شهید علی محمد نیا: تفاوت بین نسخه‌ها

(صفحه‌ای جدید حاوی «کد شهید: 6413793 تاریخ تولد : نام : علی‌ محل تولد : بجنورد نام خانوادگی : محمدنیا ت...» ایجاد کرد)
 
 
سطر ۱: سطر ۱:
 +
{{جعبه اطلاعات افراد نظامی
 +
|نام فرد                = علی‌محمدنیا
 +
|تصویر                  =
 +
|توضیح تصویر            =
 +
|ملیت                  = [[پرونده:پرچم ایران.png|22px]] ایرانی
 +
|شهرت                  =
 +
|دین و مذهب            = [[مسلمان]]، [[شیعه]]
 +
|تولد                  =[[بجنورد]]
 +
|شهادت                  = [[1364/11/21]]
 +
|وفات                  =
 +
|مرگ                    =
 +
|محل دفن                =[[انصارالحسین‌(ع‌)]]
 +
|مفقود                  =
 +
|جانباز                =
 +
|اسارت                  =
 +
|نیرو                  =
 +
|یگانهای خدمت          =
 +
|طول خدمت              =
 +
|درجه                  =
 +
|سمت‌ها                  =[[رزمنده‌]]
 +
|جنگ‌‌ها                  = [[جنگ ایران و عراق]]
 +
|نشان‌های لیاقت          =
 +
|عملیات‌              =
 +
|فعالیت‌ها              =
 +
|تحصیلات                =
 +
|تخصص‌ها                =
 +
|شغل                    =
 +
|خانواده                = نام پدر:برات‌
 +
}}
 +
 
کد شهید: 6413793 تاریخ تولد :
 
کد شهید: 6413793 تاریخ تولد :
 
نام : علی‌ محل تولد : بجنورد
 
نام : علی‌ محل تولد : بجنورد
سطر ۹: سطر ۳۹:
 
نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : رزمنده‌
 
نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : رزمنده‌
 
گلزار : انصارالحسین‌(ع‌
 
گلزار : انصارالحسین‌(ع‌
خاطرات
+
==خاطرات==
عشق به جهاد
+
 
موضوع عشق به جهاد
+
* موضوع عشق به جهاد
راوی
+
 
متن کامل خاطره
+
علی در آخرین دیداری که با من داشت گفت: از طرف من ار خانواده ام حلالیت بطلب و به آنها بگو من با دشمن می جنگم و تا چندین نفر از آنها را به هلاکت نرسانم به [[شهادت]] نخواهم رسید.
  
علی درآخرین دیداری که با من داشت گفت : از طرف من ار خانواده ام حلالیت بطلب و به آنها بگو من با دشمن می جنگم و تا چندین نفر از آنها را به هلاکت نرسانم به شهادت نخواهم رسید .
 
وفای به عهد
 
 
موضوع وفاي به عهد
 
موضوع وفاي به عهد
راوی
 
متن کامل خاطره
 
  
655. علی محمد نیا قبل از عملیات والفجر 8 در داخل شهر خرمشهر با علی عهد کردیم که تحت هیچ شرایطی از هم جدا نشویم . لحظه عملیات فرا رسید به خواست خداوند خط اول دشمن شکسته شد اما دوشیکای دشمن همچنان برای ما ایجاد مزاحمت می کرد . با تعدادی از نیروها به طرفش حرکت کردیم که ناگهان متوجه شدیم علی نیز پشت سرما در حال آمدن است با عصبانیت گفتم : تو کجا می روی؟ گفت: نمی دانم کجا می روم ، پس وفای به عهد کجا می رود.
+
علی محمد نیا قبل از عملیات [[والفجر 8]] در داخل شهر [[خرمشهر]] با علی عهد کردیم که تحت هیچ شرایطی از هم جدا نشویم. لحظه عملیات فرا رسید به خواست خداوند خط اول دشمن شکسته شد اما دوشیکای دشمن همچنان برای ما ایجاد مزاحمت می کرد. با تعدادی از نیروها به طرفش حرکت کردیم که ناگهان متوجه شدیم علی نیز پشت سرما در حال آمدن است با عصبانیت گفتم: تو کجا می روی؟ گفت: نمی دانم کجا می روم، پس وفای به عهد کجا می رود.
لحظه و نحوه شهادت
+
 
