شهید بازرگان گریوانی: تفاوت بین نسخه‌ها

(صفحه‌ای جدید حاوی « کد شهید: 6011325 تاریخ تولد : نام : بازرگان‌ محل تولد : بجنورد نام خانو...» ایجاد کرد)
 
 
(یک نسخهٔ متوسط توسط کاربر دیگری نشان داده نشده)
سطر ۲۸: سطر ۲۸:
 
متن کامل خاطره
 
متن کامل خاطره
  
بازرگان قبل ار اینکه به شهادت برسد خوابی را که دیده بود برای دوستان تعریف می کند او می گوید: من امام حسین (ع) را در خواب دیده ام .او به من گفت : بازرگان تو فردا شب مهمان من خواهی شد. ازما خواست تا بعد از شهادتش برای کسی بازگو نکنیم که چنین خوابی دیده است .
+
بازرگان قبل ار اینکه به [[شهادت]] برسد خوابی را که دیده بود برای دوستان تعریف می کند او می گوید: من [[امام حسین (ع)]] را در خواب دیده ام .او به من گفت : بازرگان تو فردا شب مهمان من خواهی شد. ازما خواست تا بعد از شهادتش برای کسی بازگو نکنیم که چنین خوابی دیده است .
 
     خواب و رویای دیگران درمورد شهید
 
     خواب و رویای دیگران درمورد شهید
 
موضوع    خواب و روياي ديگران درمورد شهيد
 
موضوع    خواب و روياي ديگران درمورد شهيد
سطر ۳۴: سطر ۳۴:
 
متن کامل خاطره
 
متن کامل خاطره
  
من بعد از شهادت برادرم خواب ایشان را زیاد می دیدم. یک شب خواب دیدم که کلاس قرآن و احکام تشکیل شده و من در کلاس قرآن می خوانم برادرم مرا به خواندن قزآن تشویق می کرد.
+
من بعد از شهادت برادرم خواب ایشان را زیاد می دیدم. یک شب خواب دیدم که کلاس [[قرآن]] و احکام تشکیل شده و من در کلاس قرآن می خوانم برادرم مرا به خواندن قزآن تشویق می کرد.
 
     ایجاد روحیه در رزمندگان
 
     ایجاد روحیه در رزمندگان
 
موضوع    ايجاد روحيه در رزمندگان
 
موضوع    ايجاد روحيه در رزمندگان
سطر ۴۰: سطر ۴۰:
 
متن کامل خاطره
 
متن کامل خاطره
  
یکی از دوستان شهید یازرگان برای ما نقل می کرد زمانیکه عملیات شروع شد ما هم حضور داشتیم. فرمانده گروهان ما به شهادت رسید و شهید بازرگان خیلی خوب به نیروها روحیه می داد. ایشان قوت قلبی برای نیروهای عملیاتی بود. بعد از چند دقیقه تیری به ناحیه شکم شهید اثابت میکند و درخالیکه زخمی بود به برادران می گفت: شما جلو بروید دریت است است که فرملنده ما شهید شده اما فرمانده ارشد ما حضرت امام (عج) جلو است. پیش بروید و از هیچ چیز نهراسید. توان و قدرت جنگی را از دشمن کافر بگیرید. نفس دشمن را در سینه جبس کنید یعد از چند لحظه یک تیر دیگر از ناحیه سینه به شهید بازرگان اصابت کرد. بعد از چند دقیقه تیر سوم از ناحیه سر به فک بالا اصابت کرد و شهید بازرگان نقش بر زمین شد و شربت شهادت را نوشید.
+
یکی از دوستان [[شهید]] یازرگان برای ما نقل می کرد زمانیکه عملیات شروع شد ما هم حضور داشتیم. فرمانده گروهان ما به شهادت رسید و شهید بازرگان خیلی خوب به نیروها روحیه می داد. ایشان قوت قلبی برای نیروهای عملیاتی بود. بعد از چند دقیقه تیری به ناحیه شکم شهید اثابت میکند و درخالیکه زخمی بود به برادران می گفت: شما جلو بروید دریت است است که فرملنده ما شهید شده اما فرمانده ارشد ما حضرت امام (عج) جلو است. پیش بروید و از هیچ چیز نهراسید. توان و قدرت جنگی را از دشمن کافر بگیرید. نفس دشمن را در سینه جبس کنید یعد از چند لحظه یک تیر دیگر از ناحیه سینه به شهید بازرگان اصابت کرد. بعد از چند دقیقه تیر سوم از ناحیه سر به فک بالا اصابت کرد و شهید بازرگان نقش بر زمین شد و شربت شهادت را نوشید.
 
