==خاطرات:==
یکبار به پدرش می گوید: رضایتنامه مرا امضا کنید تا به جبهه بروم پدر با این کار مخالفت می کند و می گوید : شما درست را بخوان هر قدر می خواهی درس بخوان. حتی اگر خواسته باشی بروی خارج من خرج تو را می دهم . می گوید : شما حالا رضایتنامه مرا امضا کنید من درسم را می خوانم خیلی اصرار می کند تا پدر رضایتنامه را امضاء می کند.