شهید داود ظهوریان رحمانی ثانی: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو
(صفحه‌ای جدید حاوی « کد شهید: 6216169 تاریخ تولد : نام : داود محل تولد : مشهد نام خانوادگی...» ایجاد کرد)
 
 
(یک نسخهٔ متوسط توسط کاربر دیگری نشان داده نشده)
سطر ۱: سطر ۱:
  
 +
{{جعبه اطلاعات افراد نظامی
 +
|نام فرد                = داود ظهوریان رحمانی ثانی
 +
|تصویر                  =
 +
|توضیح تصویر            =
 +
|ملیت                  = [[پرونده:پرچم ایران.png|22px]] ایرانی
 +
|شهرت                  =
 +
|دین و مذهب            = [[مسلمان]]، [[شیعه]]
 +
|تولد                  =  [[مشهد]]
 +
|شهادت                  = [[۱۳۶۲/۱/۲۳]]،[[شرهانی]]
 +
|وفات                  =
 +
|مرگ                    =
 +
|محل دفن                =
 +
|مفقود                  = 
 +
|جانباز                =
 +
|اسارت                  =
 +
|نیرو                  =
 +
|یگانهای خدمت          =
 +
|طول خدمت              =
 +
|درجه                  =
 +
|سمت‌ها                  =  رزمنده 
 +
|جنگ‌‌ها                  = [[جنگ ایران و عراق]]
 +
|نشان‌های لیاقت          =
 +
|عملیات‌              =
 +
|فعالیت‌ها              =
 +
|تحصیلات                = نامشخص
 +
|تخصص‌ها                =
 +
|شغل                    = دانش آموز
 +
|خانواده                = نام پدر[[علی اکبر]]
 +
}}
  
  
 +
گلزار :   
 +
وصیتنامه
 +
بسم رب الشهداء و الصديقين ادعوا ربکم تضرعاً و حفيه انه لا يحب المعتدين . خدا را به تضرع و زاري و به صداي آهسته (که به اخلاص نزديک است ) بخوانيد (و بر خلق ستم نکنيد ) که خدا ستمکاران را دوست نمي دارد . اکنون که قلم در دست گرفته و فکر مرگ به سرم رسوخ کرده اند بدنم به لرزه افتاده ، آخر نمي دانم چه مرگي در دفتر سرنوشتم تعيين شده است ، آيا جزء شهدا محسوب مي شوم که اميدوارم جز اين مرگ ديگري در انتظارم نباشد با سلام: پدر عزيز و مادر گرامي و برادران و خواهر مهربانم اميدوارم همگي از من راضي باشيد ، چون نمي دانم با چه زباني پاسخ محبتهاي شما را بدهم و فقط اين را مي گويم که اجر شما با خداي من باد . پدر جان ، خيلي خوشحالم که من از مال دنيا چيزي ندارم که بذل و بخششم گل کند ، ولي براي خالي نبودن يادم در خاطره ها تعدادي قرآن جيبي تهيه کرده و بعنوان يادگاري به تمامي دوستاني که مايلند تقديم کنيد . تقاضاي ديگري که از شما دارم اين است که مراسم ختم مرا خيلي ساده برگزار کنيد و به جاي آن عده اي از مستمندان را خشنود کنيد تا خداوند از شما خشنود گردد ، دوستان عزيزم اگر بدهي از من مانده که من آن را فراموش کرده ام به پدرم بگوييد تا آن را بپردازد . ضمناً طلبهاي خود را حلال مي کنم . تقاضاي من از تمامي دوستان و آشناياني که در مراسم ختم من گريه مي کند اين است که به جاي گريستن به حال من خوشبخت ، به حال خود بگريند که چه راه سخت و دشوار در پيش دارند و چه ارداده اي فولادين براي پيمودن راه خدا لازم است . مرگ حق است و به راستي که هيچ راهي به روشنايي راه خدا نيست ، که ديدن آن فقط با چشم دل ممکن است . اي گمراهان متعصب ، دور از تعصب خود راه خدا را تحقيق کنيد و به حزب ا… بپيونديد . در پايان از تمامي شماهاي که راه خدا را از راههاي منحرف تشخيص داده اي تقاضا مي کنم که راهنماي گمراهان باشيد چه خوش است هرآن مرغي که قفس نديده است . نيکوتر از آن مرغي است که از قفس پريده است . داود ظهوريان 18/7/60<ref>[http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=14011 سایت یاران رضا]</ref>
  
 +
==پانویس==
  
 
+
<references />
کد شهید:    6216169    تاریخ تولد :   
+
نام :    داود    محل تولد :    مشهد
+
نام خانوادگی :    ظ‌هوریان ‌رحمانی ‌ثانی    تاریخ شهادت :    1362/01/23
+
نام پدر :    علی‌اکبر    مکان شهادت :    شرهانی
+
 
