ویرایش‌ها

شهیدحسین همتی

۱۸ بایت حذف‌شده، ‏۲۹ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۱۸:۳۶
Khoshkenar9712 صفحهٔ [[شهید حسین همتی]] را به [[شهیدحسین همتی]] منتقل کرد
==خاطرات==
 
 
بسمه تعالی
بله، بچه‌ی غيرتي و باحرمتي بود. من چندباري ديدم كه همراه مادرش جمعه‌ها به امامزاده حمزه‌ی صفادشت مي‌روند. قبرستان محله‌ی ما هم كنار امامزاده است. به حسين گفتم همه پنج‌شنبه سر مزار مي‌روند شماها جمعه مي‌رويد. گفت پنج‌شنبه‌ها مردم زيادي به امامزاده و سر مزار عزيزان‌شان مي‌آيند و خيلي شلوغ مي‌شود. امكان دارد چشمم به نامحرم بيفتد. من امامزاده مي‌روم تا زيارتي كنم و ثوابي به دست بياورم، نه اينكه چشم‌هايم آلوده به گناه شوند. اين عين حرف‌هاي حسين بود كه عرض كردم. وقتي هم كه به او گفتيم آستين بالا بزن تا برايت همسري انتخاب كنيم، حساس بود كه همسر آينده‌اش حتماً از نظر حجاب و حيا نمونه باشد. مي‌گفت من حتي براي روز عروسي هم دوست دارم همسر آينده‌ام مراعات خيلي از مسائل را بكند. اين طور روحياتي داشت.
۵.قاعدتاً چنين جوان غيرتي هم نمي‌توانست غربت اهل بيت و تعرض سلفي‌ها به حرم خانم زينب(س) را تحمل كند. كي تصميم به رفتن گرفت؟
دقيقاً به ما نگفت كه به كجا و براي چه مي‌رود. فقط سربسته گفت براي آموزش و زيارت مي‌رود. مطمئنم حسين با همه احترام و محبتي كه نسبت به من و مادرش داشت، مي‌ترسيد دقيقاً مسير و هدف مأموريت‌شان را بگويد مبادا مادرش استرس بگيرد و اتفاقي برايش بيفتد. همسرم روي حسين خيلي حساس بود. آن روزها كه مي‌خواست برود، خيلي ذوق و شوق داشت. پسرم بچه مذهبي بود. عشق امام حسين و اهل بيت ايشان را از كودكي در وجودش پا گرفته بود. <ref>[http://ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/10796 سایت شهدای ارتش]</ref>
منبع:سایت شهدای ارتش==پانویس==http:<references //ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/10796/ آدرس صفحه شهید:>
۱٬۰۶۹
ویرایش