قیمت : 13000 تومان
==معرفی==
رمان بهشت من کنار توست، داستان دختری است که زندگی اش با یک رزمندۀ دوران [[دفاع مقدس ]] گره می خورد . راضیه در کشاکش زندگی بزرگ می شود و یاد می گیرد چطور در بحبوحۀ جنگ از خودش و خانواده اش حمایت کند . راضیه در پی زندگی است و زندگی در پی نشان دادن عجایبش به راضیه .
==نمونه محتوا==
* راضیه حساب روز و ماه را از دست داده بود . تازه با حرفهای خانم جان و مادرش فهمید که صدوده روز است از آن روز گذشته است، روزی که او برای آخرین بار صورت یاسر را دیده بود . روزی که پس از آن برای همیشه از دیدارش محروم شده و حتی نامهای هم از او به دستش نرسیده بود . تمام شبها و روزهایی که قبل از زایمانش به فکر یاسر بود و دلشوره داشت، یاسر او پر کشیده بود . قفس تنگ حیات شکسته و شوهرش رها شده بود . پس چرا او رها نمیشد؟ * رحمان متوجه صدای پایی شد . شک کرد که صدای پای پیرزن را شنیده باشد، اما گفت :« سلام خانم جان !» راضیه هیچ نگفت، دستش را گرفت به در و همان جا ایستاد و نگاهی به حیاط [[مسجد ]] کرد تا ببیند کسی آن ها را دیده است یا نه . رحمان مطمئن شد که صدا، صدای پای خانم جان نیست .