردان میثم، گردان حمزه، گردان امام حسین (ع)، گردان ابوالفضل (ع)، گردان سردار جنگل، گردان ابوذر، گردان یا رسول، گردان سلمان، گردان امیرالمومنین، گردان توپخانه، گردان پدافند)
پیامدها
=بازتابهای عملیات
حجت الاسلام والمسلمین هاشمی رفسنجانی:
«این عملیات با ویژگیهایی كه داشت در نوع خود بیسابقه بود. ما عملیات وسیع، زیاد داشتهایم، ولی تاكنون عملیاتی از نوع انهدامی با این وسعت و در این شرایط نداشتهایم.»
ایشان انگیزه انجام عملیات را گرم نگه داشتن میدان نبرد، جلوگیری از ایجاد استحكامات جدید توسط دشمن در منطقه، ارزیابی توان دشمن و وارد كردن ضربه كاری قبل از انجام تحركاتی دیگر ذكر میكنند و اظهار میدارند:
«تمایل شدید رزمندگان ما برای گرفتن انتقام از بعثیها و تغییر جهت دادن تبلیغات كفر جهانی از تضعیف روحیه رزمندگان ما و تقویت نیروهای عراقی، از دیگر انگیزههای انجام این عملیات بود.
به خاطر هماهنگی و انضباط نیروها در رفت و برگت تلفات نیروهای خودی بسیار محدود بود و این عمل برای ما تمرین موفقی بود كه تا زمانی كه عراقیها سیاست جاری را داشته باشند، طبعاً شبیه این كارها باید انجام شود.»
اسرای عراقی و بیتالمقدس 7
عملیات انهدامی بیتالمقدس 7 با سرعت عمل خیرهكننده و گرفتن 2200 اسیر در عرض یك روز علاوه بر سردرگمی دشمن و ماهوارههای جاسوسی استكبار جهانی، نشانگر توان رزمی ارتش اسلام بود كه دوست و دشمن را به حیرت افكند.
سرهنگ محمد فاتح فرمانده تیپ 429 عراق:
«ما هیج اطلاعی از حمله ایرانیان نداشتیم. هنگامی خبردار شدیم كه سربازان ایرانی خاكریزهای ما را در خطوط مقدم درهم فرو ریخته بودند و با فریاد «الله اكبر» به سوی خطوط دوم ما حملهور بودند.»
این سرهنگ كه تا آن روز دو مدال از صدام دریافت كرده بود، در مورد دادن پیام به نیروهایش گفت:
«در شلمچه نیرویی نمانده است كه من برای آنها پیام بفرستم!»
محمد عبود احمد عامر سرهنگ توپخانه لشكر 19 عراق:
«سی درصد از سربازان عراقی كه به مناطق جنگی اعزام میشوند، همواره از جبههها میگریزند. رژیم عراق به علت وابستگی شدید، پیوسته سلاحهای مدرن و پیشرفته را از كشورهای مختلف جهان تهیه میكند، اما این جنگافزارها هرگز به طور كامل در جبههها مورد استفاده قرار نمیگیرند، زیرا سربازان عراقی با شنیدن نخستین تكبیر سپاهیان اسلام تمام سلاحها را بر زمین گذاشته از صحنه نبرد میگریزند. به ما گفته بودند كه نیروهای ایرانی با بیرحمی و خشونت، اسیران را مورد كشتار قرار میدهند، اما وقتی اسیر شدم، یك بسیجی در حالی كه به مهربانی به رویم لبخند میزد، مرا در آغوش گرفت و دوستانه شانههایم را فشار داد. مردم عراق نمیدانند آغازگر جنگ رژیم عراق بوده است: زیرا بخش وسیعی از سرمایههای عراق صرف تبلیغات جنگ و ارتش میشود.»
