شهید قاسم سلیمانی: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو
(خاطرات)
(وصیت نامه)
 
سطر ۱۳۷: سطر ۱۳۷:
  
 
==وصیت نامه==
 
==وصیت نامه==
همسرم، من جای قبرم را در مزار شهدا کرمان مشخص کرده ام، محمود می داند؛ قبر من ساده باشد، مثل دوستان شهیدم، برآن کلمه سرباز قاسم سلیمانی بنویسید نه عبارتهای عنوان دار.
+
 
 +
وصیتنامه الهی سیاسی شهید سپهبد قاسم سلیمانی
 +
بسم الله الرحمن الرحیم
 +
شهادت میدهم به اصول دین
 +
اشهد أن لا اله االا الله و اشهد أ ا ن محمدًا رسول الله و اشهد أ ا ن امیرالمؤمنین علیبنابیطالب و اولاده
 +
المعصومین اثنیعشر ائمتنا و معصومیننا حجج الله.
 +
شهادت میدهم که قیامت حق است. قرآن حق است. بهشت و جه ا نم حق است. سؤال و جواب
 +
حق است. معاد، عدل، امامت، نباوت حق است.
 +
خدایا! تو را سپاس میگویم بخاطر نعمتهایت
 +
خداوندا ! تو را سپاس که مرا صلب به صلب، قرن به قرن، از صلبی به صلبی منتقل کردی و در زمانی
 +
اجازه ظهور و وجود دادی که امکان درک یکی از برجستهترین اولیائت را که قرین و قریب معصومین
 +
است، عبد صالحت خمینی کبیر را درک کنم و سرباز رکاب او شوم. اگر توفیق صحابه رسول اعظمت
 +
محمد مصطفی را نداشتم و اگر بیبهره بودم از دوره مظلومیت علیبنابیطالب و فرزندان معصوم و
 +
مظلومش، مرا در همان راهی قرار دادی که آنها در همان مسیر، جان خود را که جان جهان و خلقت
 +
بود، تقدیم کردند.
 +
خداوندا ! تو را شکرگزارم که پس از عبد صالحت خمینی عزیز، مرا در مسیر عبد صالح دیگری که
 +
مظلومیتش اعظم است بر صالحیتش، مردی که حکیم امروز اسلام و تش ا یع و ایران و جهان سیاسی
 +
اسلام است، خامنهای عزیز  که جانم فدایِ جان او باد  قرار دادی.
 +
 
 +
پروردگارا ! تو را سپاس که مرا با بهترین بندگانت در هم آمیختی
 +
و درک بوسه بر گونههای بهشتی آنان و استشمام بوی عطر الهی آنان را  یعنی مجاهدین و شهدای این راه
 +
به من ارزانی داشتی.
 +
خداوندا ! ای قادر عزیز و ای رحمان ر ازاق، پیشانی شکر شرم بر آستانت میسایم که مرا در مسیر فاطمه
 +
اطهر و فرزندانش در مذهب تش ا یع  عطر حقیقی اسلام  قرار دادی و مرا از اشک بر فرزندان علیبنابی
 +
طالب و فاطمه اطهر بهرهمند نمودی؛ چه نعمت عظمایی که بالاترین و ارزشمندترین نعمتهایت
 +
است؛ نعمتی که در آن نور است، معنویت، بیقراری که در درون خود بالاترین قرارها را دارد، غمی
 +
که آرامش و معنویت دارد.
 +
خداوندا ! تو را سپاس که مرا از پدر و مادر فقیر، اما متداین و عاشق اهلبیت و پیوسته در مسیر پاکی
 +
بهرهمند نمودی. از تو عاجزانه میخواهم آنها را در بهشتت و با اولیائت قرین کنی و مرا در عالم آخرت
 +
از درک محضرشان بهرهمند فرما.
 +
خدایا! به عفو تو امید دارم
 +
ای خدای عزیز و ای خالق حکیم بیهمتا ! دستم خالی است و کولهپشتی سفرم خالی، من بدون
 +
برگ و توشهای به امید ضیافتِ عفو و کرم تو میآیم. من توشهای برنگرفتهام؛ چون فقیر ]را[ در نزد کریم
 +
چه حاجتی است به توشه و برگ؟!
 +
سارُق، چارُقم پر است از امید به تو و فضل و کرَم تو؛ همراه خود دو چشم بسته آوردهام که ثروت آن در
 +
کنار همه ناپاکیها، یک ذخیره ارزشمند دارد و آن گوهر اشک بر حسین فاطمه است؛ گوهر اشک بر
 +
اهلبیت است؛ گوهر اشک دفاع از مظلوم، یتیم، دفاع از محصورِ مظلوم در چنگ ظالم.
 +
 
 +
خداوندا ! در دستان من چیزی نیست؛ نه برای عرضه ]چیزی دارند[ و نه قدرت دفاع دارند، اما در
 +
دستانم چیزی را ذخیره کردهام که به این ذخیره امید دارم و آن روان بودن پیوسته به سمت تو است.
 +
وقتی آنها را به سمتت بلند کردم، وقتی آنها را برایت بر زمین و زانو گذاردم، وقتی سلاح را برای دفاع از
 +
دینت به دست گرفتم؛ اینها ثروتِ دست من است که امید دارم قبول کرده باشی. خداوندا ! پاهایم
 +
سست است. رمق ندارد. جرأت عبور از پلی که از جه ا نم عبور میکند، ندارد. من در پل عادی هم
 +
پاهایم میلرزد، وای بر من و صراط تو که از مو نازکتر است و از شمشیر برندهتر؛ اما یک امیدی به من
 +
نوید میدهد که ممکن است نلرزم، ممکن است نجات پیدا کنم. من با این پاها در حَرَمت پا گذارده
 +
ام و دورِ خانهات چرخیدهام و در حرم اولیائت در بینالحرمین حسین و عباست آنها را برهنه دواندم
 +
و این پاها را در سنگرهای طولانی، خمیده جمع کردم و در دفاع از دینت دویدم، جهیدم، خزیدم،
 +
گریستم، خندیدم و خنداندم و گریستم و گریاندم؛ افتادم و بلند شدم. امید دارم آن جهیدنها و
 +
خزیدنها و به حُرمت آن حریمها، آنها را ببخشی.
 +
خداوندا ! سر من، عقل من، لب من، شاامه من، گوش من، قلب من، همه اعضا و جوارحم در همین
 +
امید به سر میبرند؛ یا ارحم الراحمین! مرا بپذیر؛ پاکیزه بپذیر؛ آنچنان بپذیر که شایسته دیدارت شوم.
 +
جز دیدار تو را نمیخواهم، بهشت من جوار توست، یا الله!
 +
خدایا! از کاروان دوستانم جاماندهام
 +
خداوند، ای عزیز! من سالها است از کاروانی به جا ماندهام و پیوسته کسانی را به سوی آن روانه می
 +
کنم، اما خود جا ماندهام، اما تو خود میدانی هرگز نتوانستم آنها را از یاد ببرم. پیوسته یاد آنها، نام آنها،
 +
نه در ذهنم بلکه در قلبم و در چشمم، با اشک و آه یاد شدند.
 +
 
 +
عزیز من! جسم من در حال علیل شدن است. چگونه ممکن ]است[ کسی که چهل سال بر درت ایستاده
 +
است را نپذیری؟ خالق من، محبوب من، عشق من که پیوسته از تو خواستم سراسر وجودم را مملو از
 +
عشق به خودت کنی؛ مرا در فراق خود بسوزان و بمیران.
 +
عزیزم! من از بیقراری و رسواییِ جاماندگی، سر به بیابانها گذاردهام؛ من به امیدی از این شهر به آن
 +
شهر و از این صحرا به آن صحرا در زمستان و تابستان میروم. کریم، حبیب، به کَرَمت دل بستهام، تو
 +
خود میدانی دوستت دارم. خوب میدانی جز تو را نمیخواهم. مرا به خودت متصل کن.
 +
خدایا وحشت همهی وجودم را فرا گرفته است. من قادر به مهار نفس خود نیستم، رسوایم نکن. مرا به
 +
حُرمت کسانی که حرمتشان را بر خودت واجب کردهای، قبل از شکستن حریمی که حرم آنها را
 +
خدشهدار میکند، مرا به قافلهای که به سویت آمدند، متصل کن.
 +
معبود من، عشق من و معشوق من، دوستت دارم. بارها تو را دیدم و حس کردم، نمیتوانم از تو
 +
جدا بمانم. بس است، بس. مرا بپذیر، اما آنچنان که شایسته تو باشم.
 +
خطاب به برادران و خواهران مجاهدم...
 +
خواهران و برادران مجاهدم در این عالم، ای کسانی که سرهای خود را برای خداوند عاریه دادهاید و
 +
جانها را بر کف دست گرفته و در بازار عشقبازی به سوق فروش آمدهاید، عنایت کنید: جمهوری
 +
اسلامی، مرکز اسلام و تش ا یع است.
 +
امروز قرارگاه حسینبنعلی، ایران است. بدانید جمهوری اسلامی حرم است و این حرم اگر ماند، دیگر
 +
حرمها میمانند. اگر دشمن، این حرم را از بین برد، حرمی باقی نمیماند، نه حرم ابراهیمی و نه حرم
 +
مح ا مدی؟ص؟.
 +
 