     احساس مسؤلیت
 
     احساس مسؤلیت
 
موضوع    احساس مسؤليت
 
موضوع    احساس مسؤليت
سطر ۴۷: سطر ۴۷:
  
 
یکی از دوستان شهید یازرگان برای ما نقل می کرد زمانیکه عملیات شروع شد ما هم حضور داشتیم. فرمانده گروهان ما به شهادت رسید و شهید بازرگان خیلی خوب به نیروها روحیه می داد. ایشان قوت قلبی برای نیروهای عملیاتی بود. بعد از چند دقیقه تیری به ناحیه شکم شهید اثابت میکند و درخالیکه زخمی بود به برادران می گفت: شما جلو بروید دریت است است که فرملنده ما شهید شده اما فرمانده ارشد ما حضرت امام (عج) جلو است. پیش بروید و از هیچ چیز نهراسید. توان و قدرت جنگی را از دشمن کافر بگیرید. نفس دشمن را در سینه جبس کنید یعد از چند لحظه یک تیر دیگر از ناحیه سینه به شهید بازرگان اصابت کرد. بعد از چند دقیقه تیر سوم از ناحیه سر به فک بالا اصابت کرد و شهید بازرگان نقش بر زمین شد و شربت شهادت را نوشید.
 
یکی از دوستان شهید یازرگان برای ما نقل می کرد زمانیکه عملیات شروع شد ما هم حضور داشتیم. فرمانده گروهان ما به شهادت رسید و شهید بازرگان خیلی خوب به نیروها روحیه می داد. ایشان قوت قلبی برای نیروهای عملیاتی بود. بعد از چند دقیقه تیری به ناحیه شکم شهید اثابت میکند و درخالیکه زخمی بود به برادران می گفت: شما جلو بروید دریت است است که فرملنده ما شهید شده اما فرمانده ارشد ما حضرت امام (عج) جلو است. پیش بروید و از هیچ چیز نهراسید. توان و قدرت جنگی را از دشمن کافر بگیرید. نفس دشمن را در سینه جبس کنید یعد از چند لحظه یک تیر دیگر از ناحیه سینه به شهید بازرگان اصابت کرد. بعد از چند دقیقه تیر سوم از ناحیه سر به فک بالا اصابت کرد و شهید بازرگان نقش بر زمین شد و شربت شهادت را نوشید.
منبع سایت: http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=17886
+
<ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=17886 سایت یاران رضا]</ref>
 +
==پانویس==
 +
<references />
 +
==رده==

نسخهٔ کنونی تا ‏۳۰ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۳۷

کد شهید: 6011325 تاریخ تولد : نام : بازرگان‌ محل تولد : بجنورد نام خانوادگی : گریوانی‌ تاریخ شهادت : 1360/09/14 نام پدر : رضا مکان شهادت :

تحصیلات : نامشخص منطقه شهادت : شغل : یگان خدمتی : گروه مربوط : گروهی برای این شهید ثبت نشده است. نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : رزمنده‌ گلزار : خاطرات

   احساس مسؤلیت

موضوع احساس مسؤليت راوی متن کامل خاطره

457. بازرگان گریوانی اوایل انتخابات ریاست جمهوری بنی صدر بود ، بازرگان خودش را از مشهد به روستا رسانده بود تا به ما و اقوام بگوید که شما به بنی صدر رای ندهید او فرد لایقی نیست .