سرگرد توپخانه خضر ناصر:
«توپخانه ایران در این عملیات بسیار دقیق عمل میكرد، به طوری كه در همان لحظات نخست، تمامی آتشبارهای 6 لشكر عراق در منطقه شملچه خاموش كرد و از تیپ ما بیش از 1500 نفر بر اثر آتش توپخانه ایران به هلاكت رسیدند.»
سرهنگ جاسم حوس سعودی الاسدی فرمانده گردان یكم از تیپ 429 عراق تبلیغات گسترده رژیم عراق درباره بدرفتاری نیروهای ایرانی را نادرست میخواند و میگوید:
«كنفرانس صلح از نظر من یك تبلیغات دروغین و پوشالی بیش نیست كه صدام آن را همواره در جهت منافع خود مورد استفاده قرار میدهد. صدام بزرگترین خائن به مردم عراق است و بیتردید باید مجازات شود.»
رسانههای همگانی جهان و عملیات بیتالمقدس 7
رسانههای همگانی غرب عملیات بیتالمقدس 7 را در جبهه شلمچه نشانه آغاز استراتژی جدید ایران در جنگ با عراق توصیف میكنند. رادیو بیبیسی به نقل از مفسر خود، «دیوید شو» درباره اهمیت سیاسی و نظامی حمله ایران به شلمچه میگوید:
«میتوان احتمال داد این عملیات آغاز یك استراتژی جدید و محدود از طرف ایران باشد كه در آن با حملات ضربتی، ابتكار نظامی در دست نیروهای ایرانی بماند و در عین حال عراق مجبور شود كه با تلفات سنگین و تلاش سخت، خطوط دفاعی خود را حفظ كند.»
رادیو لندن همچنین میافزاید:
«آنچه كه مسلم مینماید این است كه در این حمله هماهنگی میان نیروی زمینی و نیروی هوایی ایران كاملاً آشكار بود.»
رادیو آمریكا:
رادیو آمریكا در گزارشی پیرامون نبرد شلمچه اعلام میكند كه وزارت خارجه ایالات متحده شواهدی مبنی بر تغییر مواضع دو كشور در جبهههای نبرد در اختیار ندارد. این رادیو با استناد به سخنان حجت الاسلام والمسلمین هاشمی رفسنجانی میگوید كه نیروهای عراق مواضع دفاعی خود را پراكنده ساختهاند و به این سبب آسیبپذیر شدهاند. این رادیو همچنین از حمله گازانبری ایران خبر میدهد.
خبرگزاری آسوشیتدپرس:
این خبرگزاری گزارش میدهد كه عراق اذعان دارد كه ایرانیان با یك حمله بیباكانه خطوط دفاعی مرزی را در 15 مایلی بصره (بندر جنوبی عراق) درهم شكستهاند. آسوشیتدپرس اظهار میدارد كه حمله جدید ایران به فرمان (حجت الاسلام) هاشمیرفسنجانی و با هدف در دست گرفتن ابتكار عمل مجدد نظامی در جنگ هشت ساله، انجام گرفته است.
رادیو اسرائیل:
این رادیو با اشاره به تهاجم گسترده ایران در شلمچه به نقل از یك سخنگوی وزارت دفاع عراق اعلام میكند كه ایرانیان موفق شدهاند طی عملیات بیتالمقدس 7 تعداد زیادی از افراد ارتش عراق را در شلمچه كشته یا زخمی كنند.
غربیها كه همواره با تبلیغات خود تلاش میكنند تا دستاوردهای عملیات ایران را كتمان كنند و یا كمرنگ جلوه دهند، این بار نیز عقبنشینی رزمندگان را در عملیات بیتالمقدس 7 دستاویز میكنند، كه این ترفند هیچ خللی در عزم استوار رزمندگان اسلام وارد نمیآورد و رزمندگان اسلام همچنان به پیروزیهای درخشان خود اعتماد و اطمینان دارند.
یادمانهای مرتبط با عملیات بیتالمقدس 7
ایستگاه حسینیه در جریان عملیات بیت المقدس7 به عنوان یکی از عقبههای مهم و فعال یگانهای خودی بود.
در طول جنگ، منطقه شلمچه صحنه عملیات بیت المقدس7بود.
خاطرات مرتبط با عملیات بیتالمقدس 7
در تعقیب دشمن
سرهنگ دوم جانباز خلبان سید داود فرهادی:
در آخرین روزهای جنگ به همراه چند فروند بالگرد، ماموریت یافتم نیروهای دشمن را تعقیب کنیم. در مسیر ماموریت، ستونی از نیروهای دشمن را دیدیم و به سایرین اعلام کردم که برای انهدام ستون دشمن و به هلاکت رساندن افراد آن وارد عملیات میشویم.
هم زمان با شلیک آتش از جانب من، بالگرد مورد اصابت موشک قرار گرفت و بخشی از موتور آن به علت انفجار از کار افتاد. با از دست دادن موتورها تصمیم به فرود اضطراری در میان نیروهای دشمن گرفتم، در غیر این صورت سقوط من حتمی بود. اما در همان حال دست از شلیک برنداشتم. در ارتفاع 100 پایی بار دیگر مورد اصابت قرار گرفتم. کنترل کاملاً از دستم خارج شد و در نقطه ای حدود 200 متری افراد دشمن با سرعتی بیش از 100 کیلومتر به زمین برخورد کردم.
در اولین برخورد از ناحیهی کمر آسیب دیدم، خلبان همراهم سرهنگ علی میلان پایش به شدت آسیب دید. نیمی از بالگرد درهم شکسته و پس از چندین بار غلتیدن، زمین گیر شد. داخل کابین پر از دود بود و جایی دیده نمیشد. همین که در را باز کردم آتش وارد کابین شد، به سرعت خود را به بیرون کابین پرت کردم، چند لحظه ای دچار فراموشی شدم.
بی اختیار به سمت نیروهای دشمن به راه افتادم، ناگهان صدایی شنیدم، به سمت صدا برگشتم، بالگرد مانند بوته ای بزرگ و خشک غرق در آتش بود. کمکم در پشت سر داخل کابین گرفتار شده بود و نمیتوانست خارج شود، لحظه ای به او خیره شدم، حافظهام به حالت عادی برگشت، فوراً با سنگ شیشه را شکستم و او را بیرون کشیدم. کاملاً سیاه شده بود. خیلی سریع، چند متر از بالگرد فاصله گرفتم. ناگهان بالگرد با صدای مهیبی منفجر شد و آتش حاصل از آن به گندم زارهای اطراف نیز سرایت کرد. فوراً به بالای یک ارتفاع رفتیم، آتش که فروکش کرد، نیروهای دشمن به نزدیکی هلی کوپتر رسیدند و چون نشانی از ما نیافتند با تیمهای تجسس، جست وجو در منطقه را شروع کردند.
ما بالای درختان در همان اطراف استتار کردیم و مخفی شدیم. نیروهای بعثی به نزدیک ما که رسیدند، با دوستم خداحافظی کردم و گفتم دیگر کارمان تمام است. اما در همین لحظه صدای چند فروند بالگرد را شنیدیم که درست در بالای سر ما عملیات ایذایی و آتش را علیه دشمن انجام میدادند.
کمک خلبان گفت: از آنها تقاضای کمک کنیم ولی من مخالفت کردم، چون ممکن بود تیم تجسس که در نزدیکی ما کمین کرده بود، برای ما و آنها دردسر ایجاد کند. چهار ساعت دیگر پس از رفتن بالگرد در منطقه ماندیم. هوا کاملاً تاریک شده بود که به سمت نیروهای خودمان به راه افتادیم. بعد از دو روز، به نیروهای خودی رسیدیم. سپس به پایگاه خود مراجعت کردیم. هنگامی که به پایگاه رسیدیم، مجلس ختم برقرار بود، کمی جلوتر که رفتیم در عین ناباوری متوجه شدیم مجلس ختم برای ما گرفته شده است.