شهید سعید رضاییان: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو
(صفحه‌ای جدید حاوی «شه ی د سع ی د رضا یی ان تار ی خ تولد :1346/05/07 تار ی خ شهادت : 1365/12/12 محل شهادت : نام...» ایجاد کرد)
 
(وصیت نامه)
 
(۵ نسخه‌های متوسط توسط ۳ کاربران نشان داده نشده)
سطر ۱۰: سطر ۱۰:
  
  
زندگی نامه:
+
==زندگی نامه==
  
بسمه تعال ی
+
بسمه تعالی
  
با آرزو ی طول عمر برا ی امام بزرگوارمان، و نصرت نها یی رزمندگان .
+
با آرزوی طول عمر برای امام بزرگوارمان، و نصرت نهایی رزمندگان .
  
در تار ی خ، 1346/05/07 در قصبه شم ی ران، کودک ی د ی ده به جهان گشود که ام ی د آ ی نده کشور اسلام ی ش گشت؛ کودک کوچک د ی روز همان ش ی ر عرصه رزم است که دن ی ا را چه عجولانه پشت سر نهاد و قدم به عرصه هست ی آخرت گذارد، آر ی بس ی ج ی قهرمان، سع ی د رضا یی ان، شه ی د شاهد ی است که با لباس مق دس سرباز ی امام زمان (عج) در تار ی خ، 1365/11/12 در منطقه عمل ی ات ی سومار از دن ی ا پر ی د و به آخرت پ ی وست .
+
در تاریخ، 1346/05/07 در قصبه شمیران، کودکی دیده به جهان گشود که امید آینده کشور اسلامیش گشت؛ کودک کوچک دیروز همان شیر عرصه رزم است که دنیا را چه عجولانه پشت سر نهاد و قدم به عرصه هستی آخرت گذارد، آری بسیجی قهرمان، سعید رضاییان، [[شهید]] شاهدی است که با لباس مقدس سربازی [[امام زمان (عج)]] در تاریخ، 1365/11/12 در منطقه عملیاتی [[سومار]] از دنیا پرید و به آخرت پیوست .
  
سع ی د عز ی زمان، در تار ی خ، 1362/08/28 در پا ی گاه مسجد امام سجاد (ع) به عضو ی ت بس ی ج سپاه پاسداران انقلاب اسلام ی در آمد و به دل ی ل داشتن احساس مسئول ی ت، تواضع و قاطع ی ت به سرعت در پا ی گاه پ ی شرفت كرد و بعد از مدت کوتاه ی به عضو ی ت شورا ی پا ی گاه در آمده و مسئول ی ت شب ها ی پ اس پا ی گاه و امور شهدا را پذ ی رفت، تشک ی ل پرونده برا ی شهداي محل، و ته ی ه امکانات به منظور برگزار ی مراسم شهداء، راه انداز ی کاروان ها ی جمکران و قم برا ی خانواده معظم شهداء، برگزار ی مراسم دعا ی توسل در منازل آنان و غ ی ره ... از جمله فعال ی ت ها ی ا ی ن شهيد عزيز در ا ی ن بس يج بود .
+
سعید عزیزمان، در تاریخ، 1362/08/28 در پایگاه [[مسجد امام سجاد (ع)]] به عضویت [[بسیج سپاه پاسداران انقلاب اسلامی]] درآمد و به دلیل داشتن احساس مسئولیت، تواضع و قاطعیت به سرعت در پایگاه پیشرفت كرد و بعد از مدت کوتاهی به عضویت شورای پایگاه درآمده و مسئولیت شب های پاس پایگاه و امور شهدا را پذیرفت، تشکیل پرونده برای شهداي محل، و تهیه امکانات به منظور برگزاری مراسم شهداء، راه اندازی کاروان های [[جمکران]] و [[قم]] برای خانواده معظم شهداء، برگزاری مراسم [[دعای توسل]] در منازل آنان و غیره ... از جمله فعالیت های این شهيد عزيز در این بسيج بود.
  
فعاليت هاي هر چه ب ی شتر سعيد، وابستگ ی پا ی گاه را به وجودش ب ی شتر مي كرد به نحو ی که به صورت ی ک ی از ارکان اساس ی پا ی گاه تجل ی م ی نمود؛ و ی ما ی ه دلگرم ی و مشوق در کارها ی نيك و اساسي د ی گران بود، در مشکلات، به کمک بچه ها م ی آمد، در امور نظام ی بس ی ج و مأمور ی ت ها ی محوله دارا ی نظم خاص ی ک نظام ی و دقت نظر کاف ی بود و ه ی چ گاه وظا ی ف محوله به و ی ن ی مه کاره رها نم ی شد، علاقه اش به بس ی ج در حد ی بود که پا ی گاه را خانه دوم اش حساب م ی کرد .
+
فعاليت هاي هر چه بیشتر سعيد، وابستگی پایگاه را به وجودش بیشتر مي كرد به نحوی که به صورت یکی از ارکان اساسی پایگاه تجلی می نمود؛ وی مایه دلگرمی و مشوق در کارهای نيك و اساسي دیگران بود، در مشکلات، به کمک بچه ها می آمد، در امور نظامی بسیج و مأموریت های محوله دارای نظم خاص یک نظامی و دقت نظر کافی بود و هیچ گاه وظایف محوله به وی نیمه کاره رها نمی شد، علاقه اش به بسیج در حدی بود که پایگاه را خانه دوم اش حساب می کرد .
  
شه ی د سع ی د رضا یی ان، تحص ی لات خود را تا مقطع راهنما یی ادامه داده و سپس وارد حوزه علم ی ه شرق تهران شد و همان صلابت و قاطع ی ت ی را که در امور بس ی ج به خرج م ی داد در فعال ی ت ها ی مربوط به حوزه ن ی ز به همين منوال رفتار مي كرد؛ و ی اول ی ن بار در تار ی خ، 1363/12/27 از طرف بس ی ج به جبهه مهران اعزام و دوم ی ن بار ن ی ز از همان طر ی ق عازم جبهه ها ی جنوب شد و سپس به دل ی ل علاقه ز ی اد ی که جهت حضور در جبهه هاي جنگ در او ا ی جاد شده بود تصم ی م گرفت به منظور انجام وظ ی فه عموم ی موقتاً در زمان جنگ تحص ی ل را رها نموده و از معاف ی ت تحص ی ل ی استفاده ننما ی د، لذا وارد لشگر 77 خراسان شد؛ به جهت شهادت و شجاعت ی که از خود نشان داد به درجه گروهبان ی افتخار ی نائل گرد ی د و پس از 9 ماه حضور در جبهه ها ی نور عل ی ه ظلمت با لباس مقدس سرباز ی با شروع عمل ی ات کربلا ی 6 کما ف ی السابق به صورت داوطلب در عمل ی ات شرکت نموده و در اثر ت ی ر مستق ی م دشمن (کال ی بر دوشکا) صورت نوران ی ش با خون گلو ی ش رنگ ی ن شد. خلعت ز ی با ی شهادت بر قامت استوار اين بس ی ج ی عاشق، طلبه عارف، سرباز جان بر کف اسلام مبارک باشد .
+
[[شهید سعید رضاییان]]، تحصیلات خود را تا مقطع راهنمایی ادامه داده و سپس وارد حوزه علمیه شرق تهران شد و همان صلابت و قاطعیتی را که در امور بسیج به خرج می داد در فعالیت های مربوط به حوزه نیز به همين منوال رفتار مي كرد؛ وی اولین بار در تاریخ، 1363/12/27 از طرف بسیج به جبهه [[مهران]] اعزام و دومین بار نیز از همان طریق عازم جبهه های جنوب شد و سپس به دلیل علاقه زیادی که جهت حضور در جبهه هاي [[جنگ]] در او ایجاد شده بود تصمیم گرفت به منظور انجام وظیفه عمومی موقتاً در زمان جنگ تحصیل را رها نموده و از معافیت تحصیلی استفاده ننماید، لذا وارد [[لشگر 77 خراسان]] شد؛ به جهت شهادت و شجاعتی که از خود نشان داد به درجه گروهبانی افتخاری نائل گردید و پس از 9 ماه حضور در جبهه های نور علیه ظلمت با لباس مقدس سربازی با شروع [[عملیات کربلای 6]] کما فی السابق به صورت داوطلب در عملیات شرکت نموده و در اثر تیر مستقیم دشمن (کالیبر دوشکا) صورت نورانیش با خون گلویش رنگین شد. خلعت زیبای [[شهادت]] بر قامت استوار اين بسیجی عاشق، طلبه عارف، سرباز جان بر کف اسلام مبارک باشد .
  
