== خاطرات ==
*برای [[نماز ]] می جنگیم
«در پايگاه اميديه بوديم، چند دقيقه اي به اذان صبح مانده بود. علي اكبر را ديدم كه بعد از چهار شبانه روز، از منطقه عملياتي برگشته بود. خستگي شديد در چهره اش آشكار بود.
فكر كردم مي خواهد استراحت كند و بعد نماز صبح بخواند؛ چون خواب از چشمانش مي باريد، ولي برعكس، تا اذان گفتند، جانمازش را پهن كرد و آماده نماز شد. به او گفتم: خسته هستي؛ كمی دراز بكش، بعد نماز بخوان.
لبخندی زد و گفت: ما الآن برای همين نماز داريم می جنگيم.
وقتی به نماز ايستاد، ديگر آثار خستگي در او نمي ديدم».<ref>اخلاق و عرفان</ref>
منبع==پانویس==<references/> == ردهها =={{ترتیبپیشفرض:اخلاق و عرفانعلی_اکبر_رحمانیان}}[[رده: شهدا]][[رده: شهدای دفاع مقدس]][[رده: شهدای ایران]]