شهید احمدرضا قائمی: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو
 
(۳ نسخه‌های متوسط توسط ۳ کاربران نشان داده نشده)
سطر ۲۶: سطر ۲۶:
  
 
==خاطرات==
 
==خاطرات==
 +
*پس از اینکه مقداری از خاک [[شلمچه]] را از تصرف دشمن در آوردیم در داخل سنگر ما استراحت می کردیم و منتظر دستور بعدی بودیم، تا اینکه ساعت 10 صبح به خاکریز نعل اسبی رفتیم و پاتک عراقیها هم شروع شد من و احمد رضا در یک [[سنگر]] بودیم که ناگهان گلوله [[خمپاره]] به سنگر اصابت کرد و سنگر خراب شد . احمد رضا که در کنار من بود به آن طرف سنگر پرت شد و به درجه رفیع [[شهادت]] نائل گردید .راوی حسین خسروی
  
لحظه و نحوه شهادت
 
  
موضوع لحظه و نحوه شهادت
 
 
راوی حسین خسروی
 
 
متن کامل خاطره
 
 
 
پس از اینکه مقداری از خاک شلمچه را از تصرف دشمن در آوردیم در داخل سنگر ما استراحت می کردیم و منتظر دستور بعدی بودیم، تا اینکه ساعت 10 صبح به خاکریز نعل اسبی رفتیم و پاتک عراقیها هم شروع شد من و احمد رضا در یک سنگر بودیم که ناگهان گلوله خمپاره به سنگر اصابت کرد و سنگر خراب شد . احمد رضا که در کنار من بود به آن طرف سنگر پرت شد و به درجه رفیع شهادت نائل گردید .
 
 
شجاعت و شهامت
 
  
 
موضوع شجاعت و شهامت
 
موضوع شجاعت و شهامت
 +
*یک شب قرار بر این شده بود مقداری از منطقه شلمچه را که در تصرف دشمن بود تصرف کنیم . من [[تیربارچی]] بودم و احمدرضا کمک من بود . طبق نقشه گفته بودند که عراقیها چهار تیربار به صورت ضربدری در پشت یکی از سنگرهایشان گذاشته اند . احمدرضا با یک شجاعت خاصی [[تیربار]] را از من گرفت و با سرعت خود را به آن سنگر عراقی ها رساند من چشمهایم را بسته بودم تا نبینم چه بر سرش می آید تا اینکه شنیدم صدا می زند حسین جان عراقیها از سنگر فرار کردند بیا در اینجا مستقر شویم .راوی حسین خسروی<ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=16257| سایت یاران رضا]</ref>
  
راوی حسین خسروی
 
 
متن کامل خاطره
 
 
 
یک شب قرار بر این شده بود مقداری از منطقه شلمچه را که در تصرف دشمن بود تصرف کنیم . من تیربارچی بودم و احمدرضا کمک من بود . طبق نقشه گفته بودند که عراقیها چهار تیربار به صورت ضربدری در پشت یکی از سنگرهایشان گذاشته اند . احمدرضا با یک شجاعت خاصی تیربار را از من گرفت و با سرعت خود را به آن سنگر عراقی ها رساند من چشمهایم را بسته بودم تا نبینم چه بر سرش می آید تا اینکه شنیدم صدا می زند حسین جان عراقیها از سنگر فرار کردند بیا در اینجا مستقر شویم .<ref>[http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=16257| سایت یاران رضا]</ref>
 
 
==پانویس==
 
==پانویس==
 
<references />
 
<references />
 +
==نگارخانه تصاویر==
 +
<gallery>
 +
Image:احمدرضاقائمی‌.jpg
 +
</gallery>
 +
==رده==
 +
{{ترتیب‌پیش‌فرض: احمد_رضا_قائمی‌}}
 +
[[رده: شهدا]]
 +
[[رده: شهدای دفاع مقدس]]
 +
[[رده: شهدای ایران]]
 +
[[رده: شهدای استان خراسان رضوی]]
 +
[[رده: شهدای شهرستان تربت حیدریه]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۲ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۶:۱۵

کد شهید : 6528522

نام : احمدرضا

نام خانوادگی : قائمی‌

نام پدر : علیجان‌

تاریخ تولد :

محل تولد : تربت حیدریه

تاریخ شهادت : 1365/10/21

مکان شهادت :

تحصیلات : نامشخص منطقه شهادت :

شغل : یگان خدمتی :

گروه مربوط : گروهی برای این شهید ثبت نشده است .

نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : رزمنده‌

گلزار :

خاطرات

  • پس از اینکه مقداری از خاک شلمچه را از تصرف دشمن در آوردیم در داخل سنگر ما استراحت می کردیم و منتظر دستور بعدی بودیم، تا اینکه ساعت 10 صبح به خاکریز نعل اسبی رفتیم و پاتک عراقیها هم شروع شد من و احمد رضا در یک سنگر بودیم که ناگهان گلوله خمپاره به سنگر اصابت کرد و سنگر خراب شد . احمد رضا که در کنار من بود به آن طرف سنگر پرت شد و به درجه رفیع شهادت نائل گردید .راوی حسین خسروی


موضوع شجاعت و شهامت

  • یک شب قرار بر این شده بود مقداری از منطقه شلمچه را که در تصرف دشمن بود تصرف کنیم . من تیربارچی بودم و احمدرضا کمک من بود . طبق نقشه گفته بودند که عراقیها چهار تیربار به صورت ضربدری در پشت یکی از سنگرهایشان گذاشته اند . احمدرضا با یک شجاعت خاصی تیربار را از من گرفت و با سرعت خود را به آن سنگر عراقی ها رساند من چشمهایم را بسته بودم تا نبینم چه بر سرش می آید تا اینکه شنیدم صدا می زند حسین جان عراقیها از سنگر فرار کردند بیا در اینجا مستقر شویم .راوی حسین خسروی[۱]

پانویس

  1. سایت یاران رضا

نگارخانه تصاویر

رده