ویرایش‌ها

شهید حسین کللی خورموجی

۶۳۴ بایت حذف‌شده، ‏۲۱ آبان ۱۳۹۸، ساعت ۱۹:۲۵
حسین کللی خورموجیذخیره مقاله با فرمت پی دی اف==زندگی نامه==
سال ۱۳۳۷ در كلبه ساده «عبدالحسين كللي» كه نهر آبي از كنار آن مي‌گذشت، كودكي متولد شد كه به علت عشق و علاقه خانواده به حضرت امام حسين(ع)، نام او را «حسين» گذاشتند. مادري با عصمت و پاكدامن به نام« سكينه»، فرزندی با عشق به اهل بيت و علاقمند به فرايض ديني را پرورش داد.
دوره دبستان و دبيرستان را در آموزشگاه ادب گذراند و به علت شرايط سخت زندگي و عدم توانائي تحصيل در شهر ديگر، پس از اتمام دوره سه ساله اول دبيرستان با مشورت علمای محل و افراد متدين ،سال ۱۳۵۲ وارد نیروي هوائي ارتش شد.
 
 
 
 
تولد
[ویرایش]
 
سال ۱۳۳۷ در كلبه ساده «عبدالحسين كللي» كه نهر آبي از كنار آن مي‌گذشت، كودكي متولد شد كه به علت عشق و علاقه خانواده به حضرت امام حسين(ع)، نام او را «حسين» گذاشتند. مادري با عصمت و پاكدامن به نام« سكينه»، فرزندی با عشق به اهل بيت و علاقمند به فرايض ديني را پرورش داد.
*تحصیلات
تحصیلات
[ویرایش]
دوره دبستان و دبيرستان را در آموزشگاه ادب گذراند و به علت شرايط سخت زندگي و عدم توانائي تحصيل در شهر ديگر، پس از اتمام دوره سه ساله اول دبيرستان با مشورت علمای محل و افراد متدين ،سال ۱۳۵۲ وارد نیروي هوائي ارتش شد.
*مبارزات انقلاب[ویرایش]
پس از طي دوره لازم و اخذ درجه گروهباني به بوشهر منتقل شد. در سال ۱۳۵۷همراه با ساير دوستانش به ارشاد و هدايت و تبليغ آرمانهاي امام راحل پرداخت كه بارها مورد اذيت و آزار مسئولين وقت پايگاه هوایی بوشهر قرار گرفت. همزمان با شدت گرفتن مبارزات انقلاب در پايگاه هوائي گروه مقاومت تشكيل داد. او در مسجد «ولي عصر(عج)» خورموج هم گروه مقاومت ايجاد كرد. در اوائل پیروزی انقلاب در كميته انقلاب اسلامی(سابق)بوشهرفعالیت می کرد. اودرتشکیل گروه مقاومت پايگاه هوائي بوشهر نیزخدمات شاياني انجام داد.
*حضوردرجبهه[ویرایش]
با آغاز جنگ تحميلي به جبهه رفت.ابتدا در ستاد جنگ های نامنظم شهیدچمران حضور داشت. او در سه عمليات مهم شركت کرد:
==خاطرات==[ویرایش]
يك روز سرد زمستان گفتم: يك ذره نفت نداريم. مي‌تواني با همين دوچرخه‌اي كه سوار هستی مقداري نفت برايمان بياوري. گفت: اين دوچرخه بيت المال است و مربوط به خودم نيست. اگر مشكل پيدا كرد و خراب شد و شكست، مسئوليتش به عهده من است.برای تامین نیازهای زندگی هیچ موقع از وسایلی که تحویل او بود استفاده نمی کرد.
*همسر شهيد[ویرایش]
ليلا (صغري) كللي خورموجي هستم. ۴ سال در كنار هم بوديم و حاصل پيوند ما سه پسر به نامهاي مصطفي، مرتضي و مجتبي است.
*احمد كللي[ویرایش]
