ویرایش‌ها

شهید غلام رضا هندوانه چی

۱۱۷ بایت اضافه‌شده، ‏۲۳ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۱۱:۵۰
/* خاطرات */
مادرم خیلی نگران او بود و گریه می کرد. به مادرم می گفت: مادر! ناراحت نباش ما پشت جبهه هستیم و طرف ما جنگ نیست. از این طریق می خواست مادر را دلداری بدهد. بعد از این حرف ها که رد و بدل شد. کنار من آمد و گفت: خواهر! من در جبهه خط شکن هستم و بیشتر عملیات ها در جبهه حضور داشتم ولی سعادت شهادت را هنوز پیدا نکردم ولی خدا کند کند این دفعه نصیبمان شود.
در همین حین مادرم گفت: شما آنجا چه می گویید؟ گفتیم: از خوبی های خدمت صحبت می کنیم. بعد در حین صحبت های خود گفت: خواهرم من این دفعه که رفتم مادر و پدر را اول به خدا و بعد به تو می سپارم.
==نگارخانه تصاویر==
<gallery>
 
Image:1824987KAKA004-001.jpg
Image:هندوانه چی.jpg
 
</gallery>
 
منبع سایت شهدای ارتش
http://ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/29845
مدیر
۱۱٬۹۷۱
ویرایش