 +
برادران و خواهرانم! جهان اسلام پیوسته نیازمند رهبری است؛ رهبری متصل و منصوب شرعی و فقهی
 +
به معصوم. خوب میدانید منازهترین عالِم دین که جهان را تکان داد و اسلام را احیا کرد، یعنی خمینی
 +
بزرگ و پاک ما، ولایت فقیه را تنها نسخه نجاتبخش این امت قرار داد؛ لذا چه شما که به عنوان شیعه
 +
به آن اعتقاد دینی دارید و چه شما که به عنوان س ا نی اعتقاد عقلی دارید، بدانید ]باید[ به دور از هرگونه
 +
اختلاف، برای نجات اسلام خیمه ولایت را رها نکنید. خیمه، خیمهی رسولالله است. اساس دشمنی
 +
جهان با جمهوری اسلامی، آتش زدن و ویران کردن این خیمه است. دور آن بچرخید. والله والله والله این
 +
خیمه اگر آسیب دید، بیتاللهالحرام و مدینه حرم رسولالله و نجف، کربلا، کاظمین، سامرا و مشهد
 +
باقی نمیماند؛ قرآن آسیب میبیند.
 +
خطاب به برادران و خواهران ایرانی...
 +
برادران و خواهران عزیز ایرانی من، مردم پر افتخار و سربلند که جان من و امثال من، هزاران بار فدای
 +
شما باد، کما اینکه شما صدها هزار جان را فدای اسلام و ایران کردید؛ از اصول مراقبت کنید. اصول
 +
یعنی ول ا ی فقیه، خصوصاً این حکیم، مظلوم، وارسته در دین، فقه، عرفان، معرفت؛ خامنهای عزیز را
 +
عزیزِ جان خود بدانید. حرمت او را حرمتِ مقدسات بدانید.
 +
برادران و خواهران، پدران و مادران، عزیزان من!
 +
جمهوری اسلامی، امروز سربلندترین دوره خود را طی میکند. بدانید مهم نیست که دشمن چه نگاهی
 +
به شما دارد. دشمن به پیامبر شما چه نگاهی داشت و ]دشمنان[ چگونه با پیامبر خدا و اولادش
 +
عمل کردند، چه اتهاماتی به او زدند، چگونه با فرزندان مطهر او عمل کردند؟ مذمت دشمنان و
 +
شماتت آنها و فشار آنها، شما را دچار تفرقه نکند.
 +
6
 +
بدانید که میدانید مهمترین هنر خمینی عزیز این بود که ااول اسلام را به پشتوانه ایران آورد و سپس
 +
ایران را در خدمت اسلام قرار داد. اگر اسلام نبود و اگر روح اسلامی بر این ملت حاکم نبود، صدام چون
 +
گرگ درندهای این کشور را میدرید؛ آمریکا چون سگ هاری همین عمل را میکرد، اما هنر امام این
 +
بود که اسلام را به پشتوانه آورد؛ عاشورا و محارم، صفر و فاطمیه را به پشتوانه این ملت آورد. انقلاب
 +
هایی در انقلاب ایجاد کرد. به این دلیل در هر دوره هزاران فداکار جان خود را سپر شما و ملت ایران
 +
و خاک ایران و اسلام نمودهاند و بزرگترین قدرتهای مادی را ذلیل خود نمودهاند. عزیزانم، در اصول
 +
اختلاف نکنید.
 +
شهدا، محور عازت و کرامت همه ما هستند؛ نه برای امروز، بلکه همیشه اینها به دریای واسعه خداوند
 +
سبحان اتصال یافتهاند. آنها را در چشم، دل و زبان خود بزرگ ببینید، همانگونه که هستند. فرزندان
 +
تان را با نام آنها و تصاویر آنها آشنا کنید. به فرزندان شهدا که یتیمان همه شما هستند، به چشم ادب
 +
و احترام بنگرید. به همسران و پدران و مادران آنان احترام کنید، همانگونه که از فرزندان خود با
 +
اغماض میگذرید، آنها را در نبود پدران، مادران،همسران و فرزندان خود توجه خاص کنید.
 +
نیروهای مس ا لح خود را که امروز ول ا ی فقیه فرمانده آنان است، برای دفاع از خودتان، مذهبتان، اسلام و کشور
 +
احترام کنید و نیروهای مسلح میبایست همانند دفاع از خانهی خود، از ملت و نوامیس و ارضِ آن
 +
حفاظت و حمایت و ادب و احترام کنند و نسبت به ملت همانگونه که امیرالمؤمنین مولای متقیان
 +
فرمود، نیروهای مسلح میبایست منشأ عزت ملت باشد و قلعه و پناهگاه مستضعفین و مردم باشد و
 +
زینت کشورش باشد.
 +
 
 +
خطاب به مردم عزیز کرمان...
 +
نکتهای هم خطاب به مردم عزیز کرمان دارم؛ مردمی که دوستداشتنیاند و در طول 8 سال دفاع
 +
مقدس بالاترین فداکاریها را انجام دادند و سرداران و مجاهدین بسیار والامقامی را تقدیم اسلام
 +
نمودند. من همیشه شرمنده آنها هستم. هشت سال به خاطر اسلام به من اعتماد کردند؛ فرزندان خود
 +
را در قتلگاهها و جنگهای شدیدی چون کربلای 5 ، والفجر 8 ، طریقالقدس، فتحالمبین، بیت
 +
المقدس و... روانه کردند و لشکری بزرگ و ارزشمند را به نام و به عشق امام مظلوم حسینبنعلی به نام
 +
ثارالله، بنیانگذاری کردند. این لشکر همچون شمشیری برنده، بارها قلب ملتمان و مسلمانها را شاد
 +
نمود و غم را از چهره آنها زدود.
 +
عزیزان! من بنا به تقدیر الهی امروز از میان شما رفتهام. من شما را از پدر و مادرم و فرزندان و خواهران
 +
و برادران خود بیشتر دوست دارم، چون با شما بیشتر از آنها بودم؛ ضمن اینکه من پاره تن آنها بودم و
 +
آنها پاره وجود من،
 +
اما آنها هم قبول کردند من وجودم را نذر وجود شما و ملت ایران کنم.
 +
دوست دارم کرمان همیشه و تا آخر با ولایت بماند. این ولایت، ولایت علیبنابیطالب است و خیمه
 +
او خیمه حسین فاطمه است. دور آن بگردید. با همه شما هستم. میدانید در زندگی به انسانیت و
 +
عاطفهها و فطرتها بیشتر از رنگهای سیاسی توجه کردم. خطاب من به همه شما است که مرا از
 +
خود میدانید، برادر خود و فرزند خود میدانید.
 +
وصیت میکنم اسلام را در این برهه که تداعییافته در انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی است، تنها
 +
نگذارید. دفاع از اسلام نیازمند هوشمندی و توجه خاص است. در مسائل سیاسی آنجا که بحث
 +
اسلام، جمهوری اسلامی، مق ا دسات و ولایت فقیه مطرح میشود، اینها رنگ خدا هستند؛ رنگ خدا
 +
را بر هر رنگی ترجیح دهید.
 +
 
 +
خطاب به خانواده شهدا...
 +
فرزندانم، دختران و پسرانم، فرزندان شهدا، پدران و مادران باقیمانده از شهدا، ای چراغهای فروزان
 +
کشور ما، خواهران و برادران و همسران وفادار و متدینه شهدا ! در این عالم، صوتی که روزانه من می
 +
شنیدم و مأنوس با آن بودم و همچون صوت قرآن به من آرامش میداد و بزرگترین پشتوانه معنوی خود
 +
میدانستم، صدای فرزندان شهدا بود که بعضاً روزانه با آن مأنوس بودم؛ صدای پدر و مادر شهدا بود
 +
که وجود مادر و پدرم را در وجودشان احساس میکردم.
 +
عزیزانم! تا پیشکسوتان این ملتید، قدر خودتان را بدانید. شهیدتان را در خودتان جلوهگر کنید، به
 +
طوری که هر کس شما را میبیند، پدر شهید یا فرزند شهید را، بعینه خودِ شهید را احساس کند، با
 +
همان معنویت، صلابت و خصوصیت.
 +
خواهش میکنم مرا حلال کنید و عفو نمایید. من نتوانستم حق لازم را پیرامون خیلی از شماها و حتی
 +
فرزندان شهیدتان اداء کنم، هم استغفار میکنم و هم طلب عفو دارم.
 +
دوست دارم جنازهام را فرزندان شهدا بر دوش گیرند، شاید به برکت اصابت دستان پاک آنها بر
 +
جسدم، خداوند مرا مورد عنایت قرار دهد.
 +
خطاب به سیاسیون کشور...
 +
نکتهای کوتاه خطاب به سیاسیون کشور دارم: چه آنهایی ]که[ اصلاحطلب خود را مینامند و چه آنهایی
 +
که اصولگرا. آنچه پیوسته در رنج بودم اینکه عموماً ما در دو مقطع، خدا و قرآن و ارزشها را فراموش می
 +
کنیم، بلکه فدا میکنیم. عزیزان، هر رقابتی با هم میکنید و هر جدلی با هم دارید، اما اگر عمل شما و کلام
 +
شما یا مناظرههایتان بهنحوی تضعیفکننده دین و انقلاب بود، بدانید شما مغضوب نبی مکرم اسلام و
 +
 