حالات او را از قول پدر مقاوم و قهرمان پرورش بشنو ی م .
+
حالات او را از قول پدر مقاوم و قهرمان پرورش بشنویم .
  
شه ی د سع ی د رضائ ی ان، در تار ی خ، 1346/05/07 به دن ی ا آمد، دوران طفول ی ت را در کاشانک شم ی ران گذراند؛ سپس به مکتب خانه خواهر ام ی ن ی ان رفته و به ی ادگ ی ر ی علوم قرآن کر ی م مشغول گرد ی د، وي به لحاظ بافت عم ی ق مذهب ی که از مادر به ارث برده بود هم ی شه در دروس مذهب ی در دوران مد ارس از نمرات عالي برخوردار بود، او دوران دبستان و راهنمايي را در مدرسه ي شه ی د مطهر ی رسالت تا سوم راهنما یی ادامه داد و چون عاشق امام و انقلاب بود در تار ی خ، 1362/08/28 جهت ياري انقلاب، وارد پا ی گاه بس ی ج مسجد امام سجاد (ع) واقع در اوقاف دلاوران گرد ی د و هم ی شه ش ک م ی کرد که دوباره امام بزرگوار خود را ز ی ارت مي نمايد؟ و چون دلش م ی خواست در دوران انقلاب قرار بگ ی رد جهت ادامه تحص ی ل در تار ی خ، 1363/01/21 در حوزه علم ی ه شرق تهران ثبت نام نمود تا بتواند گوشه کوچک ی از د ی ن خود را به انقلاب اداء نما ی د .
+
شهید سعید رضائیان، در تاریخ، 1346/05/07 به دنیا آمد، دوران طفولیت را در کاشانک شمیران گذراند؛ سپس به مکتب خانه خواهر امینیان رفته و به یادگیری علوم [[قرآن کریم]] مشغول گردید، وي به لحاظ بافت عمیق مذهبی که از مادر به ارث برده بود همیشه در دروس مذهبی در دوران مدارس از نمرات عالي برخوردار بود، او دوران دبستان و راهنمايي را در مدرسه ي [[شهید مطهری]] رسالت تا سوم راهنمایی ادامه داد و چون عاشق امام و [[انقلاب]] بود در تاریخ، 1362/08/28 جهت ياري انقلاب، وارد پایگاه بسیج مسجد امام سجاد (ع) واقع در اوقاف دلاوران گردید و همیشه شک می کرد که دوباره امام بزرگوار خود را زیارت مي نمايد؟ و چون دلش می خواست در دوران انقلاب قرار بگیرد جهت ادامه تحصیل در تاریخ، 1363/01/21 در حوزه علمیه شرق تهران ثبت نام نمود تا بتواند گوشه کوچکی از دین خود را به انقلاب اداء نماید .
  
در هم ی ن حال دوباره به جبهه ها عز ی مت نمود، و عاقبت تحص ی لات را موقتاً ترک و به ی ار ی رزمندگان اسلام شتافت و ی علاقمند بود در صف پاسداران انقلاب قرار بگ ی رد ول ی نص ی بش نشد اما به قول خودش فرق نم ی کند همه سرباز امام زمان (عج) هستند؛ و ی در تار ی خ، 1365/01/18 وارد لش كر 77 خراسان شد و سپس به منطقه عمل ی ات ی اعزام، و به علت شجاعت در اس ی رگ ی ر ی افسر عراق ی ، به درجه گروهبان دوم افتخار ی نائل گرد ی د .
+
در همین حال دوباره به جبهه ها عزیمت نمود، و عاقبت تحصیلات را موقتاً ترک و به یاری رزمندگان اسلام شتافت وی علاقمند بود در صف پاسداران انقلاب قرار بگیرد ولی نصیبش نشد اما به قول خودش فرق نمی کند همه سرباز امام زمان (عج) هستند؛ وی در تاریخ، 1365/01/18 وارد لشكر 77 خراسان شد و سپس به منطقه عملیاتی اعزام، و به علت شجاعت در اسیرگیری افسر عراقی ، به درجه [[گروهبان دوم] افتخاری نائل گردید.
  
شه ی د رضا یی ان ط ی ی ک حماسه قهرمانانه در سومار عامل نجات برادران خود از دست دشمن م ی شود و آخر ی ن لحظات ح ی ات خود را در حال ی که با سلاح آر پ ی ج ی با دشمن زبون در حال نبرد بوده به وس ی له مسلسل کال ی بر دوشکا 50 مورد هدف قرار گرفته و ندا ی بار ی تعال ی را لب ی ک گفته و به شهادت م ی رسد .
+
شهید رضاییان طی یک حماسه قهرمانانه در سومار عامل نجات برادران خود از دست دشمن می شود و آخرین لحظات حیات خود را در حالی که با سلاح [[آر پی جی]] با دشمن زبون در حال نبرد بوده به وسیله [[مسلسل کالیبر دوشکا 50]] مورد هدف قرار گرفته و ندای باری تعالی را لبیک گفته و به شهادت میرسد .
  
 
روحش شاد راهش پر رهرو باد .
 
روحش شاد راهش پر رهرو باد .
  
آم ی ن ی ا رب العالم ی ن
+
آمین یا رب العالمین
  
و من الله التوف ی ق
+
و من الله التوفیق
  
پدر شه ی د سع ی د رضا یی ان
+
پدر [[شهید سعید رضاییان]]
  
