==وصیت نامه==
بسم الله الرحمن الرحیم
« « اَشهدُ اَن لا اله الا الله وحدهُ لا شریک له و اَنَّ محمداً عبدهُ و رسولُه و انه مقدر بجمیع الانبیاء و الرسل علیهم السلام و اَنَّ علیاً ولی الله و امامه و اَنَّ الاَئِمۀ من ولده ائمۀ و اَنَّ اولهم الحسن و الحسین و علی بن الحسین و محمدبن علی و جعفربن محمد و موسی بن جعفر و علی بن موسی و محمدبن علی و علی بن محمد و الحسن بن علی والقائم الحجه علیهم السلام و ان الجنۀ حق و النّار حق و اَنَّ الساعۀَ آتیۀ لاریب فیها » « والحمدلله رب العالمین و العاقبۀ للمتقین : اللهم صل علی محمد و اله و بلّغ به ایمانی اکمل اکمل الایمان و اجعل یقینی افضل الیقین و انته بنیّتی انی احسن النیّات و بعملی الی احسن الاعمال »
به نام الله پاسدار حرمت خون شهیدان
حمد حمد [و] ستایش خداوند منان را که توفیق جهاد در راهش را نصیب این بنده حقیر نمود و مرا از مجاهدین در راهش قرار داد . خداوندا، تو را ستایش می کنم زیرا غیر از تو کسی را سزاوار ستایش نمی دانم و تو را می پرستم و عبادت می کنم چون تو معبود منی و من بنده ضعیف و ذلیل و حقیر توام. خداوندا، راضی ام به رضای تو و تسلیم امر تو هستم ، اگر مرا لایق می دانی، شهادت در راهت را نصیبم کن. با سلام و درود بر منجی عالم بشریت مهدی عزیز و با سلام و درود فراوان بر حضرت [[امام خمینی]] ، آن پیر روشن دل و آگاه و مبارز و نماینده امام زمان ( عج ) در روی زمین و بادرود فراوان بر خانواده های معظم شهدا و با سلام بر دلیران صف شکن، این ظفرمردان بیشۀ پیکار که طلسم خزان را با کلید فتح شکستند و با نور نگاه گرمشان بر دیار ظلمت دیوستیزان تاختند و فجر را به خطه های آن به ارمغان بردند و با سلام و درود بر شهیدانی که آهنگ خون کردند و سرود فلق را در صحرای عشق زمزمه کردند و به لقای حق شتافتند، وصیتم را شروع می کنم. اکنون که نزدیک عملیات است [ و] در بچه های [[گردان کربلا]] شور و شوق عجیبی دیده می شود. اصلاً بچه ها یک حالتی دارند که قابل نوشتن روی این کاغذ نیست و شاید که هرچه سریع تر حرکت کنیم که به خط برویم و در یکی دو شب آینده عملیات شروع می شود. لازم دانستم چند خطی به عنوان وصیت به یادگار بگذارم: قبل از هر چیز باید از پدر و مادرم نهایت شکر را بکنم که برای من خیلی زحمت کشیدند و به گردن من حق زیادی دارند . امیدوارم که اجرتان را خداوند متعال به شما عنایت بفرماید و از شما پدر و مادرم می خواهم که از من راضی باشید . از برادران و خواهرانم هم حلالیت می طلبم و از خانم خودم [ و] کلیۀ کسانی که شاید غیبت آنها را کرده باشم و یا حقی به گردن من دارند ، از آنها می خواهم که از این حقیر راضی باشند . اگر کسی چیزی از بنده گنهکار طلب دارد ، که این بنده گنهکار فراموش کرده ، به پدرم مراجعه کند و یا به خانواده ام و یا به برادرانم تا اینکه طلب خود را بگیرد. مردم عزیز ، مردمی که همیشه در تمام صحنه ها بوده اید و هستید، رزمندگان از [[میگ]] های عراقی و [[میراج]] ها و [[تانک]] ها و [[اسلحه]] های دشمنان ترسی ندارند بلکه ترس ما از خالی شدن مساجد و صف های [[نماز جمعه]] و جماعات می باشد. ترس ما از تنها گذاشتن امام و خط [[ولایت فقیه]] است . مردم عزیز ، بدانید اگر روزی ولایت فقیه را از شما بگیرند ، قلب اسلام را گرفته اند و اسلامی باقی نخواهند گذاشت . پس یادتان نرود از امام و [[آیت الله منتظری]] حمایت کنید و از شما عاجزانه می خواهم که امام عزیز را دعا کنید، چون دعای من همیشه این بوده که خدایا تمام عمرم را فدای یک لحظه نفس کشیدن امام بگردان . از مردم می خواهم که اگر از یک پشت میزی اشتباهی دیدند به حساب انقلاب نگذارند . خلاصه درباره انقلاب تمام سفارشاتم را به همین دو بیت شعر خلاصه میکنم: مبادا مبادا خویشتن را واگذاریم امام کوفه را تنها گذاریم
