گلزار : خواجهربیع
rId6
- موقعی که رفته بودیم معراج پیکر فرزندم علیاکبر را ببینم وقتی چشمم به جنازهاش افتاد خواستم او را ببوسم دیدم سرش را بستهاند گفتم: چرا کفنش کردهاید و آنها جواب دادند شیمیایی شده است و فرقش نیز مثل علیاکبر امام حسین (ع ) شکافته شده است .
- وقتی برادر علیاکبر هادی شهید شده بود به من گفت مادر در مرگ هادی بیتابی نکن صبر داشته باش وقتی هم رفتیم به سردخانهی بیمارستان و هادی را دیدم دیگر گریه نکردم و گفتم راضی هستم به رضای خدا علیاکبر خیلی خوشش آمده بود هی میگفت قربون صبر تو مادر بروم من چون میدانستم علیاکبر دوست دارد من در شهادتش صبور باشم و بیتابی نکنم در شهادت او هم صبر کردم و گریه نکردم تا دشمن خوشحال نشود و خداوند راضی باشد . منبع سایت یاران رضا <ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID= 6798سایت یاران رضا]</ref>==پانویس== <references />