بسمه تعال ی
+
بسمه تعالی
  
تعط ی لات نوروز ی تازه به اتمام رس ی ده و حوزه فعال ی ت خود را شروع كرده بود، در تار ی خ، 1363/01/21 پدر ی با تجربه در حال ی که دست فرزند معصومش را گرفته بود به حوزه مراجعه و درخواست ثبت نام فرزندش را كرد، با ا ی ن که موقع ثبت نام نبوده و چند ماه از اول سال تحص ی ل ی گذشت ه بود، ق ی افه معصوم فرزند که نور از جمالش م ی بار ی د ما را به خود جلب نمود و تصم ی م گرفت ی م حت ی استادي را مامور کن ی م به و ی تدر ی س، و به سا ی ر همكلاسي ها برساند، او شه ی د والا مقام، برادر بس ی ار ارجمندمان سع ی د رضا یی ان بود كه در تار ی خ، 1365/01/27 کارها ی مقدمات ی انجام ، و جهت مصاحبه به حضور حجت الاسلام و المسلم ی ن حاج آقا ی برهان ی معرف ی شد، به محض ملاحظه صداقت و پاک ی سع ی د، و ی را مورد پذ ی رش قرا داده و تأ یی د نمودند؛ او ن ی ز با فعال ی ت شبانه روز ی به درس خود ادامه داده و کمالات عال ی ه انسان ی را ط ی م ی نمود، خصوص ی ان اخلاق ی و ی در د اخل حوزه مورد توجه همگان قرار گرفته و با برخوردها ی مودبانه خود با روحان ی ون عظ ی م الشأن، موجب افتخار مد ی ر ی ت واقع م ی شد .
+
تعطیلات نوروزی تازه به اتمام رسیده و حوزه فعالیت خود را شروع كرده بود، در تاریخ، 1363/01/21 پدری با تجربه در حالی که دست فرزند معصومش را گرفته بود به حوزه مراجعه و درخواست ثبت نام فرزندش را كرد، با این که موقع ثبت نام نبوده و چند ماه از اول سال تحصیلی گذشته بود، قیافه معصوم فرزند که نور از جمالش می بارید ما را به خود جلب نمود و تصمیم گرفتیم حتی استادي را مامور کنیم به وی تدریس، و به سایر همكلاسي ها برساند، او شهید والا مقام، برادر بسیار ارجمندمان سعید رضاییان بود كه در تاریخ، 1365/01/27 کارهای مقدماتی انجام ، و جهت مصاحبه به حضور حجت الاسلام و المسلمین حاج آقای برهانی معرفی شد، به محض ملاحظه صداقت و پاکی سعید، وی را مورد پذیرش قرار داده و تأیید نمودند؛ او نیز با فعالیت شبانه روزی به درس خود ادامه داده و کمالات عالیه انسانی را طی می نمود، خصوصیات اخلاقی وی در داخل حوزه مورد توجه همگان قرار گرفته و با برخوردهای مودبانه خود با روحانیون عظیم الشأن، موجب افتخار مدیریت واقع می شد.
  
در کارها ی حوزه داوطلبانه شرکت داشت و م ی گفت: پخش اعلام ی ه را نبا ی د فراموش کن ی م، اجازه بده ی د خودمان اعلام ی ه ها ی حوزه را به مغازه ها، منازل، شخص ی ت ها و مساجد ببريم؛ قبل از زنگ مدرسه و تشر ی ف فرما یی استادشان در مدرس، حضور پ ی دا م ی کرد و حت ی به سا ی ر طلبه ها خبر م ی داد که درس شروع م ی شود، صندل ی استاد اخلاق را او آماده م ی کرد و برا ی مد ی ر ی ت معاون ی ب ی مانند بود، اصرار م ی کرد درس ها ی اخلاق را ب ی شتر کن ی م .
+
در کارهای حوزه داوطلبانه شرکت داشت و می گفت: پخش اعلامیه را نباید فراموش کنیم، اجازه بدهید خودمان اعلامیه های حوزه را به مغازه ها، منازل، شخصیت ها و مساجد ببريم؛ قبل از زنگ مدرسه و تشریف فرمایی استادشان در مدرس، حضور پیدا می کرد و حتی به سایر طلبه ها خبر می داد که درس شروع می شود، صندلی استاد اخلاق را او آماده می کرد و برای مدیریت معاونی بی مانند بود، اصرار می کرد درس های اخلاق را بیشتر کنیم .
  
اما به مرور زمان عشق او به جبهه شد ی دتر شد طور ی که به ادامه درس قادر نبود و اصرار داشت که مدت ی تحص ی ل را ترک نموده و در عمل ی ات ها شرکت کند و مي گفت: وضع درسي ام خوب خواهد شد، با مشورت با پدر بزرگوارش که در هر لحظه با فرزندش بود و هرگز او را به حال خود رها نم ی نمود موافقت شد به اداره نظام وظ ی فه مراجعه نما ی د، و در عمل ی ات کربلا ی 6 به خواسته اصل ی اش که همانا ز ی ارت ابا عبدالله الحس ی ن (ع) بود نائل گرد ی د، از خداوند متعال ارتقاء درجه ا ی شان و شک ی با یی خانواده معظمش، و سلامت ی امام بزرگوار، و پ ی روز ی هر چند زودتر همرزمانش ان را آرزومند ی م .
+
اما به مرور زمان عشق او به جبهه شدیدتر شد طوری که به ادامه درس قادر نبود و اصرار داشت که مدتی تحصیل را ترک نموده و در عملیات ها شرکت کند و مي گفت: وضع درسي ام خوب خواهد شد، با مشورت با پدر بزرگوارش که در هر لحظه با فرزندش بود و هرگز او را به حال خود رها نمی نمود موافقت شد به اداره نظام وظیفه مراجعه نماید، و در عملیات کربلای 6 به خواسته اصلی اش که همانا زیارت [[ابا عبدالله الحسین (ع)]] بود نائل گردید، از خداوند متعال ارتقاء درجه ایشان و شکیبایی خانواده معظمش، و سلامتی امام بزرگوار، و پیروزی هر چند زودتر همرزمانشان را آرزومندیم .
  
 
+
==وصیت نامه==
 
+
 
+
 
+
 
+
 
+
وصیت نامه:
+
  
 
بسم الله الرحمن الرحيم
 
بسم الله الرحمن الرحيم
سطر ۶۴: سطر ۵۸:
 
والله لايضيع اجر المحسنين؛ و اين كه خداوند اجر نيكوكاران را ضايع نمى‌كند .
 
والله لايضيع اجر المحسنين؛ و اين كه خداوند اجر نيكوكاران را ضايع نمى‌كند .
  
با سلام بر امام زمان (عج)، و نائب برحقش امام امت رهبر مستضعفين جهان، رهبر دردمندان و مصيبت ديدگان، رهبر زحمتكشان و رنجبران و مظلومين جهان، چرا كه اين طبقه به او دل بسته و اميدوارند كه رهبرى او به رهبرى قيام حضرت امام زمان مهدى موعود (عج) متصل گردد ان شاء الله .
+
با سلام بر [[امام زمان (عج)]]، و نائب برحقش امام امت رهبر مستضعفين جهان، رهبر دردمندان و مصيبت ديدگان، رهبر زحمتكشان و رنجبران و مظلومين جهان، چرا كه اين طبقه به او دل بسته و اميدوارند كه رهبرى او به رهبرى قيام حضرت امام زمان مهدى موعود (عج) متصل گردد ان شاء الله .
  
بار الهى، از تو خواهانم با كمك اين ملت غيور و مسلمان، انقلاب اسلاميمان به رهبرى انقلاب، نائب امام زمان (عج) پرچمش فراتر، مرزها مستحكم تر و نداى اسلام و اسلام محمدى سراسر منطقه را فرا گيرد و نمونه‌اى از حكومت على (ع) در اين منطقه استقرار يابد .
+
بار الهى، از تو خواهانم با كمك اين ملت غيور و مسلمان، انقلاب اسلاميمان به رهبرى انقلاب، نائب امام زمان (عج) پرچمش فراتر، مرزها مستحكم تر و نداى اسلام و [[اسلام]] محمدى سراسر منطقه را فرا گيرد و نمونه‌اى از حكومت [[على (ع)]] در اين منطقه استقرار يابد .
  
 
بار الهى، مستضعفين جهان را بر مستكبرين جهان پيروز فرما تا مستضعفان ما خود سرنوشت خودشان را به دست گيرند .
 
بار الهى، مستضعفين جهان را بر مستكبرين جهان پيروز فرما تا مستضعفان ما خود سرنوشت خودشان را به دست گيرند .
سطر ۷۲: سطر ۶۶:
 
با مدد از حضرت بارى تعالى وضعيت خود را تغيير ‌دهيم و خود تصميم بگيريم و اراده كنيم با عزمى راسخ و استوار، راه مولا على (ع) و صراط مستقيم را انتخاب نمائيم .
 
