شهید محمد افشار کلانی: تفاوت بین نسخهها
| (یک نسخهٔ متوسط توسط کاربر دیگری نشان داده نشده) | |||
| سطر ۳۳: | سطر ۳۳: | ||
==وصیت نامه== | ==وصیت نامه== | ||
| − | [[شهید،]] [[محمد افشارکلانى]] : اى لذتها و اى شهوت ها! به من می اویزید و بیهوده پیرامون من مگردید! از جان من دست بردارید که جان من پرنده اى بلندپرواز است و یک چنین پرنده اى به دام عنکبوته اى مگس خوار در نماند و بدین تارهاى سست و نادرست در نپیچد. من دنیا را، همسری نامهربان و سست عهد یافتم و آن را در پیشگاه خدا و وجدان خویش، سه بار طلاق داده ام؛ آیا روا باشد که کسى به همسر سه طلاقه ی خویش بازگردد؟ مرا مفریبید؛ دل مرا مَبرید و به من دلربایى و دلبرى مَفروشید که این زندگى کوتاه، این لذته اى زودگذر، این زهره اى آلوده به شهوت و مستی هاى توأم با خُمارى، به دلبستن و دلسپردن نَیرزد. خدایا! من نه توشه اى دارم که بدان خوشدل باشم و نه از راهبان ها ایمنى دارم که با پشت گرمى به سوى منزل مقصود بشتابم. پیام من به امت [[شهید]] پرور این است که همیشه در صحنه حضور داشته باشند و خود را براى جنگیدن با ستمکاران آماده سازند که جنگ ما فقط با عراق نیست؛ بلکه هنوز اول جنگ است و از مردم مى خواهم که اگر در [[جبهه]] حضور ندارند، در پشت جبهه ها به [[رزمندگان]] اسلام، چه از لحاظ مادى و چه جسمى، کمک کنند که رزمندگان چشمشان به شما دوخته است و در دعاها و نماز جماعات شرکت کنید؛ همانطور که رهبرمان مى فرماید، شیاطین از [[مساجد]] مى ترسند، [[مساجد]] را پُر کنید و نگذارید خالى بماند. ...و از مردم مى خواهم که اسراف نکنند و در تربیت فرزندان خود بیشتر بکوشند و فرزندانى چون [[على(ع]] ) و [[فاطمه(س)]] و [[حسن(ع)]] و [[حسین(ع)]] و [[زینب(س)]] به جامعه تحویل بدهند که جامعه نیازمند است. ...و باز، از ملت خود مى خواهم همانطور که [[على(ع)]] در خطبه ی خود مى فرماید: «اى که دنیا را به بدى یاد مى کنى؛ ولى مرغ دلت در هواى آرزوهایش پَر مى زند، اى دروغگو! اگر دنیا را زشت مى دانى، چون است که اینچنین شیدا و عاشق اویى. آیا دنیا به دنبالت افتاده، یا تو او را تعقیب کرده اى؟ آیا تو مجذوب او شدى یا او گرفتار تو شده است؟ اگر چنین نیست، پس چیست که دَم به دَم کُشتارهاى خود را در مقابل چشمت عرضه مى کند و استخوان هاى پوسیده ی آنها را بر سر راهت مى گذارد و با بیانى هرچه آشکارتر -که مافوق لغت است- حکایت کهنسال و خونخوارى خویش را در گوش تو فرو مى خواند، پس تو گرفتار و دلباخته ی او شده اى!» آیا دُرست است که عاشقى اینچنین در منظر عشق خودنمایى کند؟ دنیا مهد پرورش عشق و محبت است. دنیا آموزشگاه کمال و مکتب فضل و اخلاق است. دنیا معبد پیامبران و محل نزول فرشتگان است؛ پس شما اى مردم! گول این دنیاى بیهوده را نخورید.۱ (۹۹۹۷۵۰۱) افشار کلانى ۱۴/۶/۱۳۶۳ | + | [[شهید،]] [[محمد افشارکلانى]] : اى لذتها و اى شهوت ها! به من می اویزید و بیهوده پیرامون من مگردید! از جان من دست بردارید که جان من پرنده اى بلندپرواز است و یک چنین پرنده اى به دام عنکبوته اى مگس خوار در نماند و بدین تارهاى سست و نادرست در نپیچد. من دنیا را، همسری نامهربان و سست عهد یافتم و آن را در پیشگاه خدا و وجدان خویش، سه بار طلاق داده ام؛ آیا روا باشد که کسى به همسر سه طلاقه ی خویش بازگردد؟ مرا مفریبید؛ دل مرا مَبرید و به من دلربایى و دلبرى مَفروشید که این زندگى کوتاه، این لذته اى زودگذر، این زهره اى آلوده به شهوت و مستی هاى توأم با خُمارى، به دلبستن و دلسپردن نَیرزد. خدایا! من نه توشه اى دارم که بدان خوشدل باشم و نه از راهبان ها ایمنى دارم که با پشت گرمى به سوى منزل مقصود بشتابم. پیام من به امت [[شهید]] پرور این است که همیشه در صحنه حضور داشته باشند و خود را براى جنگیدن با ستمکاران آماده سازند که جنگ ما فقط با عراق نیست؛ بلکه هنوز اول جنگ است و از مردم مى خواهم که اگر در [[جبهه]] حضور ندارند، در پشت جبهه ها به [[رزمندگان]] اسلام، چه از لحاظ مادى و چه جسمى، کمک کنند که رزمندگان چشمشان به شما دوخته است و در دعاها و نماز جماعات شرکت کنید؛ همانطور که رهبرمان مى فرماید، شیاطین از [[مساجد]] مى ترسند، [[مساجد]] را پُر کنید و نگذارید خالى بماند. ...و از مردم مى خواهم که اسراف نکنند و در تربیت فرزندان خود بیشتر بکوشند و فرزندانى چون [[على(ع]] ) و [[فاطمه(س)]] و [[حسن(ع)]] و [[حسین(ع)]] و [[زینب(س)]] به جامعه تحویل بدهند که جامعه نیازمند است. ...و باز، از ملت خود مى خواهم همانطور که [[على(ع)]] در خطبه ی خود مى فرماید: «اى که دنیا را به بدى یاد مى کنى؛ ولى مرغ دلت در هواى آرزوهایش پَر مى زند، اى دروغگو! اگر دنیا را زشت مى دانى، چون است که اینچنین شیدا و عاشق اویى. آیا دنیا به دنبالت افتاده، یا تو او را تعقیب کرده اى؟ آیا تو مجذوب او شدى یا او گرفتار تو شده است؟ اگر چنین نیست، پس چیست که دَم به دَم کُشتارهاى خود را در مقابل چشمت عرضه مى کند و استخوان هاى پوسیده ی آنها را بر سر راهت مى گذارد و با بیانى هرچه آشکارتر -که مافوق لغت است- حکایت کهنسال و خونخوارى خویش را در گوش تو فرو مى خواند، پس تو گرفتار و دلباخته ی او شده اى!» آیا دُرست است که عاشقى اینچنین در منظر عشق خودنمایى کند؟ دنیا مهد پرورش عشق و محبت است. دنیا آموزشگاه کمال و مکتب فضل و اخلاق است. دنیا معبد پیامبران و محل نزول فرشتگان است؛ پس شما اى مردم! گول این دنیاى بیهوده را نخورید.۱ (۹۹۹۷۵۰۱) افشار کلانى ۱۴/۶/۱۳۶۳<ref>[http://khatesorkh.ir/index.php?martyr_id=1863 پایگاه اطلاع رسانی سرداران و 3000 شهید استان قزوین]</ref> |
| − | + | ==پانویس== | |
| − | http://khatesorkh.ir/index.php?martyr_id=1863 | + | <references/> |
| − | + | ||
== ردهها == | == ردهها == | ||
{{ترتیبپیشفرض:محمد_افشار_کلانی}} | {{ترتیبپیشفرض:محمد_افشار_کلانی}} | ||
| سطر ۴۳: | سطر ۴۲: | ||
[[رده: شهدای ایران]] | [[رده: شهدای ایران]] | ||
[[رده: شهدای استان قزوین]] | [[رده: شهدای استان قزوین]] | ||
| − | |||
نسخهٔ کنونی تا ۶ بهمن ۱۳۹۸، ساعت ۱۱:۱۴
| محمد افشار کلانی | |
|---|---|
![]() | |
| ملیت | |
| دین و مذهب | مسلمان، شیعه |
| تولد | قزوین1347/01/19 |
| شهادت | عراق،ام الرصاص1365/10/04 |
| محل دفن | گلزار شهداى قزوین |
| سمتها | بسیجی |
| تحصیلات | سوم متوسطه |
محتویات
زندگی نامه
افشارکلانی، محمد : نوزدهم فروردین ۱۳۴۷، در شهر قزوین به دنیا آمد. پدرش علیاصغر، در بهداری کار میکرد و مادرش محبوبه نام داشت. دانشآموز سوم متوسطه بود. از سوی بسیج در جبهه حضور یافت. چهارم دی ۱۳۶۵، در امالرصاص عراق به شهادت رسید. پیکرش مدتها در منطقه بر جا ماند و سال ۱۳۷۶ پس از تفحص در گلزار شهدا ی زادگاهش به خاک سپرده شد.