 +
شهدای این راه هستید؛ مرزها را تفکیک کنید. اگر میخواهید با هم باشید، شرط با هم بودن، توافق و
 +
بیان صریح حول اصول است. اصول، مطاول و مف ا صل نیست. اصول عبارت از چند اصل مهم است:
 +
1 - اول آنها، اعتقاد عملی به ولایت فقیه است؛ یعنی این که نصیحت او را بشنوید، با جان و دل به
 +
توصیه و تذکرات او به عنوان طبیب حقیقی شرعی و علمی، عمل کنید. کسی که در جمهوری اسلامی
 +
میخواهد مسئولیتی را احراز کند، شرط اساسی آن ]این است که[ اعتقاد حقیقی و عمل به ولایت فقیه
 +
داشته باشد. من نه میگویم ولایت تنوری و نه میگویم ولایت قانونی؛ هیچ یک از این دو، مشکل وحدت
 +
را حل نمیکند؛ ولایت قانونی، خا ا ص عامه مردم اعم از مسلم و غیر مسلمان است، اما ولایت عملی
 +
مخصوص مسئولین است که میخواهند بار مهم کشور را بر دوش بگیرند، آن هم کشور اسلامی با این
 +
همه شهید.
 +
2 - اعتقاد حقیقی به جمهوری اسلامی و آنچه مبنای آن بوده است؛ از اخلاق و ارزشها تا مسئولیت
 +
ها؛ چه مسئولیت در قبال ملت و چه در قبال اسلام.
 +
3 - بهکارگیری افراد پاکدست و معتقد و خدمتگزار به م ا لت، نه افرادی که حتی اگر به میز یک
 +
دهستان هم برسند خاطرهی خانهای سابق را تداعی میکنند.
 +
4 - مقابله با فساد و دوری از فساد و تج ا ملات را شیوه خود قرار دهند.
 +
5 - در دوره حکومت و حاکمیت خود در هر مسئولیتی، احترام به مردم و خدمت به آنان را عبادت
 +
بداند و خود خدمتگزار واقعی، توسعه گر ارزشها باشد، نه با توجیهات واهی، ارزشها را بایکوت کند.
 +
مسئولین همانند پدران جامعه میبایست به مسئولیت خود پیرامون تربیت و حراست از جامعه توجه
 +
کنند، نه با بیمبالاتی و به خاطر احساسات و جلب برخی از آراء احساسی زودگذر، از اخلاقیاتی
 +
حمایت کنند که طلاق و فساد را در جامعه توسعه دهد و خانوادهها را از هم بپاشاند. حکومتها
 +
عامل اصلی در استحکام خانواده و از طرف دیگر عامل مهم از هم پاشیدن خانواده هستند. اگر به
 +
 
 +
اصول عمل شد، آن وقت همه در مسیر رهبر و انقلاب و جمهوری اسلامی هستند و یک رقابت
 +
صحیح بر پایه همین اصول برای انتخاب اصلح صورت میگیرد.
 +
خطاب به برادران سپاهی و ارتشی...
 +
کلامی کوتاه خطاب به برادران سپاهی عزیز و فداکار و ارتشیهای سپاهی دارم: ملا ک مسئولیتها را
 +
برای انتخاب فرماندهان، شجاعت و قدرتِ اداره بحران قرار دهید. طبیعی است به ولایت اشاره نمی
 +
کنم، چون ولایت در نیروهای مسلح جزء نیست، بلکه اساس بقای نیروهای مسلح است. این شرط
 +
خللناپذیر میباشد.
 +
نکته دیگر، شناخت بهموقع از دشمن و اهداف و سیاستهای او و اخذ تصمیم بهموقع و عمل بهموقع؛
 +
هریک از اینها اگر در غیر وقت خود صورت گیرد، بر پیروزی شما اثر ج ا دی دارد.
 +
خطاب به علما و مراجع معظم
 +
سخنی کوتاه از یک سرباز 40 ساله در میدان به علمای عظیمالشأن و مراجع گرانقدر که موجب
 +
روشنایی جامعه و سبب زدودن تاریکیها هستند، خصوصاً مراجع عظام تقلید. سربازتان از یک برج
 +
دیدهبانی، دید که اگر این نظام آسیب ببیند، دین و آنچه از ارزشهای آن ]که[ شما در حوزهها
 +
استخوان خُرد کردهاید و زحمت کشیدهاید، از بین میرود. این دورهها با همه دورهها متفاوت است.
 +
این بار اگر مس ا لط شدند، از اسلام چیزی باقی نمیماند. راه صحیح، حمایت بدون هر گونه ملاحظه
 +
از انقلاب، جمهوری اسلامی و ول ا ی فقیه است. نباید در حوادث، دیگران شما را که امید اسلام هستید
 +
به ملاحظه بیندازند. همهی شما امام را دوست داشتید و معتقد به راه او بودید. راه امام مبارزه با
 +
آمریکا و حمایت از جمهوری اسلامی و مسلمانان تحت ستم استکبار، تحت پرچم ول ا ی فقیه است.
 +
من با عقل ناقص خود میدیدم برخی خ ا ناسان سعی داشتند و دارند که مراجع و علماء مؤثر در جامعه
 +
 
 +
را با سخنان خود و حالت حق به جانبی به سکوت و ملاحظه بکشانند. حق واضح است؛ جمهوری
 +
اسلامی و ارزشها و ولایت فقیه میراث امام خمینی ؟ره؟ هستند و میبایست مورد حمایت جدی
 +
قرار گیرند. من حضرت آیتاللهالعظمی خامنهای را خیلی مظلوم و تنها میبینم. او نیازمند همراهی
 +
و کمک شماست و شما حضراتمع ا ظم با بیانتان و دیدارهایتان و حمایتهایتان با ایشان میبایست
 +
جامعه را جهت دهید. اگر این انقلاب آسیب دید، حتی زمان شاه ملعون هم نخواهد بود، بلکه سعی
 +
استکبار بر الحادگری محض و انحراف عمیق غیر قابل برگشت خواهد بود.
 +
دست مبارکتان را میبوسم و عذرخواهی میکنم از این بیان، اما دوست داشتم در شرفیابیهای
 +
حضوری به محضرتان عرض کنم که توفیق حاصل نشد.
 +
سربازتان و دست بوستان
 +
از همه طلب عفو دارم
 +
از همسایگانم و دوستانم و همکارانم طلب بخشش و عفو دارم. از رزمندگان لشکر ثارالله و نیروی
 +
باعظمت قدس که خار چشم دشمن و س ا د راه او است، طلب بخشش و عفو دارم؛ خصوصاً از کسانی
 +
که برادرانه به من کمک کردند.
 +
نمیتوانم از حسین پورجعفری نام نبرم که خیرخواهانه و برادرانه مرا مثل فرزندی کمک میکرد و مثل
 +
برادرانم دوستش داشتم. از خانواده ایشان و همه برادران رزمنده و مجاهدم که به زحمت انداختمشان
 +
عذرخواهی میکنم. البته همه برادران نیروی قدس به من محبت برادرانه داشته و کمک کردند و
 +
دوست عزیزم سردار قاآنی که با صبر و متانت مرا تحمل کردند.
  