با مدد از حضرت بارى تعالى وضعيت خود را تغيير ‌دهيم و خود تصميم بگيريم و اراده كنيم با عزمى راسخ و استوار، راه مولا على (ع) و صراط مستقيم را انتخاب نمائيم .
  
خدايا، ما را در برقرارى و پا بر جا شدن راه مولا على (ع) كمك كن. افسوس كه من بشتر از يك جان در كالبد ندارم كه بتوانم با ايثار و از خود گذشتگى، اسلام عزيز را يارى نمايم؛ خدايا مرا ببخش اگر خداى ناكرده حرفى بر عليه اسلام عزيز، قدمى بر عليه اسلام و قرآن برداشته‌ام، چرا كه از جهل و كوته فكرى و كوته بينى من بوده است .
+
خدايا، ما را در برقرارى و پا بر جا شدن راه مولا على (ع) كمك كن. افسوس كه من بشتر از يك جان در كالبد ندارم كه بتوانم با ايثار و از خود گذشتگى، اسلام عزيز را يارى نمايم؛ خدايا مرا ببخش اگر خداى ناكرده حرفى بر عليه اسلام عزيز، قدمى بر عليه اسلام و [[قرآن]] برداشته‌ام، چرا كه از جهل و كوته فكرى و كوته بينى من بوده است .
  
خدايا، پروردگارا، من به خود مى‌بالم كه سرباز اسلام و انقلاب و ميهن، و امام زمان (عج) هستم و در ارتش حكومت اسلامى خدمتگزارم .
+
خدايا، پروردگارا، من به خود مى‌بالم كه سرباز اسلام و [[انقلاب]] و [[ميهن]]، و امام زمان (عج) هستم و در [[ارتش]] حكومت اسلامى خدمتگزارم .
  
 
بار الهى، مرگ و شهادت من را در راه خود قرار ده، بار الهى، مرا براى كمك به اهتزاز در آوردن پرچم مهدى (عج)، پرچم مستضعفين جهان يارى فرما .
 
بار الهى، مرگ و شهادت من را در راه خود قرار ده، بار الهى، مرا براى كمك به اهتزاز در آوردن پرچم مهدى (عج)، پرچم مستضعفين جهان يارى فرما .
سطر ۸۰: سطر ۷۴:
 
خدايا، مرا جزو شهداى صدر اسلام ثبت بنما، جزو شهداى زمان حضرت ختمى مرتبت كه اكمل موجودات، افضل انسان ها، اشرف مخلوقات است، خدايا تشكر مي كنم كه تو اين نعمت را به من دادى كه بتوانم در برابر تو در راه و اهداف حكومت اسلامى لذت ها و محبت هاى دنيوى را فراموش كنم و فقط راه تو را در نظر داشته باشم، خدايا، من هرچه از تو خواستم در زندگى به من عطا كردى، حتى شهادت در راه خودت را، من چطور بتوانم از عهده شكر تو برآيم؟
 
خدايا، مرا جزو شهداى صدر اسلام ثبت بنما، جزو شهداى زمان حضرت ختمى مرتبت كه اكمل موجودات، افضل انسان ها، اشرف مخلوقات است، خدايا تشكر مي كنم كه تو اين نعمت را به من دادى كه بتوانم در برابر تو در راه و اهداف حكومت اسلامى لذت ها و محبت هاى دنيوى را فراموش كنم و فقط راه تو را در نظر داشته باشم، خدايا، من هرچه از تو خواستم در زندگى به من عطا كردى، حتى شهادت در راه خودت را، من چطور بتوانم از عهده شكر تو برآيم؟
  
امشب شبى است كه مي خواهم عازم جبهه شوم و تنها خاطره‌اى كه دارم اين است كه بعد از آن همه وصيت‌ها هنوز هم لازم مي دانم كه چند كلمه‌اى به خاطر خانواده خود وصيت كنم .
+
امشب شبى است كه مي خواهم عازم [[جبهه]] شوم و تنها خاطره‌اى كه دارم اين است كه بعد از آن همه وصيت‌ها هنوز هم لازم مي دانم كه چند كلمه‌اى به خاطر خانواده خود وصيت كنم .
  
 
مادر عزيزم كه بعد از خداوند مهربانترين و عزيزترين موجود براى من هستى، من به وجود شما افتخار مي كنم كه چنين فرزندى را تربيت كردى كه افتخار اسلام باشد .
 
مادر عزيزم كه بعد از خداوند مهربانترين و عزيزترين موجود براى من هستى، من به وجود شما افتخار مي كنم كه چنين فرزندى را تربيت كردى كه افتخار اسلام باشد .
  
سلام بر پدر عزيزم و گرامى، پدرى كه واقعاً به من درس استقامت، پايمردى، جوانمردى، رشادت و شهامت داد و چنان درسى به من آموختى كه در هيچ كلاسى نمي توان آن را آموخت، چنان درسى كه من چگونه بتوانم در برابر ناملايمات زندگى استقامت كنم .
+
سلام بر پدر عزيزم و گرامى، پدرى كه واقعاً به من درس [[استقامت]]، [[پايمردى]]، [[جوانمردى]]، [[رشادت]] و [[شهامت]] داد و چنان درسى به من آموختى كه در هيچ كلاسى نمي توان آن را آموخت، چنان درسى كه من چگونه بتوانم در برابر ناملايمات زندگى استقامت كنم .
  
 
و سلام بر برادران عزيزتر از جانم، برادران عزيز، سعى كنيد فكرتان اسلامى و ذهنتان مملو از آيات شريفه قرآن باشد؛ سعى كنيد درس بخوانيد و خوب احكام اسلام را بياموزيد و قرآن بخوانيد، كه اسلام عزيز به شما احتياج دارد .
 
و سلام بر برادران عزيزتر از جانم، برادران عزيز، سعى كنيد فكرتان اسلامى و ذهنتان مملو از آيات شريفه قرآن باشد؛ سعى كنيد درس بخوانيد و خوب احكام اسلام را بياموزيد و قرآن بخوانيد، كه اسلام عزيز به شما احتياج دارد .
  
سلام بر شما خواهر گرامى، خواهرجان هميشه سعى كن حجابت را همچون حضرت زينب (س) حفظ كنى كه حجاب تو آبرو به اسلام عزيز مي دهد، پس سعى كن آبروى اسلام عزيز را نبرى .
+
سلام بر شما خواهر گرامى، خواهرجان هميشه سعى كن حجابت را همچون [[حضرت زينب (س)]] حفظ كنى كه حجاب تو آبرو به اسلام عزيز مي دهد، پس سعى كن آبروى اسلام عزيز را نبرى .
  
 
برادرانم، سعى كنيد هميشه سر به زير باشيد و مؤدب، مخصوصاً در خانواده، كه مبادا پدر و مادر از شماها ناراضى باشند؛ كارى كنيد كه خانواده از شما راضى باشند .
 
برادرانم، سعى كنيد هميشه سر به زير باشيد و مؤدب، مخصوصاً در خانواده، كه مبادا پدر و مادر از شماها ناراضى باشند؛ كارى كنيد كه خانواده از شما راضى باشند .
سطر ۹۴: سطر ۸۸:
 
خوب مادر و پدر و برادران و خواهر عزيز و گرامى، اگر من شهيد شدم گريه نكنيد چون امروز حسين زمان، نائب الامام، فرزند زهرا، پير جماران، ياور مستضعفان و دشمن مستكبران تنهاست .
 
