کد شهید : 6004958
نام : براتمحمد برات محمد
نام خانوادگی : داستغاله
نام پدر : فرهاد
تاریخ تولد:
محل تولد: شبروان
تاریخ شهادت: 1360/12/08
مکان شهادتتحصیلات :نامشخص
تحصیلات : نامشخص منطقه شهادت گروه مربوط :گروهی برای این شهید ثبت نشده است .
شغل نوع عضویت : یگان خدمتی : گروه مربوط : گروهی برای این شهید ثبت نشده است .سایر شهدا
نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : رزمنده
گلزار : بهشتحمزهبهشت حمزه
==خاطرات==
بعد از به شهادت رسیدن برات محمد خیلی غمگین شده بودم یک روز یکی از همسایه ها آمد پیشم و گفت مگر شما خدای نکرده مریض هستید ؟ یا ناراحتی دارید ؟ گفتم : نه چرا این سؤال را می کنی ؟ گفت : من دیشب خواب دیدم که برات آمد و به من گفت : برو از مادرم سر بزن و احوالش را بپرس چون او مریض است گفتم من دیروز پیش مادرت بودم و حالش خوب بود اما او دوباره به من گفت نه برو حتماً از مادرم خبر بگیر چون او مریض است .
یک روز در منطقه ما سیلی عظیم آمد که ما در باغ گیر کرده بودیم یکدفعه برادرم برات محمد به داخل سیل رفت و هر چه گفتم نرو گفت بچه ها را باید نجات بدهم و با شجاعتی که داشت توانست بچه ها را نجارت نجات بدهد اما ناگهان سیل شدت گرفت و سریع به بالای درخت توتی پناه برد تا زمانی که سیل کم شد و پائین آمد.
یک شب خواب دیدم که به صورت ستونی برای عملیات حرکت کرده ایم و می رویم و برات محمد در ستون پشت سر من است و گاهی به شوخی از صف بیرون می آید یکدفعه دیدم که از صف بیرون آمد و فرار کرد و همچنان که صدایش می زدم به دنبالش رفتم اما او مخفی شد و پیدایش نکردم دوباره به داخل ستون برگشتم و خیلی دلواپس بودم و گاهی صدایش می کردم که برات بیا نیروها می روند همینطور که صدایش می زدم یکدفعه به زمین خوردم و از خواب بیدار شدم و در دلم احساس کردم که شهید می شود و اتفاقاً مدت زیادی نگذشت که شهید شد .<ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=8532 سایت یاران رضا]</ref>