 
==نگارخانه تصاویر==
 
==نگارخانه تصاویر==

نسخهٔ کنونی تا ‏۳۰ بهمن ۱۳۹۸، ساعت ۱۱:۳۱

600px-Cscr-featuredtopic-fawiki.svg.png
قاسم سلیمانی
Photo 2020-01-05 08-15-12.jpg
ملیت پرچم ایران.png ایرانی
دین و مذهب مسلمان، شیعه
تولد کرمان، رابر ، 1335/12/20
شهادت عراق، 1398/10/13
یگانهای خدمت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی
طول خدمت 41سال
درجه سپهبد
سمت‌ها فرمانده سپاه قدس
جنگ‌‌ها ایران وعراق ،داعش وسوریه ،داعش وعراق
نشان‌های لیاقت نشان ذوالفقار
عملیات‌ کربلای4 ،کربلای5 ، والفجر8
تحصیلات دیپلم


سپهبد سلیمانی همواره به وسیله مقامات آمریکایی و رژیم صهیونیستی تهدید به ترور می شد. در همین سال گذشته نیز مقامات وزارت امورخارجه آمریکا، سپهبد سلیمانی را متهم به همکاری با نیروهای امنیتی سوریه در جریان اعتراضات ،در این کشور و سرکوب مخالفان بشار اسد کردند و در پی این اتهام وزارت خزانه‌داری آمریکا این سردار شهید را تحریم کرد. پس از تکرار بسیار نام قاسم سلیمانی در رسانه‌های جهان، خبرگزاری فرانسه خبری را منتشر ساخت ، که از احتمال ترور او به وسیله دولت آمریکا پرده بر می‌داشت. بر اساس این خبر جک کین فرمانده سابق نیروی زمینی ارتش آمریکا که در نشست استماع کنگره آمریکا حضور داشت با اشاره به طرح ترور مقامات ایرانی به ویژه مقامات ارشد سپاه پاسداران جمهوری اسلامی ایران، گفت: چرا آن‌ها را به قتل نرسانیم؟ آنها قریب به هزار آمریکایی را کشته‌اند، چرا ما عامدانه آنها را ترور نکنیم؟ نمی‌گویم که اقدام نظامی انجام دهیم، من پیشنهاد می‌دهم عملیات محرمانه انجام دهیم. باید فشارهای شدیدی روی آن‌ها اعمال کنیم. سرانجام دشمنان کینه توز که رشادت و قدرت سردار قاسم سلیمانی را تاب نیاوردند ، در بامداد جمعه ۱۳ دی ۱۳۹۸ خورشیدی با حمله موشکی بالگردهای آمریکایی به ۲ خودروی حامل سردار قاسم سلیمانی فرمانده سپاه قدس و ابومهدی المهندس معاون حشدالشعبی و تنی چند از اعضای حشدالشعبی در اطراف فرودگاه بغداد آنان را به شهادت رساندند. سردار شهید سلیمانی فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در پاسخ به تهدید ترور از طرف مقامات آمریکایی همواره می گفت: این تهدید نیست، کمک به شوقی است. در پاسخ به افرادی که فکر می‌کنند با تهدیدها رعب بر ما حاکم می‌شود، می‌گویم ؛ خداوندا شهادت در راه خودت را به دست دشمنان دینت، نصیب من بگردان.[۱]


زندگی نامه

قاسم سلیمانی در 20 اسفند 1335 در کرمان در یک خانواده ساده ومذهبی، درروستای قنات ملک شهرستان رابر کرمان چشم به جهان گشود. خانواده سلیمانی را پنج خواهر و برادر تشکیل می دهند ، بزرگترین فرزند این خانواده یک خواهر متولد 1333 است ، حاج قاسم فرزند وسط و سهراب سلیمانی هم برادر کوچک خانواده است که اکنون مدیرکل زندان های استان تهران است.

وی از همان کودکی پسری بسیار فعال و پر تلاش بود به طوری که در ۱۲ سالگی، پس از پایان تحصیـلات دوره ابتدایی، زادگاه خود را ترک کرد و مشغول به کار بنایی در کرمان شد و چندی بعد نیز به عنوان پیمانکار در سازمان آب مشغول به کار شد و در همان سال‌ها نیز فعالیت‌های انقلابی خود را آغاز کرد. بعد از انقلاب 57 و همزمان با کار در سازمان آب کرمان عضو سپاه افتخاری شد و با شورش کردها به مهاباد رفت و پس از بازگشت ، فرمانده پادگان قدس سپاه کرمان شد. با شروع جنگ عراق و ایران در شهریور 1359 سلیمانی با چندین گردان راهی جنگ شدو بعدها تشکیل لشگر معروف 41 ثارالله را داد. ودر عملیات مختلفی چون والفجر 8، کربلای 4، کربلای 5، تک شلمچه و … بسیار موفق ظاهر شد.

قاسم سلیمانی اولین بار در آذر 1360 در عملیات مشترک ارتش و سپاه بنام عملیات طریق القدس در غرب سوسنگرد بر اثر انفجار گلوله خمپاره از دست راست و شکم به شدت مصدوم شد. دو انگشت وسط دست راست ایشان یادگار جراحت آن دوران است. اگر برای بسیاری از همرزمان قاسم سلیمانی، جنگ در تابستان سال ۶۷ به پایان رسید، ولی برای او آغاز دوران جدیدی در میادین نبرد بود.اینبار قاسم سلیمانی 32 ساله با لشگر 41 ثارالله ، درمرز‌های شرقی وارد مبارزه با اشرا و باند‌های مواد مخدر در مرز‌های ایران و افغانستان شد . سرانجام در سال ۱۳۷۶ در سن 41 سالگی از سوی حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، فرماندهی کل قوا از کرمان به تهران فراخوانده و به فرماندهی نیروی قدس سپاه منصوب شد. از سال 76 تا سال 98 فرماندهی سپاه قدس رابر عهده داشت ودر این مدت خدمتگزاری به اسلام ، کارنامه در خشانی از خود بر جای گذاشت از جمله نقاط درخشان فرماندهی سپهبد سلیمانی بر نیروی قدس، تقویت حزب‌الله لبنان و گروه‌های مبارز فلسطینی بود که نمود عینی آن را در نبرد‌های متعددی ازجمله ؛ جنگ ۳۳روزه حزب‌الله لبنان و رژیم صهیونیستی و پیروزی مبارزان فلسطینی در جنگ ۲۲ روزه غزه علیه ارتش مجهز اسرائیل بود. در واقع ، قاسم سلیمانی توانسته بود استراتژی جمهوری اسلامی یعنی کمک به گروه‌های مبارز علیه اسرائیل را به خوبی دنبال کرده و هر روز در این مسیر گام‌های دیگری بردارد. قاسم سلیمانی در سال ۱۳۸۹ با حکم حضرت آیت‌الله خامنه‌ای فرمانده معظم کل قوا با یک درجه ارتقا به درجه سرلشکری نائل آمد، اما هنوز هم در افکار عمومی همه او را «حاج قاسم» می‌خوانند. اما این پایان ماجرا نبود. با توطئه جدید غرب و پشتیبانی مالی کشور‌هایی مانند عربستان سعودی، که به شکل‌گیری گروهک‌های تروریستی تکفیری اعم از داعشو جبهه‌النصرة در منطقه انجامید، قاسم سلیمانی ماموریتی تازه یافت و آن هم مقابله با این تهدیدات در دو کشور عراق و سوریه بود. سلیمانی در عراق «حشد الشعبی» و در سوریه «بسیج مردمی» (قوات دفاع وطنی) را شکل داد و با کمک آن‌ها و هدایت و مشاوره نیروی قدس سپاه، طی ۶ سال، بساط تروریست‌ها در این دو کشور تقریبا جمع شد. در واقع باید این طور گفت که او و نیروهایش که با درخواست رسمی دولت‌های سوریه و عراق، به این دو کشور رفتند، مانع سقوط دمشق و بغداد شدند و هم او بود که با سفر به مسکو، نقش بسزایی در همراه کردن روسیه و پوتین برای ورود به میدان نبرد سوریه داشت. شاید یکی از اهداف اصلی دشمنان برای سقوط سوریه، قطع کردن ارتباط ایران و حزب‌الله لبنان بود، ولی با شکست داعش و نقش آفرینی نیروی قدس در سوریه و عراق، یک حلقه مستحکم به نام حلقه مقاومت تشکیل شد و زنجیره ایران، عراق، سوریه و لبنان و فلسطین را به هم متصل کرد. جای تردید نیست که این موضوع خلاف خواست آمریکا و اسرائیل است، ولی با فرماندهی «قاسم سلیمانی» در عمق میدان و تشکیل بسیج مردمی در سوریه و عراق این موضوع به واقعیت بدل گشت و اتحادی از جنس پاسداران، فاطمیون، زینبیون، حیدریون و... ایجاد کرد. نقش بی‌بدیل سپهبد سلیمانی در مدیریت منطقه و مقابله با دشمنان، القابی، چون «شبح فرمانده»، «قدرتمندترین فرد خاورمیانه» و «کابوس اسرائیل» را از سوی آمریکایی‌ها و اسرائیلی‌ها، برای او به دنبال داشته است. حضور موثر حاج قاسم در صحنه مبارزه با داعش و شکست این توطئه صهیونیستی در منطقه باعث شد تا در اسفندماه ۱۳۹۷ نشان ذوالفقار بعنوان عالی‌ترین نشان نظامی ایران ، از سوی فرمانده معظم کل قوا به سپهبد سلیمانی اهدا شود. سرانجام این فرمانده خستگی‌ناپذیر جبهه‌های حق علیه باطل سحرگاه روز جمعه (۱۳ دی‌ماه)1398 در حمله بالگرد‌های آمریکایی به خودروی حامل وی در اطراف فرودگاه بغداد، شهد شیرین شهادت را سر کشید و به یاران شهیدش پیوست. از این شهید بزرگوار چهار فرزند به نامهای زینب ومحمد رضا به یادگار مانده است.(روحش شاد و راهش پر رهرو )


