ویرایش‌ها

شهید ولی الله چراغچی مسجدی-بخش4

۳۶ بایت اضافه‌شده، ‏۲۲ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۰۳:۴۵
- در عملیات والفجر مقدماتی شرایط سخت شده بود، پیچیدگی عملیات، آتش سنگین و گرفتاری هایی که توسط دشمن ایجاد شده بود تقریباً به ما فرصت تخلیة شهدا را نداده بود. ارتفاعاتی که دست بچه ها بود ، گرفته شده بود. برادر ولی الله چراغچی صبح بلند شدند و رفتند از خط بازدید کنند ، مشکلات خط را ببینند . بعد ایشان برایم نقل کردند که: داشتیم می رفتیم دیدیم تعدادی از شهدا در منطقه افتاده است . از وسیله پایین آمدیم و بر حسب وظیفه و تکلیف چند تا از این شهدا را عقب ماشین وانت گذاشتیم و آمدیم عقب. بعد که شهدا را نگاه کردم دیدم یکی از آنها مسعود گنج آبادی است .
- قبل از شروع عملیات بدر ولی اله چراغچی به اتفاق چند نفر دیگر رفته بودند در منطقه ی عملیاتی خیبر تا شناسایی انجام دهد . چون اسفند ماه بود ، هوا بسیار سرد بود . منطقه هور هم سرما را مضاعف کرده بود ، لباس بادگیر تنشان کرده بودند ، قرار بود از داخل آب مواضع عراقی ها را ببینند و شب را تا صبح و صبح را هم تا بعد از ظهر در منطقه بمانند . دوستانی که با ایشان بودند نقل می کردند که از شدت سزما دندانهای شهید چراغچی به هم می خورد و ایشان دستانشان را زیر چانه اش گرفته بودند تا اینکه صدای تق تق دندانهایش باعث متوجه شدن عراقیها نشود .<ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=%206222 سایت یاران رضا]</ref>
منبع سایت یاران رضا==پانویس== http:<references //yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID= 6222>
۷۵۱
ویرایش