من هم که نمی خواستم به مادرم بی احترامی شده باشد مهریه پیشنهادی را قبول کردم اما همانجا قبل از انکه وارد سند ازدواج کنند به اسماعیل بخشیدم.
<ref> نیمه پنهان ماه4 ص 26و27</ref>
*اختلاف با خانواده
یک بار سر یک مسئله ای با هم به توافق نرسیدیم، هر کدام روی حرف خودمان ایستادیم، او عصبانی شد، اخم کرد و لحن مختصر تندی به خودش گرفت و از خانه بیرون رفت. شب که برگشت، همان طور با روحیه باز و لبخند آمد و به من گفت: بابت امروز صبح معذرت می خواهم.
می گفت: نباید گذاشت اختلاف خانوادگی بیشتر از یک روز ادامه پیدا کند.
منبع:نیمه پنهان ماه، شهید دقایقی، ج4، ص37 /نقل از همسر شهید
== وصیتنامه ==