کد شهید {{جعبه اطلاعات افراد نظامی |نام فرد = محسن سبزواری رزق اباد|تصویر = jpg12 KBInsert link |توضیح تصویر = |ملیت = [[پرونده: 6212716 تاریخ پرچم ایران.png|22px]] ایرانی|شهرت = |دین و مذهب = [[مسلمان]]، [[شیعه]]|تولد : = [[کاشمر]]|شهادت = [[۱۳۶۲/۵/۲۴]]|وفات = |مرگ = |محل دفن = [[باغزار]]|مفقود = |جانباز = |اسارت = |نیرو = |یگانهای خدمت = |طول خدمت = |درجه = |سمتها = رزمنده |جنگها = [[جنگ ایران و عراق]]|نشانهای لیاقت = |عملیات = |فعالیتها = |تحصیلات = |تخصصها = |شغل = |خانواده = }}
نام : محسن محل تولد : کاشمر
نام خانوادگی : سبزواریرزقاباد تاریخ شهادت : 1362/05/24
نام پدر : علیاکبر مکان شهادت : تحصیلات : نامشخص منطقه شهادت : شغل : دانش آموز یگان خدمتی : گروه مربوط : گروهی برای این شهید ثبت نشده است . نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : رزمنده گلزار : باغزار ==زندگینامه:==
شهيد محسن سبزواري در سال 44 در ميان خانواده اي مؤمن متولد شد دوران کودکي را در دامن پدر و مادر گذراند در سن 7 سالگي به دبستان رفت پس از دوره دبستان 2 سال ترک تحصيل کرد و به شغل مکانيکي پرداخت و چندي بعد در مدرسه شبانه ثبت نام کرد و دوره راهنمايي را ادامه داد تا اينکه نداي انقلاب در روح و جان او تأثير گذاشت و او براي تظاهرات به خيابانها مي رفت و در بسيج فعاليت مي کرد و با شروع جنگ تحميلي با اصرار زياد در دوره آموزشي ثبت نام نمود و به جبهه رفت ( پس از گذراندن دوره آموزشي و امدادگري ) و به عنوان يک امدادگر روانه جبهه شد و در منطقه مهران در حين انجام مأموريت در تاريخ 24/5/62 شهيد شد .
==خاطرات:==
شهید هنگام ثبت نام برای آموزش چون از نظر سنی کم سن بود مسئولین از فرستادن او جلوگیری می کردند و ایشان با بپاکردن کفشهای برادر بزرگترش چندین بار برای ثبت نام مراجعت نمود تا اینکه قبول کردند .
==وصیت نامه: تقاضا دارم که بعد از شهادتم بخاطر من گريه نکنيد اگر خواستيد گريه کنيد بياد امام حسين ( عليه السلام ) گريه کنيد و آنگاه که قلبتان شکست در همان حال امام امت اين پير پرخروش را از صميم قلب دعا کنيد . هدفم از آمدن براي جبهه فقط رضاي الله و پيروزي اسلام بر کفر جهاني و براندازي طاغوت و طاغوتيان ــ شايد با اهداء خون ناقابلم ريشه هاي درخت اسلام را آبياري کنم . اگر من شهيد شدم هم درب خانه و هم درب دکان را چراغاني کنيد و شيريني پخش کنيد چون که من مي خواهم به پيشواز خداي خود بروم و چه بهتر از اين .==
منبع تقاضا دارم که بعد از شهادتم بخاطر من گريه نکنيد اگر خواستيد گريه کنيد بياد امام حسين ( عليه السلام ) گريه کنيد و آنگاه که قلبتان شکست در همان حال امام امت اين پير پرخروش را از صميم قلب دعا کنيد . هدفم از آمدن براي جبهه فقط رضاي الله و پيروزي اسلام بر کفر جهاني و براندازي طاغوت و طاغوتيان ــ شايد با اهداء خون ناقابلم ريشه هاي درخت اسلام را آبياري کنم . اگر من شهيد شدم هم درب خانه و هم درب دکان را چراغاني کنيد و شيريني پخش کنيد چون که من مي خواهم به پيشواز خداي خود بروم و چه بهتر از اين .<ref>[http: //yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=11296 سایت یاران رضا ]</ref>
http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=11296=پانویس==<references/>