آنروز آخر شهريور ۱۳۵۹ بود و من در پايگاه منزل پسر عمويم رضا كللي بودم كه ناگهان صداي چند انفجار عظيم بلند شد. ما همگي بيرون دويديم و شهيد حسين كللي را كه يك اسلحه ژ۳ دستش بود، ديدیم كه فرياد مي‌زد كه: نااهلها و نامردها پايگاه و باند فرودگاه را زدند. هر چه شليك كردم نتوانستم يكي از هواپيماهايشان را ساقط كنم. در حاليكه مي‌دويد و با خشم فرياد مي‌زد، مي‌گفت: به خدا به حسابشان مي‌رسم. نكته مهم در آن لحظه حساس آرامشي بود كه شهيد سعي مي‌ كرد به مردم بدهد.
*جعفر مظفرنژاد[ویرایش]
صميمي‌ترين دوست من بود، علاوه بر دوستي قديمی، ما با هم نسبت داشتيم. چقدر در ساختن مسجد ولي عصر، خون دل خورد و بچه‌هاي محل را به كار وا داشت. علاقه عجيبي به روحانيت داشت. در جو اختناق حکومت شاه،با اينكه سرباز نیرو هوائي بود، ولي به قضاوت تمام دوستانش فعاليت سياسي بر عليه رژيم داشت و حتي تصميم بر فرار و بر كناري از نيروي هوائي را داشت كه با همكاري با بزرگترها و روحانيون محل تصميم گرفت بماند و ديگران را ارشاد و راهنمائي كند. بنيانگذار پايگاه مقاومت مسجد محل بود. با وجود لباس خوني و چهره سوخته شهيد، نورانيت خاصي در چهره او مشاهده مي‌شد و تبسم شيريني بر لبش بود.
  آثارمنتشرشده درباره شهید[ویرایش]==آثار==
تـا كللـي شـد شـهيد، بر سـر پيمـان خــويش
* گل لاله
تـا كللـي شـد شـهيد، بر سـر پيمـان خــويش
وصيتنامه==وصيت نامه==[ویرایش]
بسم الله الرحمن الرحیم
بلي، اين گفته‌هاي قرآن است كه:« گمان مبر آنان كه در راه خدا كشته مي‌شوند،مرده‌اند؛ خير، آنان زنده‌اند و نزد پروردگارشان متنعمند و روزي مي‌خورند». اين بنده گنهكار هم اكنون ، به خواست خداوند در هم كوبنده ظالمان و ستمگران، به جبهه‌هاي حق عليه باطل مي‌روم ، تا شايد مقداري از دين خود به اسلام را ادا کنم و این انجام وظیفه قبول درگاه خداوند بگردد. باشد که به مهماني بسيار عظيم و با شكوه پروردگارم راه يابم؛ اگر لياقت آن را داشته باشم. درخواستم از مؤمنين و صالحين عابد اين است كه، به فكر دين خدا باشند تا هم در اين دنيا و هم در آخرت رستگار شوند و از صراط مستقيم منحرف نگشته و به گروههاي چپ و راست ، روي خوش نشان ندهند. بدانيد كه «اَلدُّنْيا مَزْرَعَةُ اْلاخِرَةُ».
[۳]
اين دنيا وسيله‌اي براي رسيدن به آخرت و دل از تجملات دنيا بستن است. به فكر آخرت باشيد و به فرمان خدا گردن نهيد؛ باشد كه رستگار شويد.
«خدايا! خدايا! تا انقلاب مهدي خميني را نگهدار»
حسين كللي
پانویس
[ویرایش]
رده‌های این صفحه   == رده‌ها =={{ترتیب‌پیش‌فرض: شهیدان حسین_کللی_خورموجی}}[[رده: شهدا]][[رده: شهدای دفاع مقدس]][[رده: شهدای ارتش | شهیدان جمهوری اسلامی]][[رده: شهدای ایران]][[رده: شهدای استان بوشهر | شهیدان بوشهر | شهیدان جبهه شوش | شهیدان عملیات فتح المبین | شهیدان متولد1337 | شهیدان نیروی هوایی | شهیدان1361]]
مدیر
۱٬۸۴۲
ویرایش