روز شمار زندگی

  • 1335 تولد در رابر کرمان
  • 1342 ورود به مدرسه
  • 1346 شروع به کار بنایی
  • 1357 فرمانده پادگان قدس سپاه کرمان
  • 1357 مبارزه با قاچاقچیان مواد مخدر
  • 1359 فرماندهی در مناطق جنگی
  • 1359 تشکیل لشگر 41
  • 1364 شرکت در عملیات والفجر 8
  • 1365 شرکت در عملیات کربلای4و5
  • 1360 جانبازی در عملیات طریق القدس
  • 1376 فرماندهی نیروی قدس سپاه
  • 1389 اخذ درجه سر لشگری
  • 1390 کمک راهبردی به جریان مقاومت اسلامی
  • 1392 آغاز مبارزه باداعش در سوریه وعراق
  • 1393 کمک راهبردی برای ایجاد حشد الشعبی
  • 1397 دریافت نشان ذوالفقار
  • 1398 شهادت طی حمله تروریستی نیروهای آمریکایی در بغداد
  • 1398 تشییع در حرم امامین عسگرین، کربلا،نجف و بغداد
  • 1398 تشییع در اهواز
  • 1398 تشییع در مشهد الرضا وطواف در حرم امام هشتم
  • 1398 تشییع در تهران واقامه نماز توسط مقام معظم رهبری
  • 1398 تشییع در قم و طواف در حرم حضرت معصومه سلام الله علیها
  • 1398 تشییع و تدفین در زادگاهش استان کرمان

خاطرات

•مادربزرگوار سردار حاج قاسم سلیمانی که از دنیا رفتند، پس از چند روز با جمعی از خبرنگاران تصمیم گرفتیم برای عرض تسلیت به روستای قنات ملک برویم. با هماهنگی قبلی، روزی که سردار هم در روستا حضور داشتند، عازم شدیم. وقتی رسیدیم ایشان را دیدیم که کنار قبر مادرشان نشسته و فاتحه می‌خوانند. بعد از سلام و احوالپرسی به ما گفت من به منزل می‌روم شما هم فاتحه بخوانید و بیایید. بعد از قرائت فاتحه به منزل پدری ایشان رفتیم. برایمان از جایگاه و حرمت مادر صحبت کرد و گفت: این مطلبی را که می‌گویم جایی منتشر نکنید. گفت: همیشه دلم می‌خواست کف پای مادرم را ببوسم ولی نمی‌دانم چرا این توفیق نصیبم نمی‌شد. آخرین بار قبل از مرگ مادرم که این‌جا آمدم، بالاخره سعادت پیدا کردم و کف پای مادرم را بوسیدم. با خودم فکر می‌کردم حتماً رفتنی‌ام که خدا توفیق داد و این حاجتم برآورده شد. سردار در حالی که اشک جاری شده بر گونه‌هایش را پاک می‌کرد، گفت: نمی‌دانستم دیگر این پاهای خسته را نخواهم دید تا فرصت بوسیدن داشته باشم.[۲]

• پیشگویی ۱۴ سال پیش رهبر انقلاب از قدرت شفاعت حاج قاسم .

در منزل شهید محمدرضا عظیم پور در سال ۱۳۸۴ داماد بزرگ خانواده، جواد روح‌اللهی، از رهبر انقلاب درخواست می‌کند: که ان‌شاء‌الله فردای قیامت همه ما را که اینجا هستیم شفاعت کنید. امام خامنه‌ای می‌گویند: ما چه‌کاره‌ایم که شما را شفاعت کنیم؟ پدر و مادر شهید باید من و شما را شفاعت کند. ما سعادتمان به این است و آرزویمان به این است مشمول شفاعت خوبانی از قبیل: این شهدا و امثال این‌ها باشیم. بعد رهبر انقلاب خم می‌شوند و با نگاهی به حاج قاسم سلیمانی می‌گویند: این آقای حاج قاسم هم از آنهایی‌ست که شفاعت می‌کند ان‌شاء‌الله.... حاج قاسم سلیمانی سر پایین می‌اندازد و با دو دست صورتش را می‌پوشاند. بله! از ایشان قول بگیرید، به شرطی که زیر قولشان نزنند! همه می‌خندند، همه به جز سردار سلیمانی که خجالت‌زده سر به زیر انداخته. رهبر انقلاب ادامه می دهند : چون امکانات ایشان، امکانات قول دادن و شفاعت کردنشان، الان خیلی خوب است.(یعنی حالت مجاهدت او در جهاد اصغر و اکبر) اگر همین را بتوانند نگه بدارند، مثل همین چهل، پنجاه سالی که نگه داشته‌اند؛ خیلی خوب است. این هم یک هنری‌ست که ایشان دارند... بعضی‌ها خیال می‌کنند که در دوره پیشرفته و سازندگی و توسعه و نمی‌دانم فلان و فلان، دیگر باید آن قید و بند‌هایی که اول کار داشت را رها کنند. نفهمیدند که هر دوره ای که عوض می‌شود، تکلیف‌ها و نوع مجاهدت عوض می‌شود؛ اما روحیه مجاهدتی که آن روز بوده، آن نباید عوض بشود. روحیه مجاهدت اگر عوض شد، آدم می‌شود مثل آدم‌هایی که وقتی جنگ بود، در خانه‌هایشان پای تلویزیون نشسته بودند فیلم خارجی تماشا می‌کردند.)) لحظاتی سکوت می‌شود و جمعیت حاضر به فکر می‌روند. جواد روح‌اللهی [داماد خانواده]می‌گوید: چند ماه بعد از آن دیدار، ماه رمضان، در مراسم افطاری هرساله حاج قاسم به بچه های جبهه و جنگ همان جلویِ در از ایشان قول شفاعت خواستم. حاجی می‌خواست دست به سرم کند، که گفتم: حاجی! والله اگر قول ندهی، داد میزنم و به همه مهمان‌ها می‌گویم آقا درباره تو آن روز چه گفتند؟ حاج قاسم که دید اوضاع ناجور میشود؛ گفت: باشد، قول میدهم؛ فقط صدایش را در نیاور![۳]


دختر شهیدمدافع حرم محرابی نقل میکنند؛ روزی که سردار به منزل ماآمده بودند؛ازایشون خواستم به اتاق من بیایند قبول کرند ، وقتی اومدن تو اتاق عکس شهید حاج عماد و جهاد مغنیه را برداشتم وگفتم برام امضا کنید، با حسرت نگاه به عکس کردند و با حسرت هرچه تمامتر گفتند:حاج عماد ،جهاد مغنیه ،من دو دقیقه قبل از شهادت پیششون بودم.چقدر خوب به شهادت رسیدند. دشمنا حتی جرات نداشتند رودر روشون بایستند خیلی خوب شهید شدند وبعد با حسرت به من وفاطمه نگاه کرد وگفت برا شهادت من دعا کنید ،امروز عرفه است من به طمع شهات آمده ام مشهد. اینجا من بهشون گفتم رهبر به شما لقب شهید زنده دادند.گفتند:خودت میگی لقب من تاشهادت را نگیرم دست بردار نیستم. هرکس تو این سالهای جنگ شهادت رو نتونسته بگیره امروز باید بگیره ،امروز شهادت نامه امضا می شه. [۴]


•سردار یک ریال، یک دلار هم حق ماموریت نگرفت .گاهی به من می گفت در خرج زن وبچه خود می مانم(حجه الاسلام شیرازی، نماینده ولی فقیه در سپاه قدس) [۵]


مقام معظم رهبری عبای نماز شب خود را دادند تا شهید حاج قاسم را با آن دفن کنند. ایشان با این عبا ۱۴ سال نماز شب خوانده‌اند. راوی محمدباقر قالیباف این دومین عبای نماز شب آقاست که شهیدی با آن دفن می‌شود؛ اولین بار سر شهادت حاج احمد کاظمی بود.[۶]

•حاج قاسم سلیمانی مکرر در دفتر ما رفت و آمد داشت، در آخرین دیدار بعد از ملاقات رسمی گفتند که همه بیرون بروند من با شما کاری خصوصی دارم، بنده و ایشان در اتاق ماندیم. حاج قاسم از کیف کفنش را آورد و به بنده گفت که کفن من را امضا کنید و نام خود را بنویسید و ما هم امضا کردیم، بعد هم گفت می خواهم به عنوان خداحافظی چند رکعت نماز پشت سر شما بخوانم. بعد از دیدار ، بنده از ایمان و بصیرت ایشان منقلب شدم و عشق و علاقه به جهاد و شهادت داشت، در زمان خداحافظی ، سپهبد سلیمانی را در آغوش گرفتم و آیه" مِنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضَى نَحْبَهُ وَمِنْهُمْ مَنْ يَنْتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِيلًا" را قرائت کردم و با چشمان اشک بار خداحافظی کردیم. راوی آیت الله نوری همدانی. [۷]

فرمانده سابق سپاه گفت: حاج قاسم بارها تا مرز شهادت پیش رفت. او بارها پیش من می‌آمد و در مورد فشارهایی که رویش بود، سخن می‌گفت. من همواره به او می‌گفتم که حاج قاسم خدا تو را برای هدف مهمی نگه داشته است. تو بارها تا مرز شهادت رفتی. او عاشق شهادت بود و پس از شهادت احمد کاظمی بی‌تابی بسیاری می‌کرد. او ماند تا یک کار بزرگ را به پایان برساند. من این حرف‌ها را مدام به او می‌گفتم.