خوب مادر و پدر و برادران و خواهر عزيز و گرامى، اگر من شهيد شدم گريه نكنيد چون امروز حسين زمان، نائب الامام، فرزند زهرا، پير جماران، ياور مستضعفان و دشمن مستكبران تنهاست .
  
امروز كربلاى انقلابمان خون مي خواهد و من مى‌روم تا به يزيد و يزيديان زمان بفهمانم كه شهادت بالاترين آرزوى ماست؛ مى‌روم شايد نينوايى را بيابم و در عاشوراى دوران هديه ناقابلى در راه پيروزى حق بر باطل، و اسلام بر كفر در پيشگاه مولايم مهدى (عج) تقديم نمايم، و به پروانگان جاويد شمع ولايت بپيوندم .
+
امروز كربلاى انقلابمان خون مي خواهد و من مى‌روم تا به يزيد و يزيديان زمان بفهمانم كه شهادت بالاترين آرزوى ماست؛ مى‌روم شايد نينوايى را بيابم و در عاشوراى دوران هديه ناقابلى در راه پيروزى حق بر باطل، و اسلام بر كفر در پيشگاه مولايم مهدى (عج) تقديم نمايم، و به پروانگان جاويد شمع [[ولايت]] بپيوندم .
  
 
خانواده محترم، مادر و پدر و برادران و خواهرم، بعد از شنيدن خبر مرگ من اشك مريزيد و لباس مشكى به تن مكنيد، چون كوه استوار و مقام بايستيد و لحظه‌اى از نام و ياد خدا غافل نباشيد .
 
خانواده محترم، مادر و پدر و برادران و خواهرم، بعد از شنيدن خبر مرگ من اشك مريزيد و لباس مشكى به تن مكنيد، چون كوه استوار و مقام بايستيد و لحظه‌اى از نام و ياد خدا غافل نباشيد .
سطر ۱۰۴: سطر ۹۸:
 
برادران عزيزم، هوشيار باشيد و غير از اسلام و قرآن به چيز ديگرى فكر نكنيد كه هرچه خير و صلاح انسان است در اين كتاب آسمانى نهفته است .
 
برادران عزيزم، هوشيار باشيد و غير از اسلام و قرآن به چيز ديگرى فكر نكنيد كه هرچه خير و صلاح انسان است در اين كتاب آسمانى نهفته است .
  
ــ وصيتى به دوستان و همسنگران در مسجد ... /...:
+
ــ وصيتى به دوستان و همسنگران در [[مسجد]] ... /...:
  
 
آن قدر به جبهه مي روم و مى‌جنگم تا شهيد شوم؛ اى جوانان نكند در رختخواب ذلت بميريد كه حسين (ع) در ميدان نبرد شهيد شد؛ اى دوستان مبادا در غفلت بميريد كه على (ع) در محراب عبادت شهيد شد و مبادا در حال بى‌تفاوتى بميريد كه على‌اكبر حسين (ع) در راه حسين (ع) شهيد شد .
 
آن قدر به جبهه مي روم و مى‌جنگم تا شهيد شوم؛ اى جوانان نكند در رختخواب ذلت بميريد كه حسين (ع) در ميدان نبرد شهيد شد؛ اى دوستان مبادا در غفلت بميريد كه على (ع) در محراب عبادت شهيد شد و مبادا در حال بى‌تفاوتى بميريد كه على‌اكبر حسين (ع) در راه حسين (ع) شهيد شد .
سطر ۱۱۲: سطر ۱۰۶:
 
برادران استغفار و دعا را از ياد نبريد كه بهترين درمان ها براى تسكين دردهاست و هميشه به ياد خدا باشيد و در راه او قدم برداريد و هرگز دشمنان بين شما تفرقه نيندازند و شما را از روحانيت متعهد جدا نكنند كه اگر چنين كردند روز بدبختى مسلمانان و روز جشن ابرقدرت هاست؛ حضورتان را در جبهه‌هاى حق عليه باطل ثابت نگه داريد؛ در امام بيشتر دقيق شويد و سعى كنيد عظمت او را دريابيد. خود را تسليم او سازيد و صداقت و اخلاص خود را همچنان حفظ كنيد .
 
برادران استغفار و دعا را از ياد نبريد كه بهترين درمان ها براى تسكين دردهاست و هميشه به ياد خدا باشيد و در راه او قدم برداريد و هرگز دشمنان بين شما تفرقه نيندازند و شما را از روحانيت متعهد جدا نكنند كه اگر چنين كردند روز بدبختى مسلمانان و روز جشن ابرقدرت هاست؛ حضورتان را در جبهه‌هاى حق عليه باطل ثابت نگه داريد؛ در امام بيشتر دقيق شويد و سعى كنيد عظمت او را دريابيد. خود را تسليم او سازيد و صداقت و اخلاص خود را همچنان حفظ كنيد .
  
اگر قبض شهادت نصيبم گشت آنان كه پيرو خط سرخ امام خمينى نيستند و به ولايت فقيه اعتقاد ندارند بر من نگريند و بر جنازه من حاضر نشوند. اما باشد كه خون هاى شهدا آنان را نيز متحول سازد و به رحمت الهى نزديكشان كند .
+
اگر قبض شهادت نصيبم گشت آنان كه پيرو خط سرخ [[امام خمينى]] نيستند و به [[ولايت فقيه]] اعتقاد ندارند بر من نگريند و بر جنازه من حاضر نشوند. اما باشد كه خون هاى شهدا آنان را نيز متحول سازد و به رحمت الهى نزديكشان كند .
  
 
سلام مرا به رهبر عزيزم برسانيد و بگوييد تا آخرين قطره خونم سنگر اسلام را ترك نخواهم كرد؛ با خداى خويش پيمان مى‌بندم كه در تمام عاشوراها و در تمام كربلاها با حسين (ع) همراه باشم و سنگر او را خالى نكنم تا هنگامي كه همه احكام اسلام در زير پرچم اسلامى امام زمان (عج) به اجرا در آيد، ان شاء الله .
 
سلام مرا به رهبر عزيزم برسانيد و بگوييد تا آخرين قطره خونم سنگر اسلام را ترك نخواهم كرد؛ با خداى خويش پيمان مى‌بندم كه در تمام عاشوراها و در تمام كربلاها با حسين (ع) همراه باشم و سنگر او را خالى نكنم تا هنگامي كه همه احكام اسلام در زير پرچم اسلامى امام زمان (عج) به اجرا در آيد، ان شاء الله .
  
ــ چند نصيحت از ائمه اطهار به مسلمانان .... /.....:
+
ــ چند نصيحت از [[ائمه اطهار]] به مسلمانان .... /.....:
  
 
هر كه وقت مرگ وصيت خوب و كامل نكند در جوانمردى او نقصانى وجود دارد و به شفاعت نائل نمى‌شود .
 
هر كه وقت مرگ وصيت خوب و كامل نكند در جوانمردى او نقصانى وجود دارد و به شفاعت نائل نمى‌شود .
سطر ۱۳۶: سطر ۱۳۰:
 
1ـ ديدار برادر مؤمن
 
1ـ ديدار برادر مؤمن
  
2ـ افطار روزه
+
2ـ افطار [[روزه]]
  
3ـ عبادت و نماز آخر شب .
+
[[عبادت]] و [[نماز]] آخر شب .
  
 
برادران، مهاجر كسى است كه از گناهان هجرت كند .
 
