شهید سید حمید یاهوئیان: تفاوت بین نسخه‌ها

(صفحه‌ای جدید حاوی « کد شهید:5911442 نام :سیدحمید نام خانوادگی :یاهوئیان‌ نام پدر :احمد محل تولد :بجن...» ایجاد کرد)
 
 
(۲ نسخه‌های متوسط توسط ۲ کاربران نشان داده نشده)
سطر ۲۲: سطر ۲۲:
 
موضوع خواب و روياي ديگران درمورد شهيد راوی سیده قیصر یاهوئیان  
 
موضوع خواب و روياي ديگران درمورد شهيد راوی سیده قیصر یاهوئیان  
  
یک ماه بعد از شهادت پسر برادرم سید حمید یاهوئیان یک شب در خواب دیدم که در یک مکان سرسبز و زیبا جوی آبی از وسط آن عبورمی کرد با لباس سفیدی به تن درکنار جوی نشسته و پاهایش را درون آب گذاشته است و خیلی خوشحال است. گفتم: حمید جان اینجا چه کار می کنید؟ گفت منتظر مادرم هستم تا بیاید. از خواب بیدار شدم و مدتی از آن خواب نگذشت که مادرش نیز به علت بیماری درگذشت.
+
یک ماه بعد از [[شهادت]] پسر برادرم سید حمید یاهوئیان یک شب در خواب دیدم که در یک مکان سرسبز و زیبا جوی آبی از وسط آن عبورمی کرد با لباس سفیدی به تن درکنار جوی نشسته و پاهایش را درون آب گذاشته است و خیلی خوشحال است. گفتم: حمید جان اینجا چه کار می کنید؟ گفت منتظر مادرم هستم تا بیاید. از خواب بیدار شدم و مدتی از آن خواب نگذشت که مادرش نیز به علت بیماری درگذشت.<ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=22035 سایت یاران رضا]</ref>
http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=22035
+
==پانویس==
 +
<references />
 +
==رده==
 +
{{ترتیب‌پیش‌فرض:حمید یاهوئیان}}
 +
[[رده: شهدا]]
 +
[[رده: شهدای دفاع مقدس]]
 +
[[رده: شهدای ایران]]
 +
[[رده: شهدای استان خراسان شمالی]]
 +
[[رده: شهدای شهرستان بجنورد]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۲ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۱۸:۵۰


کد شهید:5911442 نام :سیدحمید نام خانوادگی :یاهوئیان‌ نام پدر :احمد محل تولد :بجنورد تاریخ شهادت :1359/07/06 مکان شهادت : تحصیلات :نامشخص منطقه شهادت : شغل : یگان خدمتی : گروه مربوط :گروهی برای این شهید ثبت نشده است. نوع عضویت :سایر شهدا مسئولیت :رزمنده ‌گلزار :انصارالحسین‌

خاطرات

عنوان خواب و رویای دیگران درمورد شهید موضوع خواب و روياي ديگران درمورد شهيد راوی سیده قیصر یاهوئیان

یک ماه بعد از شهادت پسر برادرم سید حمید یاهوئیان یک شب در خواب دیدم که در یک مکان سرسبز و زیبا جوی آبی از وسط آن عبورمی کرد با لباس سفیدی به تن درکنار جوی نشسته و پاهایش را درون آب گذاشته است و خیلی خوشحال است. گفتم: حمید جان اینجا چه کار می کنید؟ گفت منتظر مادرم هستم تا بیاید. از خواب بیدار شدم و مدتی از آن خواب نگذشت که مادرش نیز به علت بیماری درگذشت.[۱]

پانویس

  1. سایت یاران رضا

رده

آخرین تغییر ‏۱۲ بهمن ۱۳۹۹، در ‏۱۸:۵۰