شهید حسن شفیع زاده: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو
(صفحه‌ای جدید حاوی «==خاطرات== *نیش زنبور بازویش باند پیچی شده بود. گفتم: چی شده؟ لبخند زد و با لح...» ایجاد کرد)
 
سطر ۴: سطر ۴:
 
    
 
    
 
بازویش باند پیچی شده بود. گفتم: چی شده؟ لبخند زد و با لحن آرامی گفت: زنبور نیش زده. . یواشکی از همراهش  پرسیدم  چی شده؟. گفت که موقع بازدید از دیدگاه، گلوله خورده به بازویش، ما هر چه قدر اسرار کردیم برو عقب استراحت کن به خرجش نرفت،
 
بازویش باند پیچی شده بود. گفتم: چی شده؟ لبخند زد و با لحن آرامی گفت: زنبور نیش زده. . یواشکی از همراهش  پرسیدم  چی شده؟. گفت که موقع بازدید از دیدگاه، گلوله خورده به بازویش، ما هر چه قدر اسرار کردیم برو عقب استراحت کن به خرجش نرفت،
 +
 +
== گالری تصاویر ==
 +
 +
<gallery>
 +
photo_2019-12-14_19-05-36.png
 +
</gallery>

نسخهٔ ‏۲۴ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۱۹:۲۱

خاطرات

  • نیش زنبور

بازویش باند پیچی شده بود. گفتم: چی شده؟ لبخند زد و با لحن آرامی گفت: زنبور نیش زده. . یواشکی از همراهش پرسیدم چی شده؟. گفت که موقع بازدید از دیدگاه، گلوله خورده به بازویش، ما هر چه قدر اسرار کردیم برو عقب استراحت کن به خرجش نرفت،

گالری تصاویر