+
تحصیلات :    نامشخص    منطقه شهادت :   
+
شغل :    دانش آموز    یگان خدمتی :   
+
گروه مربوط :    گروهی برای این شهید ثبت نشده است.
+
نوع عضویت :    سایر شهدا    مسئولیت :    رزمنده‌
+
گلزار :   
+
وصیتنامه
+
بسم رب الشهداء و الصديقين ادعوا ربکم تضرعاً و حفيه انه لا يحب المعتدين . خدا را به تضرع و زاري و به صداي آهسته (که به اخلاص نزديک است ) بخوانيد (و بر خلق ستم نکنيد ) که خدا ستمکاران را دوست نمي دارد . اکنون که قلم در دست گرفته و فکر مرگ به سرم رسوخ کرده اند بدنم به لرزه افتاده ، آخر نمي دانم چه مرگي در دفتر سرنوشتم تعيين شده است ، آيا جزء شهدا محسوب مي شوم که اميدوارم جز اين مرگ ديگري در انتظارم نباشد با سلام: پدر عزيز و مادر گرامي و برادران و خواهر مهربانم اميدوارم همگي از من راضي باشيد ، چون نمي دانم با چه زباني پاسخ محبتهاي شما را بدهم و فقط اين را مي گويم که اجر شما با خداي من باد . پدر جان ، خيلي خوشحالم که من از مال دنيا چيزي ندارم که بذل و بخششم گل کند ، ولي براي خالي نبودن يادم در خاطره ها تعدادي قرآن جيبي تهيه کرده و بعنوان يادگاري به تمامي دوستاني که مايلند تقديم کنيد . تقاضاي ديگري که از شما دارم اين است که مراسم ختم مرا خيلي ساده برگزار کنيد و به جاي آن عده اي از مستمندان را خشنود کنيد تا خداوند از شما خشنود گردد ، دوستان عزيزم اگر بدهي از من مانده که من آن را فراموش کرده ام به پدرم بگوييد تا آن را بپردازد . ضمناً طلبهاي خود را حلال مي کنم . تقاضاي من از تمامي دوستان و آشناياني که در مراسم ختم من گريه مي کند اين است که به جاي گريستن به حال من خوشبخت ، به حال خود بگريند که چه راه سخت و دشوار در پيش دارند و چه ارداده اي فولادين براي پيمودن راه خدا لازم است . مرگ حق است و به راستي که هيچ راهي به روشنايي راه خدا نيست ، که ديدن آن فقط با چشم دل ممکن است . اي گمراهان متعصب ، دور از تعصب خود راه خدا را تحقيق کنيد و به حزب ا… بپيونديد . در پايان از تمامي شماهاي که راه خدا را از راههاي منحرف تشخيص داده اي تقاضا مي کنم که راهنماي گمراهان باشيد چه خوش است هرآن مرغي که قفس نديده است . نيکوتر از آن مرغي است که از قفس پريده است . داود ظهوريان 18/7/60
+
منبع سایت: http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=14011
+

نسخهٔ کنونی تا ‏۸ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۲۱:۱۶

داود ظهوریان رحمانی ثانی
ملیت پرچم ایران.png ایرانی
دین و مذهب مسلمان، شیعه
تولد مشهد
شهادت ۱۳۶۲/۱/۲۳،شرهانی
سمت‌ها رزمنده
جنگ‌‌ها جنگ ایران و عراق
تحصیلات نامشخص
شغل دانش آموز
خانواده نام پدرعلی اکبر


گلزار : وصیتنامه بسم رب الشهداء و الصديقين ادعوا ربکم تضرعاً و حفيه انه لا يحب المعتدين . خدا را به تضرع و زاري و به صداي آهسته (که به اخلاص نزديک است ) بخوانيد (و بر خلق ستم نکنيد ) که خدا ستمکاران را دوست نمي دارد . اکنون که قلم در دست گرفته و فکر مرگ به سرم رسوخ کرده اند بدنم به لرزه افتاده ، آخر نمي دانم چه مرگي در دفتر سرنوشتم تعيين شده است ، آيا جزء شهدا محسوب مي شوم که اميدوارم جز اين مرگ ديگري در انتظارم نباشد با سلام: پدر عزيز و مادر گرامي و برادران و خواهر مهربانم اميدوارم همگي از من راضي باشيد ، چون نمي دانم با چه زباني پاسخ محبتهاي شما را بدهم و فقط اين را مي گويم که اجر شما با خداي من باد . پدر جان ، خيلي خوشحالم که من از مال دنيا چيزي ندارم که بذل و بخششم گل کند ، ولي براي خالي نبودن يادم در خاطره ها تعدادي قرآن جيبي تهيه کرده و بعنوان يادگاري به تمامي دوستاني که مايلند تقديم کنيد . تقاضاي ديگري که از شما دارم اين است که مراسم ختم مرا خيلي ساده برگزار کنيد و به جاي آن عده اي از مستمندان را خشنود کنيد تا خداوند از شما خشنود گردد ، دوستان عزيزم اگر بدهي از من مانده که من آن را فراموش کرده ام به پدرم بگوييد تا آن را بپردازد . ضمناً طلبهاي خود را حلال مي کنم . تقاضاي من از تمامي دوستان و آشناياني که در مراسم ختم من گريه مي کند اين است که به جاي گريستن به حال من خوشبخت ، به حال خود بگريند که چه راه سخت و دشوار در پيش دارند و چه ارداده اي فولادين براي پيمودن راه خدا لازم است . مرگ حق است و به راستي که هيچ راهي به روشنايي راه خدا نيست ، که ديدن آن فقط با چشم دل ممکن است . اي گمراهان متعصب ، دور از تعصب خود راه خدا را تحقيق کنيد و به حزب ا… بپيونديد . در پايان از تمامي شماهاي که راه خدا را از راههاي منحرف تشخيص داده اي تقاضا مي کنم که راهنماي گمراهان باشيد چه خوش است هرآن مرغي که قفس نديده است . نيکوتر از آن مرغي است که از قفس پريده است . داود ظهوريان 18/7/60[۱]

پانویس

  1. سایت یاران رضا