شهید ناصر مهری: تفاوت بین نسخهها
Arameshi9706 (بحث | مشارکتها) |
Raesipoor98 (بحث | مشارکتها) |
||
| سطر ۳۶: | سطر ۳۶: | ||
==وصیت نامه== | ==وصیت نامه== | ||
| − | + | [[شهید ناصر مهری]]: همه ی ما رفتنی هستیم؛ نباید کاری کنیم که بعدها با یادآوری کارهای مان، ناراحت شویم . من از پدر و مادرم می خواهم که برایم گریه نکنند و از یاد امام غافل نشوند و کاری نکنند که دشمنان اسلام از رفتارهاشان سوء استفاده کنند و از شهادت من خوشحال باشند . خدایا ! چگونه شُکرگزار تو نباشم، که ما را به راه راست - با داشتن قلبی پاک و پُر از ایمان - هدایت کردی؟ من دوست دارم اگر شهید راه اسلام و میهن خود شدم، مرا در جایی بلند در زادگاهم به خاک بسپارید . ... و از خواهران و مادرم می خواهم برای من گریه و لباس مشکی بر تن نکنند؛ چون من خود راهم را انتخاب کردم . (۱۷۴۵۸۷۹) ناصر مهری ۲۰/۱۲/۱۳۶۴<ref>[http://khatesorkh.ir/index.php?martyr_id=1950 پایگاه اطلاع رسانی سرداران و 3000 شهید استان قزوین]</ref> | |
نسخهٔ کنونی تا ۶ آبان ۱۳۹۸، ساعت ۰۸:۱۵
| ناصر مهری | |
|---|---|
![]() | |
| ملیت | |
| دین و مذهب | مسلمان، شیعه |
| تولد | قزوین، بوئین زهرا، چنگوره ۱۳۴۶/۰۳/۰۲ |
| شهادت | شرهانی ۱۳۶۵/2/1۹ |
| نیرو | ارتش جمهوری اسلامی ایران |
| درجه | سرباز |
| تحصیلات | سوم راهنمایی |
محتویات
زندگی نامه
سلام اگه صد در صد میخوایین حضور داشته باشید اطلاع بدین نهایتا تا دوشنبهمهری، ناصر : دوم خرداد ۱۳۴۶ ، در روستای چنگوره از توابع شهر بوئینزهرا به دنیا آمد . پدرش مروتعلی، کشاورز بود و مادرش صغرا نام داشت . تا پایان دوره راهنمایی درس خواند . به عنوان سرباز ارتش در جبهه حضور یافت . نوزدهم اردیبهشت ۱۳۶۵ ، در شرهانی توسط نیروهای عراقی بر اثر اصابت ترکش به سر، شهید شد . مزار او در گلزار شهدای زادگاهش واقع است .
وصیت نامه
شهید ناصر مهری: همه ی ما رفتنی هستیم؛ نباید کاری کنیم که بعدها با یادآوری کارهای مان، ناراحت شویم . من از پدر و مادرم می خواهم که برایم گریه نکنند و از یاد امام غافل نشوند و کاری نکنند که دشمنان اسلام از رفتارهاشان سوء استفاده کنند و از شهادت من خوشحال باشند . خدایا ! چگونه شُکرگزار تو نباشم، که ما را به راه راست - با داشتن قلبی پاک و پُر از ایمان - هدایت کردی؟ من دوست دارم اگر شهید راه اسلام و میهن خود شدم، مرا در جایی بلند در زادگاهم به خاک بسپارید . ... و از خواهران و مادرم می خواهم برای من گریه و لباس مشکی بر تن نکنند؛ چون من خود راهم را انتخاب کردم . (۱۷۴۵۸۷۹) ناصر مهری ۲۰/۱۲/۱۳۶۴[۱]
