ویرایشها
آخرین اعزام آقا تقى به جبهه در ماه مبارک رمضان صورت گرفت، در یکى از آخرین تماس هایش با ناراحتى به ایشان گفتم: در مراسم احیاء امسال خیلى از بچههاى شهداء صحبت کردند، نکند حمزه ما هم جزء این بچهها بشود، بعد از گفتن این حرف منتظر جواب بودم اما آقا تقى که گویا اصلاً متوجه حرف من نشده بود بعد از چند لحظه سکوت فقط گفت: "ما که امسال با رادیو و قرآن احیاء گرفتیم و اینگونه در عالم خود با خداى خویش رازها گفتیم."
یکروز که آقا تقى مشغول رانندگى در سطح شهر بود با پسر بچهاى تصادف کرد که سریع او را به بیمارستان رساند و جریان را نیز با عویش در میان گذاشت اماوقتى ما از موضوع مطلع شدیم با خونسردى گفت: "اصلاً نگران نباشید هیچ اتفاقى نیفتاده است." با این حال متوجه بودم که خیلى نگران حال آن بچه است چرا که تمام فکر و ذهنش شده بود آن بچه و مدام هم از او خبر مىگرفت و براى اینکه کمکى کرده باشد تا او هر چه زودتر سلامتیش را بدست آورد کلیه مخارج دارو و درمانش را به خانوادهاش پرداخت کرد.<ref>[[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=10192|سایت یاران رضا]]</ref>
==پانویس== منبع سایت یاران رضاhttp:<references //yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=10192>
== ردهها ==