کنار حاج قاسم ایستاده بودم گفتم حاجی جنگ تموم شد امریکایی ها هم رفتند داعش هم ریشه کن شد وما از شهدا جا موندیم ، حاجی دستی سر شونه ام زد ودستمو فشار دادو گفت: قصه نخور بسیجی جنگی در پیش است که همه شهدای دفاع مقدس وهمه شهدای مدافع حرم غبطه میخورن به شما که شما چرا در جنگ با آمریکا شرکت کردید واونا از این نصیب بی نصیبند واونها آرزو میکنند که ای کاش با شما در این نبرد شرکت داشتند گفتم: حاج قاسم جنگ تموم شده میخوام برگردم سر بحث ودرس تو کشور خودم گفت: نه آقامهدی بمون باید برید یه گردان درست کنید هرکدوم از شماهابعد از اون جنگ با آمریکارو در پیش داریم . بعد از اون صحبت به همه بچه ها انگشتر داد به من انگشتر نرسید.گفت به همه انگشتر میدم و الان دست قطع شده حاج قاسم انگشتری برا همه است نشانه مبارزه با استکبار جهانی راوی حجت الاسلام مهدی دیانی [۸]

وی خاطرنشان کرد: در سوریه داعشی‌ها تا پشت کاخ بشاراسد رسیده بودند. حاج قاسم می‌گفت چند بار به بشار گفته‌ام که چرا مردم را مسلح نمی‌کنی اما قبول نمی‌کند. او یک بار دیگر به او گفت و در نهایت موافقت کرد و در آن روزهایی که سردار همدانی آنجا بود، بشاراسد موافقت کرد تا مردم مسلح بشوند. این شروع نقش‌آفرینی مردم بود که با پیگیری حاج قاسم انجام شد. در عراق هم همین اتفاق افتاد و حشدالشعبی ایجاد شد. انتقال تجربیات سازماندهی مردم و آموزش مردم در دفاع مقدس به مردم عراق و سوریه، بسیار مهم و اثربخش بود.[۹]

•وزیر بهداشت: سردار شهید سپهبد حاج قاسم سلیمانی، در این یک سال بسیار ما را همراهی و حمایت کرد تا توانستیم از مسیرهای مختلف حلقه تحریم‌ها را بشکنیم تا مردم در خصوص بحث دارو و تجهیزات پزشکی با مشکل زیادی روبه رو نشوند.[۱۰]

•صبح با برو بچه های کرمان با هم بودیم،تو اجلاس یرو بچه های موسسات مردمی دفاع مقدس یکی از برادرهایی که اونجا بود میگفت پارسال فاطمیه مراسم بودیم خونه حاج قاسم؛ گفت: سال دیگه فاطمیه با فاطمیه امسال فرق داره. گفتیم چراحاج قاسم مگه چه فرقی میکنه؟ سال بعد با امسال فاطمیه؟ گفت سال بعد فاطمیه من نیستم...وامسال نشون داد سیمش وصل شده بود راوی حاج حسین یکتا[۱۱]

وصیت نامه

وصیتنامه الهی سیاسی شهید سپهبد قاسم سلیمانی بسم الله الرحمن الرحیم شهادت میدهم به اصول دین اشهد أن لا اله االا الله و اشهد أ ا ن محمدًا رسول الله و اشهد أ ا ن امیرالمؤمنین علیبنابیطالب و اولاده المعصومین اثنیعشر ائمتنا و معصومیننا حجج الله. شهادت میدهم که قیامت حق است. قرآن حق است. بهشت و جه ا نم حق است. سؤال و جواب حق است. معاد، عدل، امامت، نباوت حق است. خدایا! تو را سپاس میگویم بخاطر نعمتهایت خداوندا ! تو را سپاس که مرا صلب به صلب، قرن به قرن، از صلبی به صلبی منتقل کردی و در زمانی اجازه ظهور و وجود دادی که امکان درک یکی از برجستهترین اولیائت را که قرین و قریب معصومین است، عبد صالحت خمینی کبیر را درک کنم و سرباز رکاب او شوم. اگر توفیق صحابه رسول اعظمت محمد مصطفی را نداشتم و اگر بیبهره بودم از دوره مظلومیت علیبنابیطالب و فرزندان معصوم و مظلومش، مرا در همان راهی قرار دادی که آنها در همان مسیر، جان خود را که جان جهان و خلقت بود، تقدیم کردند. خداوندا ! تو را شکرگزارم که پس از عبد صالحت خمینی عزیز، مرا در مسیر عبد صالح دیگری که مظلومیتش اعظم است بر صالحیتش، مردی که حکیم امروز اسلام و تش ا یع و ایران و جهان سیاسی اسلام است، خامنهای عزیز که جانم فدایِ جان او باد قرار دادی.

پروردگارا ! تو را سپاس که مرا با بهترین بندگانت در هم آمیختی و درک بوسه بر گونههای بهشتی آنان و استشمام بوی عطر الهی آنان را یعنی مجاهدین و شهدای این راه به من ارزانی داشتی. خداوندا ! ای قادر عزیز و ای رحمان ر ازاق، پیشانی شکر شرم بر آستانت میسایم که مرا در مسیر فاطمه اطهر و فرزندانش در مذهب تش ا یع عطر حقیقی اسلام قرار دادی و مرا از اشک بر فرزندان علیبنابی طالب و فاطمه اطهر بهرهمند نمودی؛ چه نعمت عظمایی که بالاترین و ارزشمندترین نعمتهایت است؛ نعمتی که در آن نور است، معنویت، بیقراری که در درون خود بالاترین قرارها را دارد، غمی که آرامش و معنویت دارد. خداوندا ! تو را سپاس که مرا از پدر و مادر فقیر، اما متداین و عاشق اهلبیت و پیوسته در مسیر پاکی بهرهمند نمودی. از تو عاجزانه میخواهم آنها را در بهشتت و با اولیائت قرین کنی و مرا در عالم آخرت از درک محضرشان بهرهمند فرما. خدایا! به عفو تو امید دارم ای خدای عزیز و ای خالق حکیم بیهمتا ! دستم خالی است و کولهپشتی سفرم خالی، من بدون برگ و توشهای به امید ضیافتِ عفو و کرم تو میآیم. من توشهای برنگرفتهام؛ چون فقیر ]را[ در نزد کریم چه حاجتی است به توشه و برگ؟! سارُق، چارُقم پر است از امید به تو و فضل و کرَم تو؛ همراه خود دو چشم بسته آوردهام که ثروت آن در کنار همه ناپاکیها، یک ذخیره ارزشمند دارد و آن گوهر اشک بر حسین فاطمه است؛ گوهر اشک بر اهلبیت است؛ گوهر اشک دفاع از مظلوم، یتیم، دفاع از محصورِ مظلوم در چنگ ظالم.

خداوندا ! در دستان من چیزی نیست؛ نه برای عرضه ]چیزی دارند[ و نه قدرت دفاع دارند، اما در دستانم چیزی را ذخیره کردهام که به این ذخیره امید دارم و آن روان بودن پیوسته به سمت تو است. وقتی آنها را به سمتت بلند کردم، وقتی آنها را برایت بر زمین و زانو گذاردم، وقتی سلاح را برای دفاع از دینت به دست گرفتم؛ اینها ثروتِ دست من است که امید دارم قبول کرده باشی. خداوندا ! پاهایم سست است. رمق ندارد. جرأت عبور از پلی که از جه ا نم عبور میکند، ندارد. من در پل عادی هم پاهایم میلرزد، وای بر من و صراط تو که از مو نازکتر است و از شمشیر برندهتر؛ اما یک امیدی به من نوید میدهد که ممکن است نلرزم، ممکن است نجات پیدا کنم. من با این پاها در حَرَمت پا گذارده ام و دورِ خانهات چرخیدهام و در حرم اولیائت در بینالحرمین حسین و عباست آنها را برهنه دواندم و این پاها را در سنگرهای طولانی، خمیده جمع کردم و در دفاع از دینت دویدم، جهیدم، خزیدم، گریستم، خندیدم و خنداندم و گریستم و گریاندم؛ افتادم و بلند شدم. امید دارم آن جهیدنها و خزیدنها و به حُرمت آن حریمها، آنها را ببخشی. خداوندا ! سر من، عقل من، لب من، شاامه من، گوش من، قلب من، همه اعضا و جوارحم در همین امید به سر میبرند؛ یا ارحم الراحمین! مرا بپذیر؛ پاکیزه بپذیر؛ آنچنان بپذیر که شایسته دیدارت شوم. جز دیدار تو را نمیخواهم، بهشت من جوار توست، یا الله! خدایا! از کاروان دوستانم جاماندهام خداوند، ای عزیز! من سالها است از کاروانی به جا ماندهام و پیوسته کسانی را به سوی آن روانه می کنم، اما خود جا ماندهام، اما تو خود میدانی هرگز نتوانستم آنها را از یاد ببرم. پیوسته یاد آنها، نام آنها، نه در ذهنم بلکه در قلبم و در چشمم، با اشک و آه یاد شدند.

