شهید محمد(غلامعباس) اسدی: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو
(خاطره)
 
(یک نسخهٔ متوسط توسط کاربر مشابهی که نشان داده نشده)
سطر ۱۸: سطر ۱۸:
  
  
==خاطره==
+
==وصیت نامه==
  
 
وصیت‌نامه ای از شهید محمد اسدی به یادگار نمانده است. گزیده‌ای از جملات ماندگار این شهید بزرگوار بجای وصیت‌نامه منتشر می‌شود:
 
وصیت‌نامه ای از شهید محمد اسدی به یادگار نمانده است. گزیده‌ای از جملات ماندگار این شهید بزرگوار بجای وصیت‌نامه منتشر می‌شود:
سطر ۲۷: سطر ۲۷:
  
 
«دلم برای خانواده و پدر و مادر و برادران و خواهرانم تنگ شده است ولی غیرتم اجازه رفتن به مرخصی را به من نمیدهد و از [[حضرت زینب (س)]] خجالت میکشم که او را تنها بگذارم، اگر او را تنها بگذارم در آن دنیا جوابی برای [[حضرت علی(ع)]] ندارم که بدهم، و  
 
«دلم برای خانواده و پدر و مادر و برادران و خواهرانم تنگ شده است ولی غیرتم اجازه رفتن به مرخصی را به من نمیدهد و از [[حضرت زینب (س)]] خجالت میکشم که او را تنها بگذارم، اگر او را تنها بگذارم در آن دنیا جوابی برای [[حضرت علی(ع)]] ندارم که بدهم، و  
  من پوتین‌هایم را جفت کرده ام و اصلا به مرخصی نمیروم یا باید جنگ تمام شود و ما به پیروزی کامل برسیم یا اینکه من به [[شهادت]] برسم.»
+
من پوتین‌هایم را جفت کرده ام و اصلا به مرخصی نمیروم یا باید جنگ تمام شود و ما به پیروزی کامل برسیم یا اینکه من به [[شهادت]] برسم.»
  
    «پدر جان دیگر از من دل بکنید و من را نذر عمه جانمان زینب (س) کنید . من خس پنج پسرت هستم.»
+
«پدر جان دیگر از من دل بکنید و من را نذر عمه جانمان زینب (س) کنید . من خس پنج پسرت هستم.»
  
 
==نگارخانه تصاویر==
 
==نگارخانه تصاویر==

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۳ دی ۱۳۹۸، ساعت ۱۰:۰۸

شهید محمد اسدی (غلامعباس)

تاریخ تولد : 1364/06/30

محل تولد : مشهد

تاریخ شهادت : 1395/03/17

محل شهادت : جنوب حلب – سوریه

وضعیت تاهل : مجرد

محل مزار شهید : مشهد – بوستان خورشید



وصیت نامه

وصیت‌نامه ای از شهید محمد اسدی به یادگار نمانده است. گزیده‌ای از جملات ماندگار این شهید بزرگوار بجای وصیت‌نامه منتشر می‌شود:

«این دنیا بسیار کوچک وگذراست و مثل یک دیوار میماند که ما بر لبه آن راه میرویم و انتهای این دیوار که هدف ماست شهادت است و ما باید هدف خود را با دقت و هوشیاری ببینیم و با سرعت و اشتیاق به طرف ان بدویم و مواظب باشیم که در این مسیر کوچکترین لغزشی در ما به وجود نیاید که ممکن از این دیوار سقوط کنیم و به هدفمان که شهادت است نرسیم.»

«خوشحال از اینم که دیگر عمه جانمان زینب (س) تنها نیست و فدایی زیاد دارد. کلنا فداک یا سیده زینب (س)»

«دلم برای خانواده و پدر و مادر و برادران و خواهرانم تنگ شده است ولی غیرتم اجازه رفتن به مرخصی را به من نمیدهد و از حضرت زینب (س) خجالت میکشم که او را تنها بگذارم، اگر او را تنها بگذارم در آن دنیا جوابی برای حضرت علی(ع) ندارم که بدهم، و من پوتین‌هایم را جفت کرده ام و اصلا به مرخصی نمیروم یا باید جنگ تمام شود و ما به پیروزی کامل برسیم یا اینکه من به شهادت برسم.»

«پدر جان دیگر از من دل بکنید و من را نذر عمه جانمان زینب (س) کنید . من خس پنج پسرت هستم.»

نگارخانه تصاویر

منبع :سایت حربم حرم https://harimeharam.ir/shahid/150

بایادش صلوات اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم