شهید سید علی اصغر حسینی فرزند زین الدین: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو
(صفحه‌ای جدید حاوی « شهید سید علی اصغر حسینی نام:سید علی اصغر نام خانوادگی: حسینی نام پدر: زین ال...» ایجاد کرد)
 
 
(یک نسخهٔ متوسط توسط کاربر دیگری نشان داده نشده)
سطر ۱۴: سطر ۱۴:
 
مسئولیت:رزمنده
 
مسئولیت:رزمنده
  
خاطرات :
+
==خاطرات==
  
-    یکی از همرزمان همسرم علی اصغر تعریف می کرد : یک سری ایشان در بیابان گم می شود و حدود 24 ساعت ناپدید بوده است . دوستانش فکر می کنند که او اسیر شده است . پس از یک شبانه روز ایشان به مقر باز می گردد . همه با تعجب می پرسند که کجا بودی . درجواب گفت : در بیابان مرد عربی را دیدم که به من گفت : به این طرف بیایم تا به مقر خودمان برسم به طرف دیگری نروم که دشمن در آنجا کمین کرده است و با سر انگشت به این سمت اشاره کرد. من همین طور که اشاره انگشت وی را دنبال می کردم متوجه شدم که آن مرد عرب نیست . حدس می زنم که ایشان امام زمان بود که راه را به من نشان داد .
+
*یکی از همرزمان همسرم علی اصغر تعریف می کرد : یک سری ایشان در بیابان گم می شود و حدود 24 ساعت ناپدید بوده است . دوستانش فکر می کنند که او اسیر شده است . پس از یک شبانه روز ایشان به مقر باز می گردد . همه با تعجب می پرسند که کجا بودی . درجواب گفت : در بیابان مرد عربی را دیدم که به من گفت : به این طرف بیایم تا به مقر خودمان برسم به طرف دیگری نروم که دشمن در آنجا کمین کرده است و با سر انگشت به این سمت اشاره کرد. من همین طور که اشاره انگشت وی را دنبال می کردم متوجه شدم که آن مرد عرب نیست . حدس می زنم که ایشان امام زمان بود که راه را به من نشان داد .
  
  
  
به خاطر دارم روزی که علی اصغر می خواست به جبهه اعزام بشود به ایشان گفتم : اگر شما از جبهه بر نگشتید ، من بعد از شما چه کار کنم . کجا و کی همدیگر را ملاقات کنیم . سید علی در جواب من گفت : از شما می خواهم که به خدا توکل کنید و از او یاری بجویید . اگر من سعادت و لیاقت شهادت را داشتم ، وعده من وشما سر حوض کوثر در قیامت. در آنجا شما را شفاعت می کنم .
+
*به خاطر دارم روزی که علی اصغر می خواست به جبهه اعزام بشود به ایشان گفتم : اگر شما از جبهه بر نگشتید ، من بعد از شما چه کار کنم . کجا و کی همدیگر را ملاقات کنیم . سید علی در جواب من گفت : از شما می خواهم که به خدا توکل کنید و از او یاری بجویید . اگر من سعادت و لیاقت شهادت را داشتم ، وعده من وشما سر حوض کوثر در قیامت. در آنجا شما را شفاعت می کنم .
  
  
-    سیدعلی اصغر علاقه بسیار زیادی به امام خمینی داشت . به خاطر دارم در آن زمان که امام به ایران نیامده بود ، ایشان عکی های امام را بین مردم پخش می کرد . همیشه آرزو می کرد که امام را ببیند و از نزدیک ایشان را ملاقات کند . به ما توصیه می کرد : پیروی از امام ، پیروی از امام زمان (عج) است .
+
*سیدعلی اصغر علاقه بسیار زیادی به امام خمینی داشت . به خاطر دارم در آن زمان که امام به ایران نیامده بود ، ایشان عکی های امام را بین مردم پخش می کرد . همیشه آرزو می کرد که امام را ببیند و از نزدیک ایشان را ملاقات کند . به ما توصیه می کرد : پیروی از امام ، پیروی از امام زمان (عج) است .
  
  
  
-    در یکی از روزها که فرزندم سید علی اصغر همراه خودش اعلامیه هائی از حضرت امام به خانه آورد برادرش به او گفت : مگر نمی دانی اگر ساواک تو را با این اعلامیه ها ببیند می کشد . ولی اصغر گفت : مگر کشتن مردم در دست ساواک است . اختیار مرگ انسان در اختیار خداست . و تا او نخواهد الحمد الله هیچ نخواهد شد .
+
*در یکی از روزها که فرزندم سید علی اصغر همراه خودش اعلامیه هائی از حضرت امام به خانه آورد برادرش به او گفت : مگر نمی دانی اگر ساواک تو را با این اعلامیه ها ببیند می کشد . ولی اصغر گفت : مگر کشتن مردم در دست ساواک است . اختیار مرگ انسان در اختیار خداست . و تا او نخواهد الحمد الله هیچ نخواهد شد .<ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=7037 سایت یاران رضا]</ref>
  
سایت:یاران رضا
+
==پانویس==
 
+
<references/>
http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=7037
+

نسخهٔ کنونی تا ‏۳۱ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۲۳:۲۰

شهید سید علی اصغر حسینی

نام:سید علی اصغر

نام خانوادگی: حسینی

نام پدر: زین العابدین

محل تولد:نیشابور

تاریخ شهادت:02/05/1361

مسئولیت:رزمنده

خاطرات

  • یکی از همرزمان همسرم علی اصغر تعریف می کرد : یک سری ایشان در بیابان گم می شود و حدود 24 ساعت ناپدید بوده است . دوستانش فکر می کنند که او اسیر شده است . پس از یک شبانه روز ایشان به مقر باز می گردد . همه با تعجب می پرسند که کجا بودی . درجواب گفت : در بیابان مرد عربی را دیدم که به من گفت : به این طرف بیایم تا به مقر خودمان برسم به طرف دیگری نروم که دشمن در آنجا کمین کرده است و با سر انگشت به این سمت اشاره کرد. من همین طور که اشاره انگشت وی را دنبال می کردم متوجه شدم که آن مرد عرب نیست . حدس می زنم که ایشان امام زمان بود که راه را به من نشان داد .


  • به خاطر دارم روزی که علی اصغر می خواست به جبهه اعزام بشود به ایشان گفتم : اگر شما از جبهه بر نگشتید ، من بعد از شما چه کار کنم . کجا و کی همدیگر را ملاقات کنیم . سید علی در جواب من گفت : از شما می خواهم که به خدا توکل کنید و از او یاری بجویید . اگر من سعادت و لیاقت شهادت را داشتم ، وعده من وشما سر حوض کوثر در قیامت. در آنجا شما را شفاعت می کنم .


  • سیدعلی اصغر علاقه بسیار زیادی به امام خمینی داشت . به خاطر دارم در آن زمان که امام به ایران نیامده بود ، ایشان عکی های امام را بین مردم پخش می کرد . همیشه آرزو می کرد که امام را ببیند و از نزدیک ایشان را ملاقات کند . به ما توصیه می کرد : پیروی از امام ، پیروی از امام زمان (عج) است .


  • در یکی از روزها که فرزندم سید علی اصغر همراه خودش اعلامیه هائی از حضرت امام به خانه آورد برادرش به او گفت : مگر نمی دانی اگر ساواک تو را با این اعلامیه ها ببیند می کشد . ولی اصغر گفت : مگر کشتن مردم در دست ساواک است . اختیار مرگ انسان در اختیار خداست . و تا او نخواهد الحمد الله هیچ نخواهد شد .[۱]

پانویس

  1. سایت یاران رضا