ویرایشها
==خاطرات==
بسمه تعالی خاطره شهید خواهر شهید درباره تشیع جنازه شهید میگوید: قافلهی شاد بیارابه طبیعت بازگشته است. اما افسوس دیگر محمدرضا از سفر نمیآید. او که دوران زندگیش چون گلهای بهاری کوتاه بود، اکنون با سنگ صبور مزارش تنهاست. کی فراموش شود باغ گل سرخ و باد او که عطر تنهایی دارد. آری در پیشواز بهاران ، بهار زندگی ما به خون وخزان گرایید و تند باد حادثه چه زود اینگل خوشبو را، که بویش بوی خوش عشق و محبت و مردانگی بود را پرپر کرد و به زمین ریخت و با خاک همدم ساخت .خاکی که شرمسار از این است که تن بی همتای او را در خود نهفته دارد. شب که تاریک شود محفل ما عوض شمع بسوزد دل ما بی نور تو خاموش شده محفل ما رفتی تو نرفت خاطرت از دل ما یادت به خدا هست مدام در دل ما بی آنکه تو باز آیی در منزل ما<ref>[http://www.ajashohada.ir/home/martyrdetails/%2022046 سایت شهدای ارتش]</ref>