برادران، مهاجر كسى است كه از گناهان هجرت كند .
سطر ۱۴۶: سطر ۱۴۰:
 
برادران مؤمن، گناهان خود را همچون سنگى بزرگ بر بالاى سر خود مى‌بيند كه هر لحظه ممكن است بر فرق سرش بيفتد و كافر گناهانش را چون صداى بال مگس مى‌پندارد كه از كنار گوشش گذشته باشد .
 
برادران مؤمن، گناهان خود را همچون سنگى بزرگ بر بالاى سر خود مى‌بيند كه هر لحظه ممكن است بر فرق سرش بيفتد و كافر گناهانش را چون صداى بال مگس مى‌پندارد كه از كنار گوشش گذشته باشد .
  
اى برادران، بسيار به مساجد رفتن جهاد است؛ آنچه در مجالس مى‌گذرد امانت است و آشكار كردن سرّ مسلمانان خيانت است .
+
اى برادران، بسيار به مساجد رفتن [[جهاد]] است؛ آنچه در مجالس مى‌گذرد امانت است و آشكار كردن سرّ مسلمانان خيانت است .
  
هر كس با ذره‌اى تكبر بميرد بوى بهشت را حس نكند و بيشترين كسانى كه به دوزخ مى‌روند متكبران هستند .
+
هر كس با ذره‌اى تكبر بميرد بوى [[بهشت]] را حس نكند و بيشترين كسانى كه به دوزخ مى‌روند متكبران هستند .
  
 
خدايا، خدايا، تا انقلاب مهدى (عج) خمينى را نگهدار
 
خدايا، خدايا، تا انقلاب مهدى (عج) خمينى را نگهدار
سطر ۱۷۲: سطر ۱۶۶:
 
خندان ‌لب و با ميل و رضا مى‌ميرند
 
خندان ‌لب و با ميل و رضا مى‌ميرند
  
به اميد فتح كربلاى حسينى به دست ياران پرتوان خمينى
+
به اميد فتح كربلاى حسينى به دست ياران پرتوان خمينى<ref>[http://ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/39797 سایت شهدای ارتش]</ref>
 +
==نگارخانه تصاویر==
 +
<gallery>
  
 +
Image:1343181KAKA006-001.jpg
 +
Image:1343181KAKA001-001.jpg
  
منبع:سایت شهدای ارتش
+
</gallery>
  
http://ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/39797
+
==پانویس==
 +
<references />

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۵ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۱۰:۳۸

شه ی د سع ی د رضا یی ان

تار ی خ تولد :1346/05/07

تار ی خ شهادت : 1365/12/12

محل شهادت : نامشخص

محل آرامگاه :تهران - شم ی رانات - امامزاده عل ی اکبر(ع ) چ ی ذر


زندگی نامه

بسمه تعالی

با آرزوی طول عمر برای امام بزرگوارمان، و نصرت نهایی رزمندگان .

در تاریخ، 1346/05/07 در قصبه شمیران، کودکی دیده به جهان گشود که امید آینده کشور اسلامیش گشت؛ کودک کوچک دیروز همان شیر عرصه رزم است که دنیا را چه عجولانه پشت سر نهاد و قدم به عرصه هستی آخرت گذارد، آری بسیجی قهرمان، سعید رضاییان، شهید شاهدی است که با لباس مقدس سربازی امام زمان (عج) در تاریخ، 1365/11/12 در منطقه عملیاتی سومار از دنیا پرید و به آخرت پیوست .

سعید عزیزمان، در تاریخ، 1362/08/28 در پایگاه مسجد امام سجاد (ع) به عضویت بسیج سپاه پاسداران انقلاب اسلامی درآمد و به دلیل داشتن احساس مسئولیت، تواضع و قاطعیت به سرعت در پایگاه پیشرفت كرد و بعد از مدت کوتاهی به عضویت شورای پایگاه درآمده و مسئولیت شب های پاس پایگاه و امور شهدا را پذیرفت، تشکیل پرونده برای شهداي محل، و تهیه امکانات به منظور برگزاری مراسم شهداء، راه اندازی کاروان های جمکران و قم برای خانواده معظم شهداء، برگزاری مراسم دعای توسل در منازل آنان و غیره ... از جمله فعالیت های این شهيد عزيز در این بسيج بود.

فعاليت هاي هر چه بیشتر سعيد، وابستگی پایگاه را به وجودش بیشتر مي كرد به نحوی که به صورت یکی از ارکان اساسی پایگاه تجلی می نمود؛ وی مایه دلگرمی و مشوق در کارهای نيك و اساسي دیگران بود، در مشکلات، به کمک بچه ها می آمد، در امور نظامی بسیج و مأموریت های محوله دارای نظم خاص یک نظامی و دقت نظر کافی بود و هیچ گاه وظایف محوله به وی نیمه کاره رها نمی شد، علاقه اش به بسیج در حدی بود که پایگاه را خانه دوم اش حساب می کرد .

شهید سعید رضاییان، تحصیلات خود را تا مقطع راهنمایی ادامه داده و سپس وارد حوزه علمیه شرق تهران شد و همان صلابت و قاطعیتی را که در امور بسیج به خرج می داد در فعالیت های مربوط به حوزه نیز به همين منوال رفتار مي كرد؛ وی اولین بار در تاریخ، 1363/12/27 از طرف بسیج به جبهه مهران اعزام و دومین بار نیز از همان طریق عازم جبهه های جنوب شد و سپس به دلیل علاقه زیادی که جهت حضور در جبهه هاي جنگ در او ایجاد شده بود تصمیم گرفت به منظور انجام وظیفه عمومی موقتاً در زمان جنگ تحصیل را رها نموده و از معافیت تحصیلی استفاده ننماید، لذا وارد لشگر 77 خراسان شد؛ به جهت شهادت و شجاعتی که از خود نشان داد به درجه گروهبانی افتخاری نائل گردید و پس از 9 ماه حضور در جبهه های نور علیه ظلمت با لباس مقدس سربازی با شروع عملیات کربلای 6 کما فی السابق به صورت داوطلب در عملیات شرکت نموده و در اثر تیر مستقیم دشمن (کالیبر دوشکا) صورت نورانیش با خون گلویش رنگین شد. خلعت زیبای شهادت بر قامت استوار اين بسیجی عاشق، طلبه عارف، سرباز جان بر کف اسلام مبارک باشد .

حالات او را از قول پدر مقاوم و قهرمان پرورش بشنویم .

شهید سعید رضائیان، در تاریخ، 1346/05/07 به دنیا آمد، دوران طفولیت را در کاشانک شمیران گذراند؛ سپس به مکتب خانه خواهر امینیان رفته و به یادگیری علوم قرآن کریم مشغول گردید، وي به لحاظ بافت عمیق مذهبی که از مادر به ارث برده بود همیشه در دروس مذهبی در دوران مدارس از نمرات عالي برخوردار بود، او دوران دبستان و راهنمايي را در مدرسه ي شهید مطهری رسالت تا سوم راهنمایی ادامه داد و چون عاشق امام و انقلاب بود در تاریخ، 1362/08/28 جهت ياري انقلاب، وارد پایگاه بسیج مسجد امام سجاد (ع) واقع در اوقاف دلاوران گردید و همیشه شک می کرد که دوباره امام بزرگوار خود را زیارت مي نمايد؟ و چون دلش می خواست در دوران انقلاب قرار بگیرد جهت ادامه تحصیل در تاریخ، 1363/01/21 در حوزه علمیه شرق تهران ثبت نام نمود تا بتواند گوشه کوچکی از دین خود را به انقلاب اداء نماید .