 
موضوع لحظه و نحوه شهادت
 
موضوع لحظه و نحوه شهادت
راوی
 
متن کامل خاطره
 
  
656. علی محمد نیا یکی از همرزمان علی که پیرمردی بسیجی بود روزی برایمان تعریف کرد : من لحظه شهادت علی در کنارش بودم او در حالی که به شدت تشنه بود مجروح و بر روز زمین افتاده بود وقتی من خواستم از قمقمه خوم کمی آب به او بدهم تا بنوشد اجازه نداد و گفت: آقایم امام حسین (ع) با لبان تشنه به شهادت رسید مگر من از ایشان بهترم که بخواهم آب بنوشم ، نه ، من دوست دارم همچون سید و سالار شهیدان با لبان تشنه ندای حق را لبیک گویم وعلی در حالی که زمزمه السلام و علیک یا ابا عبدالله را به لب داشت به درجه رفیع شهادت نائل آمد.
+
علی محمد نیا یکی از همرزمان علی که پیرمردی [[بسیجی]] بود روزی برایمان تعریف کرد: من لحظه [[شهادت]] علی در کنارش بودم او در حالی که به شدت تشنه بود مجروح و بر روز زمین افتاده بود وقتی من خواستم از قمقمه خوم کمی آب به او بدهم تا بنوشد اجازه نداد و گفت: آقایم امام حسین (ع) با لبان تشنه به [[شهادت]] رسید مگر من از ایشان بهترم که بخواهم آب بنوشم، نه، من دوست دارم همچون سید و سالار [[شهید]]ان با لبان تشنه ندای حق را لبیک گویم وعلی در حالی که زمزمه السلام و علیک یا ابا عبدالله را به لب داشت به درجه رفیع [[شهادت]] نائل آمد.
اولین اعزام
+
 
موضوع اولين اعزام
+
* موضوع اولين اعزام
راوی
+
متن کامل خاطره
+
  
657. علی محمد نیا هرگز اولین دفعه که می خواست به جبهه برود را فراموش نمی کنم آن روز با آنکه 17 سال بیشتر نداشت چنان خوشحال بود که هرکس او را می دید فکر می کرد می خواهد مجلس عروسی برود.
+
علی محمد نیا هرگز اولین دفعه که می خواست به جبهه برود را فراموش نمی کنم آن روز با آنکه 17 سال بیشتر نداشت چنان خوشحال بود که هر کس او را می دید فکر می کرد می خواهد مجلس عروسی برود.
منبع سایت: http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=18597
+
<ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=18597 سایت یاران رضا]</ref>
 +
==پانویس==
 +
<references />
 +
==رده==
 +
{{ترتیب‌پیش‌فرض: علی‌ محمدنیا}}
 +
[[رده: شهدا]]
 +
[[رده: شهدای دفاع مقدس]]
 +
[[رده: شهدای ایران]]
 +
[[رده: شهدای استان خراسان شمالی]]
 +
[[رده: شهدای شهرستان بجنورد]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۸ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۵:۳۴

علی‌محمدنیا
ملیت پرچم ایران.png ایرانی
دین و مذهب مسلمان، شیعه
تولد بجنورد
شهادت 1364/11/21
محل دفن انصارالحسین‌(ع‌)
سمت‌ها رزمنده‌
جنگ‌‌ها جنگ ایران و عراق
خانواده نام پدر:برات‌


کد شهید: 6413793 تاریخ تولد : نام : علی‌ محل تولد : بجنورد نام خانوادگی : محمدنیا تاریخ شهادت : 1364/11/21 نام پدر : برات‌ مکان شهادت :

تحصیلات : نامشخص منطقه شهادت : شغل : یگان خدمتی : گروه مربوط : گروهی برای این شهید ثبت نشده است. نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : رزمنده‌ گلزار : انصارالحسین‌(ع‌

خاطرات

  • موضوع عشق به جهاد

علی در آخرین دیداری که با من داشت گفت: از طرف من ار خانواده ام حلالیت بطلب و به آنها بگو من با دشمن می جنگم و تا چندین نفر از آنها را به هلاکت نرسانم به شهادت نخواهم رسید.

موضوع وفاي به عهد

علی محمد نیا قبل از عملیات والفجر 8 در داخل شهر خرمشهر با علی عهد کردیم که تحت هیچ شرایطی از هم جدا نشویم. لحظه عملیات فرا رسید به خواست خداوند خط اول دشمن شکسته شد اما دوشیکای دشمن همچنان برای ما ایجاد مزاحمت می کرد. با تعدادی از نیروها به طرفش حرکت کردیم که ناگهان متوجه شدیم علی نیز پشت سرما در حال آمدن است با عصبانیت گفتم: تو کجا می روی؟ گفت: نمی دانم کجا می روم، پس وفای به عهد کجا می رود.

موضوع لحظه و نحوه شهادت

علی محمد نیا یکی از همرزمان علی که پیرمردی بسیجی بود روزی برایمان تعریف کرد: من لحظه شهادت علی در کنارش بودم او در حالی که به شدت تشنه بود مجروح و بر روز زمین افتاده بود وقتی من خواستم از قمقمه خوم کمی آب به او بدهم تا بنوشد اجازه نداد و گفت: آقایم امام حسین (ع) با لبان تشنه به شهادت رسید مگر من از ایشان بهترم که بخواهم آب بنوشم، نه، من دوست دارم همچون سید و سالار شهیدان با لبان تشنه ندای حق را لبیک گویم وعلی در حالی که زمزمه السلام و علیک یا ابا عبدالله را به لب داشت به درجه رفیع شهادت نائل آمد.

  • موضوع اولين اعزام

علی محمد نیا هرگز اولین دفعه که می خواست به جبهه برود را فراموش نمی کنم آن روز با آنکه 17 سال بیشتر نداشت چنان خوشحال بود که هر کس او را می دید فکر می کرد می خواهد مجلس عروسی برود. [۱]

پانویس

  1. سایت یاران رضا

رده

آخرین تغییر ‏۸ آبان ۱۳۹۹، در ‏۱۵:۳۴