خصوصیات اخلاقی او که حتی برای پدرش جالب بوده است و هرگز فراموش نمی کند این است که هیچ گاه خلف وعده نمی کرد، کارهایش بسیار مرتب و منظم بود، سعی می کرد هر کاری که به او محول می شود به نحو احسن به پایان برساند.
شب ها که دیر وقت به خانه می آمد آرام و بی سر و صدا وارد خانه می شد و همچنین وقتی که در دل شب برای خواندن نماز شب از خواب بر می خواست، هيچ كس متوجه نمي شد، در موقع فراغت از کارهای معمولی با بچه های کوچکتر از خود سرگرم می شد و براي خشنودی بچه ها خود را فراموش کرده و می گفت: بچه ها در این سنین دارای انرژی فراوانی هستند که باید به کار گرفته شود اگر از بچه ها و نوجوانان در این سنین غافل شویم این انرژی ممکن است در جاهای نامناسب هدر رود، این بچه ها امید امام و انقلاب هستند، از هم اکنون باید آنها با انقلاب آشنا شوند.
وقتی که در مجلسی سخن از انقلاب، مسائل دینی و اوضاع سیاسی بود آگاهانه و موقرانه سخن می گفت. بالاخره در اوایل دی ماه سال 65 به جبهه رفت و طبق قولی که داده بود پس از پانزده روز برگشت، چند روز در تهران بود که دوباره راهی جبهه های نور علیه ظلمت گردید ولی این سفر را هرگز برگشتی نبود و در تاريخ، 29/10/1365 در [[عملیات کربلای 5، 5]]، در منطقه [[شلمچه ]] در حالی که بنا به گفته همرزمانش رشادت های غیر قابل وصفی از خود نشان داد، در اثر ترکش خمپاره صدامیان کافر به درجه رفیع شهادت نائل آمد و به لقاءالله پیوست و دفتر زندگی دنياي او در همین جا بسته شد.
پيام پدر شهید به امت شهید پرور ایران اين است: به عده ای معدود که در ظاهر مسلمان، ولی دستورات و پیام های امام امت را یا درک نمی کنند و یا درک می کنند ولی اجرا نمی کنند، می گویم که این دنیا می گذرد به خاطر خون شهدا، اسلام واقعی را حفظ کنند و از انقلاب و امام امت پشتیبانی نمایند.
روحش شاد و یادش گرامی باد
منبع: سایت شهدای ارتش