در همین حال دوباره به جبهه ها عزیمت نمود، و عاقبت تحصیلات را موقتاً ترک و به یاری رزمندگان اسلام شتافت وی علاقمند بود در صف پاسداران انقلاب قرار بگیرد ولی نصیبش نشد اما به قول خودش فرق نمی کند همه سرباز امام زمان (عج) هستند؛ وی در تاریخ، 1365/01/18 وارد لشكر 77 خراسان شد و سپس به منطقه عملیاتی اعزام، و به علت شجاعت در اسیرگیری افسر عراقی ، به درجه [[گروهبان دوم] افتخاری نائل گردید.

شهید رضاییان طی یک حماسه قهرمانانه در سومار عامل نجات برادران خود از دست دشمن می شود و آخرین لحظات حیات خود را در حالی که با سلاح آر پی جی با دشمن زبون در حال نبرد بوده به وسیله مسلسل کالیبر دوشکا 50 مورد هدف قرار گرفته و ندای باری تعالی را لبیک گفته و به شهادت میرسد .

روحش شاد راهش پر رهرو باد .

آمین یا رب العالمین

و من الله التوفیق

پدر شهید سعید رضاییان

بسمه تعالی

تعطیلات نوروزی تازه به اتمام رسیده و حوزه فعالیت خود را شروع كرده بود، در تاریخ، 1363/01/21 پدری با تجربه در حالی که دست فرزند معصومش را گرفته بود به حوزه مراجعه و درخواست ثبت نام فرزندش را كرد، با این که موقع ثبت نام نبوده و چند ماه از اول سال تحصیلی گذشته بود، قیافه معصوم فرزند که نور از جمالش می بارید ما را به خود جلب نمود و تصمیم گرفتیم حتی استادي را مامور کنیم به وی تدریس، و به سایر همكلاسي ها برساند، او شهید والا مقام، برادر بسیار ارجمندمان سعید رضاییان بود كه در تاریخ، 1365/01/27 کارهای مقدماتی انجام ، و جهت مصاحبه به حضور حجت الاسلام و المسلمین حاج آقای برهانی معرفی شد، به محض ملاحظه صداقت و پاکی سعید، وی را مورد پذیرش قرار داده و تأیید نمودند؛ او نیز با فعالیت شبانه روزی به درس خود ادامه داده و کمالات عالیه انسانی را طی می نمود، خصوصیات اخلاقی وی در داخل حوزه مورد توجه همگان قرار گرفته و با برخوردهای مودبانه خود با روحانیون عظیم الشأن، موجب افتخار مدیریت واقع می شد.

در کارهای حوزه داوطلبانه شرکت داشت و می گفت: پخش اعلامیه را نباید فراموش کنیم، اجازه بدهید خودمان اعلامیه های حوزه را به مغازه ها، منازل، شخصیت ها و مساجد ببريم؛ قبل از زنگ مدرسه و تشریف فرمایی استادشان در مدرس، حضور پیدا می کرد و حتی به سایر طلبه ها خبر می داد که درس شروع می شود، صندلی استاد اخلاق را او آماده می کرد و برای مدیریت معاونی بی مانند بود، اصرار می کرد درس های اخلاق را بیشتر کنیم .

اما به مرور زمان عشق او به جبهه شدیدتر شد طوری که به ادامه درس قادر نبود و اصرار داشت که مدتی تحصیل را ترک نموده و در عملیات ها شرکت کند و مي گفت: وضع درسي ام خوب خواهد شد، با مشورت با پدر بزرگوارش که در هر لحظه با فرزندش بود و هرگز او را به حال خود رها نمی نمود موافقت شد به اداره نظام وظیفه مراجعه نماید، و در عملیات کربلای 6 به خواسته اصلی اش که همانا زیارت ابا عبدالله الحسین (ع) بود نائل گردید، از خداوند متعال ارتقاء درجه ایشان و شکیبایی خانواده معظمش، و سلامتی امام بزرگوار، و پیروزی هر چند زودتر همرزمانشان را آرزومندیم .

وصیت نامه

بسم الله الرحمن الرحيم

وصيت نامه بسيجى عاشق، طلبه عارف و سرباز رشيد اسلام، برادر شهيد سعيد رضائيان .

و لله جنود السموات و الارض

والله لايضيع اجر المحسنين؛ و اين كه خداوند اجر نيكوكاران را ضايع نمى‌كند .

با سلام بر امام زمان (عج)، و نائب برحقش امام امت رهبر مستضعفين جهان، رهبر دردمندان و مصيبت ديدگان، رهبر زحمتكشان و رنجبران و مظلومين جهان، چرا كه اين طبقه به او دل بسته و اميدوارند كه رهبرى او به رهبرى قيام حضرت امام زمان مهدى موعود (عج) متصل گردد ان شاء الله .

بار الهى، از تو خواهانم با كمك اين ملت غيور و مسلمان، انقلاب اسلاميمان به رهبرى انقلاب، نائب امام زمان (عج) پرچمش فراتر، مرزها مستحكم تر و نداى اسلام و اسلام محمدى سراسر منطقه را فرا گيرد و نمونه‌اى از حكومت على (ع) در اين منطقه استقرار يابد .

بار الهى، مستضعفين جهان را بر مستكبرين جهان پيروز فرما تا مستضعفان ما خود سرنوشت خودشان را به دست گيرند .

با مدد از حضرت بارى تعالى وضعيت خود را تغيير ‌دهيم و خود تصميم بگيريم و اراده كنيم با عزمى راسخ و استوار، راه مولا على (ع) و صراط مستقيم را انتخاب نمائيم .

خدايا، ما را در برقرارى و پا بر جا شدن راه مولا على (ع) كمك كن. افسوس كه من بشتر از يك جان در كالبد ندارم كه بتوانم با ايثار و از خود گذشتگى، اسلام عزيز را يارى نمايم؛ خدايا مرا ببخش اگر خداى ناكرده حرفى بر عليه اسلام عزيز، قدمى بر عليه اسلام و قرآن برداشته‌ام، چرا كه از جهل و كوته فكرى و كوته بينى من بوده است .

خدايا، پروردگارا، من به خود مى‌بالم كه سرباز اسلام و انقلاب و ميهن، و امام زمان (عج) هستم و در ارتش حكومت اسلامى خدمتگزارم .

بار الهى، مرگ و شهادت من را در راه خود قرار ده، بار الهى، مرا براى كمك به اهتزاز در آوردن پرچم مهدى (عج)، پرچم مستضعفين جهان يارى فرما .

خدايا، مرا جزو شهداى صدر اسلام ثبت بنما، جزو شهداى زمان حضرت ختمى مرتبت كه اكمل موجودات، افضل انسان ها، اشرف مخلوقات است، خدايا تشكر مي كنم كه تو اين نعمت را به من دادى كه بتوانم در برابر تو در راه و اهداف حكومت اسلامى لذت ها و محبت هاى دنيوى را فراموش كنم و فقط راه تو را در نظر داشته باشم، خدايا، من هرچه از تو خواستم در زندگى به من عطا كردى، حتى شهادت در راه خودت را، من چطور بتوانم از عهده شكر تو برآيم؟

امشب شبى است كه مي خواهم عازم جبهه شوم و تنها خاطره‌اى كه دارم اين است كه بعد از آن همه وصيت‌ها هنوز هم لازم مي دانم كه چند كلمه‌اى به خاطر خانواده خود وصيت كنم .

مادر عزيزم كه بعد از خداوند مهربانترين و عزيزترين موجود براى من هستى، من به وجود شما افتخار مي كنم كه چنين فرزندى را تربيت كردى كه افتخار اسلام باشد .

سلام بر پدر عزيزم و گرامى، پدرى كه واقعاً به من درس استقامت، پايمردى، جوانمردى، رشادت و شهامت داد و چنان درسى به من آموختى كه در هيچ كلاسى نمي توان آن را آموخت، چنان درسى كه من چگونه بتوانم در برابر ناملايمات زندگى استقامت كنم .

