ویرایش‌ها

شهید مجید شهریاری - بخش اول

۲۴ بایت اضافه‌شده، ‏۲۹ دی ۱۳۹۸، ساعت ۰۲:۱۳
==زندگینامه==
از آیت‌الله جوادی آملی درخواست ملاقات میكردند و می رفتند ملاقات. دو سه بار هم خانوادگی رفتیم. یک بار آیت‌الله جوادی در آخر ملاقات دستهایشان را بلند كردند و گفتند كه خدایا آقای شهریاری و ذریه ایشان را از زمره شیعیان [[حضرت علی(ع) ]] قرار بده و برای بچه‌های من دعا كردند. حافظه من درست كار نمیكند. جمله خیلی قشنگی بود. پسرم میگفت: آن روز آقا در دعا برای پسرم جمله‌ای را گفتند با این مضمون که انشاءالله با صابرین محشور بشوید. پسرم میگفت كه انگار میدانستند كه این اتفاق میافتد كه چنین دعایی برای من كردند. (همسرشهید)
شهید دکتر مجید شهریاری
کتاب شهید علم، جلد اول، ص78
موضوع : عبادی ، دعا
روز عرفه اول وقت آمد پایین، طبقه دوم. با هم نشستیم، كسی در نمازخانه نبود. دكتر شروع كرد نماز خواندن. نماز ظهرش را كه خواند، گفتم دكتر امروز روز عرفه است. مثل اینكه سرت خیلی شلوغ است، دعای عرفه را چكار كنیم؟ مهدیه [[امام حسن(ع) ]] مراسم دارد. برویم؟گفت من كه وقت نمیكنم. گفتم پس دعایی بكن که آنجا ما به یادت باشیم. گفت من دعا میكنم همه آخر و عاقبتمان ختم به خیر بشود. چند روز قبل از شهادتش بود. این جمله را گفت و رفت از نمازخانه بیرون. (حاج غلام؛ خدماتی)
شهید دکتر مجید شهریاری
کتاب شهید علم، جلد اول، ص5
موضوع : خانواده ، تربیت فرزند
اگر به خانه ی ایشان بروید باور نمی‌کنید که خانه یک استاد تمام است. شبی که دکتر در منزلشان مراسم سوگواری [[حضرت زهرا (س)]]گرفته بودند، خانم من هم رفته بود. وقتی برگشته بود برای همه فامیل و دوستان تعریف می‌کرد که خیلی ساده بود. می‌گفت من فکر کردم می‌روم در یک خانه‌ شبیه کاخ. تصور ایشان از یک استاد دانشگاه این بود. مثل این قبلا ندیده بودند. می‌گفت تلویزیون‌شان معمولی، مبل‌هایش ساده، فرش‌شان معمولی.
شهید دکتر مجید شهریاری
کتاب شهید علم، جلد اول، ص94
موضوع : خانواده ، زندگی مشترک
در تمام طول زندگی حتی در آخرین شب و شب پیش از [[شهادت ]] ایشان، تا هر وقت که طول می‌کشید برای شام منتظر دکتر می‌ماندم. شبی در خوابگاه آبگوشت درست کرده ‌بودم، طبق عادت ساعت 10 شب آقای دکتر آمدند. گفتم: نان نداریم اگر میشود از سرایداری نان بگیرید. گفت: عزیز! حاضرم تمام شهر را این وقت شب برای نان بگردم، ولی مرا در خانه کسی نفرست. آن شب آبگوشت را بدون نان خوردیم. به‌رغم مضیقه‌ مالی مطلقا نه من و نه ایشان به خودمان اجازه نمی‌دادیم حتی از نزدیکان کمک بگیریم. (همسرشهید)
شهید دکتر مجید شهریاری
کتاب شهید علم، جلد اول، ص92
موضوع : اعتقادی ، امام زمان (ع)
حساس بود در ولادت همه ائمه شیرینی پخش کنند. اگر نمی‌کردند ناراحت می شد. می‌‌گفت: مگر امام تنی و ناتنی داریم که برای ولادت امام علی (ع)از دو روز قبل شیرینی می‌گذارید. برای ولادت [[امام هادی(ع) ]] و سایر امام ها هم باید بگذارید. اگر نگرفته بودند، خودش شیرینی می گرفت و در دانشکده پخش می کرد
شهید دکتر مجید شهریاری
کتاب شهید علم، جلد اول، ص9
موضوع : اعتقادی ، امام علی (ع)
نسبت به امام‌ها خیلی تعصب داشت. در تزئینات اینجا کمک می‌کرد. حتی وفات [[حضرت عبدالعظیم حسنی ]] مشكی میپوشید‌. میگفتیم دكتر امروز دیگر چه اتفاقی افتاده، میگفت وفات حضرت عبدالعظیم حسنی است. ما میفهمیدیم كه امروز وفات است. تقویم مذهبی ما شده بود دكتر شهریاری.(حاج غلام؛ خدماتی)
شهید دکتر مجید شهریاری
کتاب شهید علم، جلد اول، ص13
۷۳۱
ویرایش