از خون هر شهیدی لاله ای رست مبادا روی لاله پا گذاریم
خدایا، هنگامی که دیدم همۀ عالم به دشمنی اسلام و انقلاب و امام عزیز کمر بسته اند ، دنیا را سه طلاقه کردم و از همه چیز و همه کس چشم بستم . خدایا، در مقابل امر تو تسلیم محض شدم، به تو توکل کردم، به قضا و قدر رضا دارم [...] به شهادت متوسل شدم، در مقابل فشار و انحراف و یأس روئین تن شدم ، دیگر دشمن همه دنیا هم در مقابل اسلام و ما مسلمانان ناچیز است، دیگر دلبستگی به چیزی یا کسی ندارم که اسیر جبر طبیعت قرار گیرم، می خواهم [ در] این خودخواهی و مصلحت طلبی را ابراهیم وار در کعبه فداکاری کنم، می خواهم غرور و تکبر را با آب اخلاص و خلوص و تواضع شست وشو دهم، می خواهم پروانه وار دور شمع بسوزم و از نور خود دنیای ظلمت زده موجودات را روشن کنم، چون شناخته ام که راه [[امام خمینی]] راه رسول الله است ، می خواهم هزار مرتبه کشته شوم و باز زنده شوم . سفارشم به تمامی عزیزانی که صدای مرا در این وصیت می شنوند این است که از گناه ، هرچند که کوچک است ، پرهیز کنید حتی در خلوت ، چون خداوند در این دنیا شاهد است و در فردای قیامت حاکم . سفارشم [ به] جوان ها این است که ننشینند که گرد پیری سر و روی آنها را سفید کند . پدر و مادرم ، همسر و برادر و خواهرانم ، در شهادتم ناراحتی نکنید ، تازه خوشحال باشید که راه من راه اسلام است و راضی باشید به رضای خدا و من هم راضی ام به رضای خدا، چون [[امام حسین]] در لحظات آخر در گودال قتلگاه گفت : « راضی ام به رضای خدا » و این چند مطلب را کلاً بگویم ، هم برای ملت و دوستانم و برادران دینی عزیزم: « فاصبر صبراً جمیلاً » « در زندگی صبر را پیشه کنید که خداو ند با صابران است » از سختی های راه نهراسید و روح الله را تنها نگذارید . این راه هرچند پر رنج است ولی لذت ابدی شما را تضمین می نماید. این کوچه هرچند پر پیچ و خم است ولی در انتهایش خانه معشوق ماست . شیاطین برآنند که بندگان خدا را از راه عبودیت خالق بی همتا بیرون برند و نگذارند که بنی آدم روی سعادت را ببیند . پس بکوشید خود را به سلاح تقوا مسلح سازید که شیاطین را قدرت نبرد با متقین نیست و خداوند متقین را وعده پیروزی داده است . مبادا ظاهر زیبا و فریبنده دنیا شما را از سعادت اخروی بی نصیب سازد ، شما را بر آن دارد که در روز محشر سرافکنده و خجل باشید و انگشت حسرت بر دهان گیرید و روزی پشیمان شوید که پشیمانی سودی ندارد . امروز [را] که فرصت جبران برای همۀ باقی است مغتنم شمارید و نگذارید حب مال و جاه و خانواده شما را از مسیر عبودیت الله به در سازد زیرا « در روز جزا مال و فرزند و جاه و مقام نفعی ندارد » و تنها عمل صالح است که شما را در جنات قرین رحمت می سازد. در دنیا به فکر آخرت باشید که دنیا گذرگاهی بیش نیست ( کل نفس ذائقه الموت ) مرگ آفت تمامی آمال و آرزوهای دنیایی شماست، پس به رفتگان بنگرید. کدامینشان خود توانسته اند ذره ای از جیفه دنیا ببرند . دین خود را برای این دنیای بی ارزش و فانی از دست می دهید.
بشیر باقری
<ref>[http://www.3000shahid.ir/martyr/bio/2100 سايت ستاد کنگره بزرگداشت سه هزار شهيد استان سمنان]</ref>
==نگارخانه تصاویر==
<gallery>
Image:400_bashir-bagheri-personeli.jpg
</gallery>
==پانویس==
منبع سايت ستاد کنگره بزرگداشت سه هزار شهيد استان [[سمنان]] HYPERLINK "http: <references //www.3000shahid.ir/martyr/bio/2100" http://www.3000shahid.ir/martyr/bio/2100>