   تقید به مسائل شرعی

موضوع تقيد به مسائل شرعي راوی متن کامل خاطره

1- هنگامی که اوایل انقلاب بود او به مدرسه می رفت .یک روز معلمش گفته بود : بازرگان صدای خوبی داری اذان بگو . او در جواب معلمش گفته بود : " تا شما روسری سرتان نکنید من اذان نمی گویم من پیش آدمهای سر لخت اذان نمی گویم

   مقام و منزلت شهید

موضوع مقام و منزلت شهيد راوی متن کامل خاطره

بازرگان قبل ار اینکه به شهادت برسد خوابی را که دیده بود برای دوستان تعریف می کند او می گوید: من امام حسین (ع) را در خواب دیده ام .او به من گفت : بازرگان تو فردا شب مهمان من خواهی شد. ازما خواست تا بعد از شهادتش برای کسی بازگو نکنیم که چنین خوابی دیده است .

   خواب و رویای دیگران درمورد شهید

موضوع خواب و روياي ديگران درمورد شهيد راوی متن کامل خاطره

من بعد از شهادت برادرم خواب ایشان را زیاد می دیدم. یک شب خواب دیدم که کلاس قرآن و احکام تشکیل شده و من در کلاس قرآن می خوانم برادرم مرا به خواندن قزآن تشویق می کرد.

   ایجاد روحیه در رزمندگان

موضوع ايجاد روحيه در رزمندگان راوی متن کامل خاطره

یکی از دوستان شهید یازرگان برای ما نقل می کرد زمانیکه عملیات شروع شد ما هم حضور داشتیم. فرمانده گروهان ما به شهادت رسید و شهید بازرگان خیلی خوب به نیروها روحیه می داد. ایشان قوت قلبی برای نیروهای عملیاتی بود. بعد از چند دقیقه تیری به ناحیه شکم شهید اثابت میکند و درخالیکه زخمی بود به برادران می گفت: شما جلو بروید دریت است است که فرملنده ما شهید شده اما فرمانده ارشد ما حضرت امام (عج) جلو است. پیش بروید و از هیچ چیز نهراسید. توان و قدرت جنگی را از دشمن کافر بگیرید. نفس دشمن را در سینه جبس کنید یعد از چند لحظه یک تیر دیگر از ناحیه سینه به شهید بازرگان اصابت کرد. بعد از چند دقیقه تیر سوم از ناحیه سر به فک بالا اصابت کرد و شهید بازرگان نقش بر زمین شد و شربت شهادت را نوشید.

   احساس مسؤلیت

موضوع احساس مسؤليت راوی متن کامل خاطره

یکی از دوستان شهید یازرگان برای ما نقل می کرد زمانیکه عملیات شروع شد ما هم حضور داشتیم. فرمانده گروهان ما به شهادت رسید و شهید بازرگان خیلی خوب به نیروها روحیه می داد. ایشان قوت قلبی برای نیروهای عملیاتی بود. بعد از چند دقیقه تیری به ناحیه شکم شهید اثابت میکند و درخالیکه زخمی بود به برادران می گفت: شما جلو بروید دریت است است که فرملنده ما شهید شده اما فرمانده ارشد ما حضرت امام (عج) جلو است. پیش بروید و از هیچ چیز نهراسید. توان و قدرت جنگی را از دشمن کافر بگیرید. نفس دشمن را در سینه جبس کنید یعد از چند لحظه یک تیر دیگر از ناحیه سینه به شهید بازرگان اصابت کرد. بعد از چند دقیقه تیر سوم از ناحیه سر به فک بالا اصابت کرد و شهید بازرگان نقش بر زمین شد و شربت شهادت را نوشید. [۱]

پانویس

  1. سایت یاران رضا

رده

آخرین تغییر ‏۳۰ آذر ۱۳۹۹، در ‏۱۳:۳۷