ویرایش‌ها

شهید حسن زینلی

۹۶۸ بایت اضافه‌شده، ‏۲۹ بهمن ۱۳۹۸، ساعت ۱۵:۵۱
کد شهید : 6518851 تاریخ تولد :
نام : حسن‌ محل تولد : مشهد
نام خانوادگی : زینلی‌ تاریخ شهادت : 1365/06/12
{{جعبه اطلاعات افراد نظامی |نام پدر فرد = حسن زینلی|تصویر = شهید_بهنام_محمدی.jpeg|توضیح تصویر = |ملیت = [[پرونده: محمد مکان پرچم ایران.png|22px]] ایرانی|شهرت = |دین و مذهب = [[مسلمان]]، [[شیعه]]|تولد = [[مشهد]]|شهادت : = [[۱۳۶۵/۶/۱۲]]|وفات = |مرگ = |محل دفن =[[گلزار خواجه ربیع]]|مفقود = |جانباز = |اسارت = |نیرو = |یگانهای خدمت = |طول خدمت = |درجه = |سمت‌ها = |جنگ‌‌ها =[[رزمنده]]|نشان‌های لیاقت = |عملیات‌ = |فعالیت‌ها = |تحصیلات = |تخصص‌ها = |شغل = |خانواده = }}
 تحصیلات : نامشخص منطقه شهادت : شغل : یگان خدمتی : گروه مربوط : گروهی برای این شهید ثبت نشده است . نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : رزمنده‌ گلزار : خواجه‌ربیع‌ ==خاطرات:==
ک روز برایش اورکت خریدم یک هفته ای بود که می پوشید و به دبیرستان می رفت و می آمد یک روز برف آمده بود دیدم که سرو کله اش پر از برف است اورکت هم تنش نیست . چیزی به او نگفتم تا آمد داخل خانه جلوی بخاری سرش را خوش کرد . به او گفتم : چرا اورکتت را نپوشیده ای جوا ب نداد و صبح که می خواست برود دیدم که اورکت کهنه اش را پوشیده و دارد می رود به او گفتم : چرا اورکت نو تنت نمی کنی گفت : که هوا بارانی است و اورکت خراب و کثیف می شود . من هم قبول کردم گذشت و من هم رفتم دنبال کارم دو روز از این قضیه گذشت بعد دیدم که سیصد تومان پول در آورده و به من داد و گفت : اگر صلاح است یک کاپشن برایم بگیرید و ما بقی آنرا کار می کنم و به شما می دهم من در جوابش گفتم : که تازه برایت اورکت خریدم چرا دوباره بخرم سرش را پایین انداخت . و چیزی نگفت : گفتم حتماً اورکت را گم کرده ای به او گفتم : تو که نمی توانی اورکت را نگه داری فردا در جامعه چطور خودت را می توانی نگه داری در جوابم خندید و گفت : پدر ناراحت نشوید اورکت را گم نکردم از دبیرستان که می آمدم چهار راه گاز در هوای برفی و یخ بندان بودم که یک پیرمرد کنار دیوار است و می لرزد برف هم سر و صورتش را پوشانده آمدم برفها را از سر و صورتش پاک کردم و اورکت را رویش انداختم و 20 تومان هم پول داشتم به پیرمرد دادم و گفتم : پدر جان این پول را بگیر و کرایه ماشین بده و به خانه ات برو . بعد خودش پیاده از چهار راه گاز تا خانه آمده بود و بعد به من گفت : حالا ببین ارزش آن کار بیشتر است یا اینکه خودم می پوشم .
==پانویس==
<references/>
 
==رده==
{{ترتیب‌پیش‌فرض:حسن_زینلی}}
[[رده: شهدا]]
[[رده: شهدای دفاع مقدس]]
[[رده: شهدای ایران]]
[[رده: شهدای استان خراسان رضوی]]
[[رده: شهدای شهرستان مشهد]]
۷۷
ویرایش