وصیت نامه
شهید، محمد افشارکلانى : اى لذتها و اى شهوت ها! به من می اویزید و بیهوده پیرامون من مگردید! از جان من دست بردارید که جان من پرنده اى بلندپرواز است و یک چنین پرنده اى به دام عنکبوته اى مگس خوار در نماند و بدین تارهاى سست و نادرست در نپیچد. من دنیا را، همسری نامهربان و سست عهد یافتم و آن را در پیشگاه خدا و وجدان خویش، سه بار طلاق داده ام؛ آیا روا باشد که کسى به همسر سه طلاقه ی خویش بازگردد؟ مرا مفریبید؛ دل مرا مَبرید و به من دلربایى و دلبرى مَفروشید که این زندگى کوتاه، این لذته اى زودگذر، این زهره اى آلوده به شهوت و مستی هاى توأم با خُمارى، به دلبستن و دلسپردن نَیرزد. خدایا! من نه توشه اى دارم که بدان خوشدل باشم و نه از راهبان ها ایمنى دارم که با پشت گرمى به سوى منزل مقصود بشتابم. پیام من به امت شهید پرور این است که همیشه در صحنه حضور داشته باشند و خود را براى جنگیدن با ستمکاران آماده سازند که جنگ ما فقط با عراق نیست؛ بلکه هنوز اول جنگ است و از مردم مى خواهم که اگر در جبهه حضور ندارند، در پشت جبهه ها به رزمندگان اسلام، چه از لحاظ مادى و چه جسمى، کمک کنند که رزمندگان چشمشان به شما دوخته است و در دعاها و نماز جماعات شرکت کنید؛ همانطور که رهبرمان مى فرماید، شیاطین از مساجد مى ترسند، مساجد را پُر کنید و نگذارید خالى بماند. ...و از مردم مى خواهم که اسراف نکنند و در تربیت فرزندان خود بیشتر بکوشند و فرزندانى چون على(ع ) و فاطمه(س) و حسن(ع) و حسین(ع) و زینب(س) به جامعه تحویل بدهند که جامعه نیازمند است. ...و باز، از ملت خود مى خواهم همانطور که على(ع) در خطبه ی خود مى فرماید: «اى که دنیا را به بدى یاد مى کنى؛ ولى مرغ دلت در هواى آرزوهایش پَر مى زند، اى دروغگو! اگر دنیا را زشت مى دانى، چون است که اینچنین شیدا و عاشق اویى. آیا دنیا به دنبالت افتاده، یا تو او را تعقیب کرده اى؟ آیا تو مجذوب او شدى یا او گرفتار تو شده است؟ اگر چنین نیست، پس چیست که دَم به دَم کُشتارهاى خود را در مقابل چشمت عرضه مى کند و استخوان هاى پوسیده ی آنها را بر سر راهت مى گذارد و با بیانى هرچه آشکارتر -که مافوق لغت است- حکایت کهنسال و خونخوارى خویش را در گوش تو فرو مى خواند، پس تو گرفتار و دلباخته ی او شده اى!» آیا دُرست است که عاشقى اینچنین در منظر عشق خودنمایى کند؟ دنیا مهد پرورش عشق و محبت است. دنیا آموزشگاه کمال و مکتب فضل و اخلاق است. دنیا معبد پیامبران و محل نزول فرشتگان است؛ پس شما اى مردم! گول این دنیاى بیهوده را نخورید.۱ (۹۹۹۷۵۰۱) افشار کلانى ۱۴/۶/۱۳۶۳[۱]