عزیز من! جسم من در حال علیل شدن است. چگونه ممکن ]است[ کسی که چهل سال بر درت ایستاده است را نپذیری؟ خالق من، محبوب من، عشق من که پیوسته از تو خواستم سراسر وجودم را مملو از عشق به خودت کنی؛ مرا در فراق خود بسوزان و بمیران. عزیزم! من از بیقراری و رسواییِ جاماندگی، سر به بیابانها گذاردهام؛ من به امیدی از این شهر به آن شهر و از این صحرا به آن صحرا در زمستان و تابستان میروم. کریم، حبیب، به کَرَمت دل بستهام، تو خود میدانی دوستت دارم. خوب میدانی جز تو را نمیخواهم. مرا به خودت متصل کن. خدایا وحشت همهی وجودم را فرا گرفته است. من قادر به مهار نفس خود نیستم، رسوایم نکن. مرا به حُرمت کسانی که حرمتشان را بر خودت واجب کردهای، قبل از شکستن حریمی که حرم آنها را خدشهدار میکند، مرا به قافلهای که به سویت آمدند، متصل کن. معبود من، عشق من و معشوق من، دوستت دارم. بارها تو را دیدم و حس کردم، نمیتوانم از تو جدا بمانم. بس است، بس. مرا بپذیر، اما آنچنان که شایسته تو باشم. خطاب به برادران و خواهران مجاهدم... خواهران و برادران مجاهدم در این عالم، ای کسانی که سرهای خود را برای خداوند عاریه دادهاید و جانها را بر کف دست گرفته و در بازار عشقبازی به سوق فروش آمدهاید، عنایت کنید: جمهوری اسلامی، مرکز اسلام و تش ا یع است. امروز قرارگاه حسینبنعلی، ایران است. بدانید جمهوری اسلامی حرم است و این حرم اگر ماند، دیگر حرمها میمانند. اگر دشمن، این حرم را از بین برد، حرمی باقی نمیماند، نه حرم ابراهیمی و نه حرم مح ا مدی؟ص؟.

برادران و خواهرانم! جهان اسلام پیوسته نیازمند رهبری است؛ رهبری متصل و منصوب شرعی و فقهی به معصوم. خوب میدانید منازهترین عالِم دین که جهان را تکان داد و اسلام را احیا کرد، یعنی خمینی بزرگ و پاک ما، ولایت فقیه را تنها نسخه نجاتبخش این امت قرار داد؛ لذا چه شما که به عنوان شیعه به آن اعتقاد دینی دارید و چه شما که به عنوان س ا نی اعتقاد عقلی دارید، بدانید ]باید[ به دور از هرگونه اختلاف، برای نجات اسلام خیمه ولایت را رها نکنید. خیمه، خیمهی رسولالله است. اساس دشمنی جهان با جمهوری اسلامی، آتش زدن و ویران کردن این خیمه است. دور آن بچرخید. والله والله والله این خیمه اگر آسیب دید، بیتاللهالحرام و مدینه حرم رسولالله و نجف، کربلا، کاظمین، سامرا و مشهد باقی نمیماند؛ قرآن آسیب میبیند. خطاب به برادران و خواهران ایرانی... برادران و خواهران عزیز ایرانی من، مردم پر افتخار و سربلند که جان من و امثال من، هزاران بار فدای شما باد، کما اینکه شما صدها هزار جان را فدای اسلام و ایران کردید؛ از اصول مراقبت کنید. اصول یعنی ول ا ی فقیه، خصوصاً این حکیم، مظلوم، وارسته در دین، فقه، عرفان، معرفت؛ خامنهای عزیز را عزیزِ جان خود بدانید. حرمت او را حرمتِ مقدسات بدانید. برادران و خواهران، پدران و مادران، عزیزان من! جمهوری اسلامی، امروز سربلندترین دوره خود را طی میکند. بدانید مهم نیست که دشمن چه نگاهی به شما دارد. دشمن به پیامبر شما چه نگاهی داشت و ]دشمنان[ چگونه با پیامبر خدا و اولادش عمل کردند، چه اتهاماتی به او زدند، چگونه با فرزندان مطهر او عمل کردند؟ مذمت دشمنان و شماتت آنها و فشار آنها، شما را دچار تفرقه نکند. 6 بدانید که میدانید مهمترین هنر خمینی عزیز این بود که ااول اسلام را به پشتوانه ایران آورد و سپس ایران را در خدمت اسلام قرار داد. اگر اسلام نبود و اگر روح اسلامی بر این ملت حاکم نبود، صدام چون گرگ درندهای این کشور را میدرید؛ آمریکا چون سگ هاری همین عمل را میکرد، اما هنر امام این بود که اسلام را به پشتوانه آورد؛ عاشورا و محارم، صفر و فاطمیه را به پشتوانه این ملت آورد. انقلاب هایی در انقلاب ایجاد کرد. به این دلیل در هر دوره هزاران فداکار جان خود را سپر شما و ملت ایران و خاک ایران و اسلام نمودهاند و بزرگترین قدرتهای مادی را ذلیل خود نمودهاند. عزیزانم، در اصول اختلاف نکنید. شهدا، محور عازت و کرامت همه ما هستند؛ نه برای امروز، بلکه همیشه اینها به دریای واسعه خداوند سبحان اتصال یافتهاند. آنها را در چشم، دل و زبان خود بزرگ ببینید، همانگونه که هستند. فرزندان تان را با نام آنها و تصاویر آنها آشنا کنید. به فرزندان شهدا که یتیمان همه شما هستند، به چشم ادب و احترام بنگرید. به همسران و پدران و مادران آنان احترام کنید، همانگونه که از فرزندان خود با اغماض میگذرید، آنها را در نبود پدران، مادران،همسران و فرزندان خود توجه خاص کنید. نیروهای مس ا لح خود را که امروز ول ا ی فقیه فرمانده آنان است، برای دفاع از خودتان، مذهبتان، اسلام و کشور احترام کنید و نیروهای مسلح میبایست همانند دفاع از خانهی خود، از ملت و نوامیس و ارضِ آن حفاظت و حمایت و ادب و احترام کنند و نسبت به ملت همانگونه که امیرالمؤمنین مولای متقیان فرمود، نیروهای مسلح میبایست منشأ عزت ملت باشد و قلعه و پناهگاه مستضعفین و مردم باشد و زینت کشورش باشد.

خطاب به مردم عزیز کرمان... نکتهای هم خطاب به مردم عزیز کرمان دارم؛ مردمی که دوستداشتنیاند و در طول 8 سال دفاع مقدس بالاترین فداکاریها را انجام دادند و سرداران و مجاهدین بسیار والامقامی را تقدیم اسلام نمودند. من همیشه شرمنده آنها هستم. هشت سال به خاطر اسلام به من اعتماد کردند؛ فرزندان خود را در قتلگاهها و جنگهای شدیدی چون کربلای 5 ، والفجر 8 ، طریقالقدس، فتحالمبین، بیت المقدس و... روانه کردند و لشکری بزرگ و ارزشمند را به نام و به عشق امام مظلوم حسینبنعلی به نام ثارالله، بنیانگذاری کردند. این لشکر همچون شمشیری برنده، بارها قلب ملتمان و مسلمانها را شاد نمود و غم را از چهره آنها زدود. عزیزان! من بنا به تقدیر الهی امروز از میان شما رفتهام. من شما را از پدر و مادرم و فرزندان و خواهران و برادران خود بیشتر دوست دارم، چون با شما بیشتر از آنها بودم؛ ضمن اینکه من پاره تن آنها بودم و آنها پاره وجود من، اما آنها هم قبول کردند من وجودم را نذر وجود شما و ملت ایران کنم. دوست دارم کرمان همیشه و تا آخر با ولایت بماند. این ولایت، ولایت علیبنابیطالب است و خیمه او خیمه حسین فاطمه است. دور آن بگردید. با همه شما هستم. میدانید در زندگی به انسانیت و عاطفهها و فطرتها بیشتر از رنگهای سیاسی توجه کردم. خطاب من به همه شما است که مرا از خود میدانید، برادر خود و فرزند خود میدانید. وصیت میکنم اسلام را در این برهه که تداعییافته در انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی است، تنها نگذارید. دفاع از اسلام نیازمند هوشمندی و توجه خاص است. در مسائل سیاسی آنجا که بحث اسلام، جمهوری اسلامی، مق ا دسات و ولایت فقیه مطرح میشود، اینها رنگ خدا هستند؛ رنگ خدا را بر هر رنگی ترجیح دهید.