و سلام بر برادران عزيزتر از جانم، برادران عزيز، سعى كنيد فكرتان اسلامى و ذهنتان مملو از آيات شريفه قرآن باشد؛ سعى كنيد درس بخوانيد و خوب احكام اسلام را بياموزيد و قرآن بخوانيد، كه اسلام عزيز به شما احتياج دارد .

سلام بر شما خواهر گرامى، خواهرجان هميشه سعى كن حجابت را همچون حضرت زينب (س) حفظ كنى كه حجاب تو آبرو به اسلام عزيز مي دهد، پس سعى كن آبروى اسلام عزيز را نبرى .

برادرانم، سعى كنيد هميشه سر به زير باشيد و مؤدب، مخصوصاً در خانواده، كه مبادا پدر و مادر از شماها ناراضى باشند؛ كارى كنيد كه خانواده از شما راضى باشند .

خوب مادر و پدر و برادران و خواهر عزيز و گرامى، اگر من شهيد شدم گريه نكنيد چون امروز حسين زمان، نائب الامام، فرزند زهرا، پير جماران، ياور مستضعفان و دشمن مستكبران تنهاست .

امروز كربلاى انقلابمان خون مي خواهد و من مى‌روم تا به يزيد و يزيديان زمان بفهمانم كه شهادت بالاترين آرزوى ماست؛ مى‌روم شايد نينوايى را بيابم و در عاشوراى دوران هديه ناقابلى در راه پيروزى حق بر باطل، و اسلام بر كفر در پيشگاه مولايم مهدى (عج) تقديم نمايم، و به پروانگان جاويد شمع ولايت بپيوندم .

خانواده محترم، مادر و پدر و برادران و خواهرم، بعد از شنيدن خبر مرگ من اشك مريزيد و لباس مشكى به تن مكنيد، چون كوه استوار و مقام بايستيد و لحظه‌اى از نام و ياد خدا غافل نباشيد .

مادرم به خواهرم بياموز كه زينب‌وار با ناملايمات زندگي، دست و پنجه نرم كند .

پدر عزيزم، به برادرانم همچون من درس استقامت، استوارى، رادمردى و مردانگى و چگونه با ناملايمات ساختن را بياموز و همچون على‌اكبر اين جوان ها را بزرگ كنيد .

برادران عزيزم، هوشيار باشيد و غير از اسلام و قرآن به چيز ديگرى فكر نكنيد كه هرچه خير و صلاح انسان است در اين كتاب آسمانى نهفته است .

ــ وصيتى به دوستان و همسنگران در مسجد ... /...:

آن قدر به جبهه مي روم و مى‌جنگم تا شهيد شوم؛ اى جوانان نكند در رختخواب ذلت بميريد كه حسين (ع) در ميدان نبرد شهيد شد؛ اى دوستان مبادا در غفلت بميريد كه على (ع) در محراب عبادت شهيد شد و مبادا در حال بى‌تفاوتى بميريد كه على‌اكبر حسين (ع) در راه حسين (ع) شهيد شد .

اى مادران، مبادا از رفتن فرزندانتان به جبهه جلوگيرى كنيد كه فردا در محضر خداوند جواب حضرت زينب (س) را نمى‌توانيد بدهيد كه تحمل شهادت 72 تن را نموده است؛ همه مثل خاندان «وهب» جوانانتان را به جبهه‌هاى نبرد بفرستيد و حتى جسد او را هم تحويل نگيريد زيرا مادر وهب فرمود: « سرى را كه در راه خدا داده‌ام پس نمى‌گيرم ».

برادران استغفار و دعا را از ياد نبريد كه بهترين درمان ها براى تسكين دردهاست و هميشه به ياد خدا باشيد و در راه او قدم برداريد و هرگز دشمنان بين شما تفرقه نيندازند و شما را از روحانيت متعهد جدا نكنند كه اگر چنين كردند روز بدبختى مسلمانان و روز جشن ابرقدرت هاست؛ حضورتان را در جبهه‌هاى حق عليه باطل ثابت نگه داريد؛ در امام بيشتر دقيق شويد و سعى كنيد عظمت او را دريابيد. خود را تسليم او سازيد و صداقت و اخلاص خود را همچنان حفظ كنيد .

اگر قبض شهادت نصيبم گشت آنان كه پيرو خط سرخ امام خمينى نيستند و به ولايت فقيه اعتقاد ندارند بر من نگريند و بر جنازه من حاضر نشوند. اما باشد كه خون هاى شهدا آنان را نيز متحول سازد و به رحمت الهى نزديكشان كند .

سلام مرا به رهبر عزيزم برسانيد و بگوييد تا آخرين قطره خونم سنگر اسلام را ترك نخواهم كرد؛ با خداى خويش پيمان مى‌بندم كه در تمام عاشوراها و در تمام كربلاها با حسين (ع) همراه باشم و سنگر او را خالى نكنم تا هنگامي كه همه احكام اسلام در زير پرچم اسلامى امام زمان (عج) به اجرا در آيد، ان شاء الله .

ــ چند نصيحت از ائمه اطهار به مسلمانان .... /.....:

هر كه وقت مرگ وصيت خوب و كامل نكند در جوانمردى او نقصانى وجود دارد و به شفاعت نائل نمى‌شود .

چهار نفر هستند كه هرگز دعايشان رد نخواهد شد :

1ـ امام عادل

2ـ پدر براى فرزند

3ـ مؤمن براى برادر مؤمن

4ـ مظلوم كه خداوند مى‌فرمايد « به عزت و جلالم قسم كه تو را يارى خواهم كرد ولو پس از مدت ها ».

برادران مزاح و شوخى نكنيد كه وقارتان از بين مى‌رود و دروغ نگوئيد كه نورانيت شما زايل مى‌گردد .

برادران سه چيز وسيله سرورى مؤمن در دنيا است ...

1ـ ديدار برادر مؤمن

2ـ افطار روزه

عبادت و نماز آخر شب .

برادران، مهاجر كسى است كه از گناهان هجرت كند .

برادران، بپرهيزيد از گناه، كه مرگ به هنگام غفلت گريبانت را نگيريد .

برادران مؤمن، گناهان خود را همچون سنگى بزرگ بر بالاى سر خود مى‌بيند كه هر لحظه ممكن است بر فرق سرش بيفتد و كافر گناهانش را چون صداى بال مگس مى‌پندارد كه از كنار گوشش گذشته باشد .

اى برادران، بسيار به مساجد رفتن جهاد است؛ آنچه در مجالس مى‌گذرد امانت است و آشكار كردن سرّ مسلمانان خيانت است .

هر كس با ذره‌اى تكبر بميرد بوى بهشت را حس نكند و بيشترين كسانى كه به دوزخ مى‌روند متكبران هستند .

خدايا، خدايا، تا انقلاب مهدى (عج) خمينى را نگهدار

خدانگهدار ...

ارادتمند شما عزيزان، « سعيد »

شهادت آرزو كردند ياران

به خون خود وضو كردند ياران

ميان كوچه‌هاى آتش و خون

خدا را جستجو كردند ياران

مردان خدا چه با صفا مى‌ميرند

جان باخته در راه خدا مى‌ميرند

گويى كه رسيده حكم آزاديشان

خندان ‌لب و با ميل و رضا مى‌ميرند

به اميد فتح كربلاى حسينى به دست ياران پرتوان خمينى[۱]

نگارخانه تصاویر

پانویس

  1. سایت شهدای ارتش