شهید شعبان علی خاکی داوودی: تفاوت بین نسخهها
از دانشنامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
| سطر ۴: | سطر ۴: | ||
يک روز قرآنی که تازه گرفته بود، بوسيد و دو دستی داد به من. گفت: "خانم! اين قرآن رو بگير و بخون با معني!" | يک روز قرآنی که تازه گرفته بود، بوسيد و دو دستی داد به من. گفت: "خانم! اين قرآن رو بگير و بخون با معني!" | ||
گفتم: "من که همش می خونم." | گفتم: "من که همش می خونم." | ||
| − | گفت: "اين بار فرق ميکنه! بايد به بچّه ها هم ياد بدی. | + | گفت: "اين بار فرق ميکنه! بايد به بچّه ها هم ياد بدی.<ref>کتاب به رنگ صبح صفحه ۴۵</ref> |
| − | کتاب به رنگ صبح صفحه ۴۵ | + | ==پانویس== |
| + | <references /> | ||
نسخهٔ ۱۷ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۲۱:۱۶
خاطرات
- تعليم قرآن
بچه ها خيلی کوچک بودند، اما شعبان علی از همان موقع به فکر تعليم و تربيت آن ها بود. يک روز قرآنی که تازه گرفته بود، بوسيد و دو دستی داد به من. گفت: "خانم! اين قرآن رو بگير و بخون با معني!" گفتم: "من که همش می خونم." گفت: "اين بار فرق ميکنه! بايد به بچّه ها هم ياد بدی.[۱]
پانویس
- ↑ کتاب به رنگ صبح صفحه ۴۵