خطاب به خانواده شهدا... فرزندانم، دختران و پسرانم، فرزندان شهدا، پدران و مادران باقیمانده از شهدا، ای چراغهای فروزان کشور ما، خواهران و برادران و همسران وفادار و متدینه شهدا ! در این عالم، صوتی که روزانه من می شنیدم و مأنوس با آن بودم و همچون صوت قرآن به من آرامش میداد و بزرگترین پشتوانه معنوی خود میدانستم، صدای فرزندان شهدا بود که بعضاً روزانه با آن مأنوس بودم؛ صدای پدر و مادر شهدا بود که وجود مادر و پدرم را در وجودشان احساس میکردم. عزیزانم! تا پیشکسوتان این ملتید، قدر خودتان را بدانید. شهیدتان را در خودتان جلوهگر کنید، به طوری که هر کس شما را میبیند، پدر شهید یا فرزند شهید را، بعینه خودِ شهید را احساس کند، با همان معنویت، صلابت و خصوصیت. خواهش میکنم مرا حلال کنید و عفو نمایید. من نتوانستم حق لازم را پیرامون خیلی از شماها و حتی فرزندان شهیدتان اداء کنم، هم استغفار میکنم و هم طلب عفو دارم. دوست دارم جنازهام را فرزندان شهدا بر دوش گیرند، شاید به برکت اصابت دستان پاک آنها بر جسدم، خداوند مرا مورد عنایت قرار دهد. خطاب به سیاسیون کشور... نکتهای کوتاه خطاب به سیاسیون کشور دارم: چه آنهایی ]که[ اصلاحطلب خود را مینامند و چه آنهایی که اصولگرا. آنچه پیوسته در رنج بودم اینکه عموماً ما در دو مقطع، خدا و قرآن و ارزشها را فراموش می کنیم، بلکه فدا میکنیم. عزیزان، هر رقابتی با هم میکنید و هر جدلی با هم دارید، اما اگر عمل شما و کلام شما یا مناظرههایتان بهنحوی تضعیفکننده دین و انقلاب بود، بدانید شما مغضوب نبی مکرم اسلام و

شهدای این راه هستید؛ مرزها را تفکیک کنید. اگر میخواهید با هم باشید، شرط با هم بودن، توافق و بیان صریح حول اصول است. اصول، مطاول و مف ا صل نیست. اصول عبارت از چند اصل مهم است: 1 - اول آنها، اعتقاد عملی به ولایت فقیه است؛ یعنی این که نصیحت او را بشنوید، با جان و دل به توصیه و تذکرات او به عنوان طبیب حقیقی شرعی و علمی، عمل کنید. کسی که در جمهوری اسلامی میخواهد مسئولیتی را احراز کند، شرط اساسی آن ]این است که[ اعتقاد حقیقی و عمل به ولایت فقیه داشته باشد. من نه میگویم ولایت تنوری و نه میگویم ولایت قانونی؛ هیچ یک از این دو، مشکل وحدت را حل نمیکند؛ ولایت قانونی، خا ا ص عامه مردم اعم از مسلم و غیر مسلمان است، اما ولایت عملی مخصوص مسئولین است که میخواهند بار مهم کشور را بر دوش بگیرند، آن هم کشور اسلامی با این همه شهید. 2 - اعتقاد حقیقی به جمهوری اسلامی و آنچه مبنای آن بوده است؛ از اخلاق و ارزشها تا مسئولیت ها؛ چه مسئولیت در قبال ملت و چه در قبال اسلام. 3 - بهکارگیری افراد پاکدست و معتقد و خدمتگزار به م ا لت، نه افرادی که حتی اگر به میز یک دهستان هم برسند خاطرهی خانهای سابق را تداعی میکنند. 4 - مقابله با فساد و دوری از فساد و تج ا ملات را شیوه خود قرار دهند. 5 - در دوره حکومت و حاکمیت خود در هر مسئولیتی، احترام به مردم و خدمت به آنان را عبادت بداند و خود خدمتگزار واقعی، توسعه گر ارزشها باشد، نه با توجیهات واهی، ارزشها را بایکوت کند. مسئولین همانند پدران جامعه میبایست به مسئولیت خود پیرامون تربیت و حراست از جامعه توجه کنند، نه با بیمبالاتی و به خاطر احساسات و جلب برخی از آراء احساسی زودگذر، از اخلاقیاتی حمایت کنند که طلاق و فساد را در جامعه توسعه دهد و خانوادهها را از هم بپاشاند. حکومتها عامل اصلی در استحکام خانواده و از طرف دیگر عامل مهم از هم پاشیدن خانواده هستند. اگر به

اصول عمل شد، آن وقت همه در مسیر رهبر و انقلاب و جمهوری اسلامی هستند و یک رقابت صحیح بر پایه همین اصول برای انتخاب اصلح صورت میگیرد. خطاب به برادران سپاهی و ارتشی... کلامی کوتاه خطاب به برادران سپاهی عزیز و فداکار و ارتشیهای سپاهی دارم: ملا ک مسئولیتها را برای انتخاب فرماندهان، شجاعت و قدرتِ اداره بحران قرار دهید. طبیعی است به ولایت اشاره نمی کنم، چون ولایت در نیروهای مسلح جزء نیست، بلکه اساس بقای نیروهای مسلح است. این شرط خللناپذیر میباشد. نکته دیگر، شناخت بهموقع از دشمن و اهداف و سیاستهای او و اخذ تصمیم بهموقع و عمل بهموقع؛ هریک از اینها اگر در غیر وقت خود صورت گیرد، بر پیروزی شما اثر ج ا دی دارد. خطاب به علما و مراجع معظم سخنی کوتاه از یک سرباز 40 ساله در میدان به علمای عظیمالشأن و مراجع گرانقدر که موجب روشنایی جامعه و سبب زدودن تاریکیها هستند، خصوصاً مراجع عظام تقلید. سربازتان از یک برج دیدهبانی، دید که اگر این نظام آسیب ببیند، دین و آنچه از ارزشهای آن ]که[ شما در حوزهها استخوان خُرد کردهاید و زحمت کشیدهاید، از بین میرود. این دورهها با همه دورهها متفاوت است. این بار اگر مس ا لط شدند، از اسلام چیزی باقی نمیماند. راه صحیح، حمایت بدون هر گونه ملاحظه از انقلاب، جمهوری اسلامی و ول ا ی فقیه است. نباید در حوادث، دیگران شما را که امید اسلام هستید به ملاحظه بیندازند. همهی شما امام را دوست داشتید و معتقد به راه او بودید. راه امام مبارزه با آمریکا و حمایت از جمهوری اسلامی و مسلمانان تحت ستم استکبار، تحت پرچم ول ا ی فقیه است. من با عقل ناقص خود میدیدم برخی خ ا ناسان سعی داشتند و دارند که مراجع و علماء مؤثر در جامعه

را با سخنان خود و حالت حق به جانبی به سکوت و ملاحظه بکشانند. حق واضح است؛ جمهوری اسلامی و ارزشها و ولایت فقیه میراث امام خمینی ؟ره؟ هستند و میبایست مورد حمایت جدی قرار گیرند. من حضرت آیتاللهالعظمی خامنهای را خیلی مظلوم و تنها میبینم. او نیازمند همراهی و کمک شماست و شما حضراتمع ا ظم با بیانتان و دیدارهایتان و حمایتهایتان با ایشان میبایست جامعه را جهت دهید. اگر این انقلاب آسیب دید، حتی زمان شاه ملعون هم نخواهد بود، بلکه سعی استکبار بر الحادگری محض و انحراف عمیق غیر قابل برگشت خواهد بود. دست مبارکتان را میبوسم و عذرخواهی میکنم از این بیان، اما دوست داشتم در شرفیابیهای حضوری به محضرتان عرض کنم که توفیق حاصل نشد. سربازتان و دست بوستان از همه طلب عفو دارم از همسایگانم و دوستانم و همکارانم طلب بخشش و عفو دارم. از رزمندگان لشکر ثارالله و نیروی باعظمت قدس که خار چشم دشمن و س ا د راه او است، طلب بخشش و عفو دارم؛ خصوصاً از کسانی که برادرانه به من کمک کردند. نمیتوانم از حسین پورجعفری نام نبرم که خیرخواهانه و برادرانه مرا مثل فرزندی کمک میکرد و مثل برادرانم دوستش داشتم. از خانواده ایشان و همه برادران رزمنده و مجاهدم که به زحمت انداختمشان عذرخواهی میکنم. البته همه برادران نیروی قدس به من محبت برادرانه داشته و کمک کردند و دوست عزیزم سردار قاآنی که با صبر و متانت مرا تحمل کردند.

نگارخانه تصاویر

</gallery>

پانویس

  1. خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران
  2. خبر آنلاین
  3. کتاب «کریمانه» انتشارات صهبا نشر
  4. کانال خبری 2030
  5. کانال زندگی به سبک شهدا
  6. کانال قم آنلاین
  7. کانال روایتگری راویان عرصه جهاد وشهادت
  8. کانال روایتگری سیره شهدا
  9. سایت خبر آنلاین
  10. کانال خبر 2030
  11. کانال ارتش سایبری

رده‌ها