ویرایش‌ها

شهید قاسم علی نژاد کوشه

۷۱ بایت اضافه‌شده، ‏۵ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۱۸:۴۷
متن کامل خاطره
یادم هست قرار بود سالگرد برادر شهیدم قاسم علی‌نژاد را بگیریم. مادرم به من گفت: فردا زودتر بیا می‌خواهم برای مراسم برادرت نان پخت کنم. همان روز به خانه رفتم و خیلی ناراحت بودم و با خود می‌گفتم: ما باید برای عروسی او نان پخت می‌کردیم ولی حالا برای سالگردش این کار را می‌کنیم. شب وقتی خوابیدم در خواب دیدم مادرم به خانه‌ی ما آمد و به من گفت: زهرا میدانی برادرت قاسم به مرخصی آمده است. به مادرم گفتم پس چرا زودتر به من خبر ندادید. من خیلی دلم برایش تنگ شده است. با مادرم در حال صحبت بودم که قاسم با یک موتورسیکلت وارد حیاط شد. از موتور پیاده شده و به نزد من آمد و بعد از احوالپرسی به من گفت: خواهر جان ناراحت نباش مادر برایم سفره‌ عقد پهن کرده است. در همان لحظه از خواب بیدار شدم.<ref>[http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=15055سایت یاران رضا]</ref>==پانویس==<references />
== رده‌ها ==
مدیر
۶٬۷۳۸
ویرایش