ویرایش‌ها

شهید حمید رضا ترابی دلویی

۴۶ بایت اضافه‌شده، ‏۲۹ دی ۱۳۹۸، ساعت ۱۲:۰۶
خیلی گریه می کردم و با خودم می گفتم : خدایا برادرم را به ما بازگردان . راضیم معلول باشد و دست و پا نداشته باشد ، ولی زنده باشد که بویش در خانة من باشد من شهادت او را نمی توانم تحمل کنم . در خواب دیدم که از در آمد و روی ایوان ایستاد با اینکه نورانیّت زیادی داشت در حالی که دست و پاهایش بی حس بود با خودم گفتم : من دوست ندارم برادرم را به این شکل ببینم . شهید به من گفت : خدا را شکر کن که به همین شکل آمده ام . از خواب بیدار شدم . قرآن را باز کردم سورة یوسف آمد . تعبیر کردم که خواهد آمد امّا نه با این وضعی که خواب دیدم .
شهید حمیدرضا ترابی‌دلویی‌منبع: سایت یاران رضا<ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=5173منبع: سایت یاران رضا]</ref>  ==پانویس==<references />
۶۹۱
ویرایش