Jafarnezhad98 (بحث | مشارکتها) |
|||
| (یک نسخهٔ متوسط توسط کاربر دیگری نشان داده نشده) | |||
| سطر ۱: | سطر ۱: | ||
| − | کد شهید: 6534807 | + | کد شهید: 6534807 |
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | نام : علی | |
| − | شغل : دانش آموز | + | |
| + | نام خانوادگی : مظاهریگنجی | ||
| + | |||
| + | نام پدر : نورالله | ||
| + | |||
| + | محل تولد : مشهد | ||
| + | |||
| + | تاریخ شهادت : 1365/10/28 | ||
| + | |||
| + | تحصیلات : نامشخص | ||
| + | |||
| + | شغل : دانش آموز | ||
| + | |||
گروه مربوط : گروهی برای این شهید ثبت نشده است. | گروه مربوط : گروهی برای این شهید ثبت نشده است. | ||
| − | نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : رزمنده | + | |
| + | نوع عضویت : سایر شهدا | ||
| + | |||
| + | مسئولیت : رزمنده | ||
| + | |||
گلزار : بهشترضا | گلزار : بهشترضا | ||
| − | وصیتنامه | + | |
| − | + | ||
| − | خاطرات | + | ==وصیتنامه== |
| − | + | ||
| − | + | ((بسم الله الرّحمن الرّحيم)) الّذين آمنوا و جاهروا وجاهدوا في سبيل الله باموالهم و انفسهم اعطم درجته عند الله و اولئک هم الفائزون يبشّرهم بربهم برحمـته منه و رضوان و جنّت لهم فيها نعيم مقيم. با سپاس بيکران و حمد و ستايش بيکران از درگاه خداوند متعال که مارا بر آن داشت که از دينش پيروي کنيم وبا درود وسلام فراوان بر منجي عالم بشريّت حضرت ولي عصر (عج) و نايب برحقّش رهبر کبير انقلاب اسلامي اميد مستضعفان جهان، [[امام خميني]] وبا سلام و درود فراوان بر رزمندگان، آن حافظان اسلام و [[قرآن]] وسلام به روان پاک شهيدان دين ورهروان راه حسين (ع) وسلام بر مجروحين اين شهيدان زنده وبه اميد پيدا شدن مفقودالاثرها وآزادي اسيرها. ((بنا به وظيفه شرعي خود وصيّتنامه مي نويسم)) خداوندا، معبودا، بار پروردگارا چه زيباست جلوه گاه جهالت وچه با شکوه است نمايشگاه جلالت، درحيرتم اي پروردگارا که اين منم که افتخار راز ونياز را در اين ساعت پيدا کرده ام، آيا اين منم که توفيق نظاره بر فروق تابناک ملکوتي تو را دريافته ام نمي دانستم اين لحظه ها که با توجه به نيايش پرداخته ام چه لحظاتي است که براي خواندن به بارگاهت آماده مي سازم، اين همان پيام ابديّت است که معناي واقعي را در ميان کره زمين که جز خاکي ناچيز براي موجود از حيات بي خبر قابل درک ودريافت مي نمايد. اينجانب برادر شما و بنده اي گنهکار خدا وصيّتي را شروع ميکنم ،البتّه من چه مي توانم براي شما بنويسم، شما خودتان پيام دهنده بوديد و هستيد و خواهيد بود شما بوديد که مارا راهنمائي کرديد واين شمائيد که بايد ديگران را راهنمائي کنيد تا به جبهه بيايند و با اين جنايت پيشگان تاريخ بجنگيد و نسل آنها را براندازيد که ديگر کسي نتواند در برابر اسلام و مسلمين قد علم کند من اين را خود آگاهانه انتخاب نموده ام وچون درک کرده بودم اين راه خداست،راه پيامبر و علي(ع)وخلاصه راه سالار شهيدان حسين (ع)است اکنون که اسلام احتياج به جوانان از خود گذشته دارد، پس اگر شما اين انقلاب را که انقلاب اسلامي مي باشد ياري نکنيد مديون اين انقلاب خواهيد بود واين را هم بدانيد که اين انقلاب تا انقلاب مهدي (عج) ادامه خواهد داشت و پيروز است پيروز تر خواهد شد. امّا پيامم به امّت حزب الله و [[شهيد]] پرور قهرمان البتّه خودتان پيام دهنده وروحيه دهنده با ما هستيد ملّت شهيد پرور خطّه سرخ رنگين انقلاب اسلامي ايران اميدوارم که هميشه يار وفادار امام باشيدو به ضد انقلاب امان ندهيد که خداي ناکرده ضربه اي به انقلاب وارد سازد امّت حزب الله انشاء الله رزمندگان خدا جو و کفر ستيز راه کربلارا باز خواهند کردو شما دسته دسته به زيارت ائمّه اطهارمي رويد پس تا ميتوانيد به رزمندگان چه از نظر جان ومال کمک کنيد همچنانکه کمک ميکنيد وتا راه [[کربلا]] را باز نکنيم خانه باز نخواهيم گشت مگر اينکه دراين راه شهيد شوم پدر گراميم اکنون عازم هستيم تا عمليات موفقيّت آميزي را شروع کنيم وشايد تا چند ساعت ديگر وارد عمليّات شويم وشايد ديگر مرا نبينيد از شما مي خواهم که مرا حلال کنيد واقعاً شما پدر بزرگواري بوديد وبرايم بزرگواري به خرج داديد و زحمات زيادي را کشيديد ولي من فرزند خوب براي شما نبودم اميدوارم مرا ببخشيد ومرا حلال کنيد و امّا اگر خبر شهادتم به شما رسيد ناراحت نشويد و خوشحال باشيدکه فرزند ناقابل داشتيد و فداي اسلام نموديد وامّا تو اي مادر مهربان و ارجمند مادر جان خيلي از شما مثشکّرم که مرا به بهترين نحو بزرگ نمودي و شما در دوران زندگيم مرا به طور کاملاً اسلامي تربيت نمودي مادر م من از جنگيدن با کافران لذّت مي برم و به خدا قسم تا خون در رگم باشد با کافران بعثي خواهم جنگيد مادرم اميدوارم که مرا حلال کني وببخشي واگر شهيدشدم ناراحت نشوي و گريه نکني و اگر خواستيد گريه کنيد براي حسين ودو فرزندش گريه کن وامّا اي خواهر گراميم ومهربانم اميدوارم که مرا حلال کني چون من خوب برادري براي شما نبودم ولي شما خواهري نمونه براي من بوديد اميدوارم در [[شهادت]] من ناراحت نشوي و گريه وزاري نکني و همچون کوه استوار باش و بطور کامل حجاب را حفظ کن که اگر حجاب را حفظ کني اين خود مشت محکمي بر دهان دشمنان است . و امّا برادران عزيزم انشاء الله که رهرو راه الله خواهيد بود جاي مرا در [[بسيج]] سپاه و در [[جبهه]] پر خواهيد کرد ونخواهيد گذاشت که اسلحه من روي زمين بماند بعد از شهادتم اسلحه ام را برگيريد وتا توان داريد با ضّد انقلاب ودشمنان اسلام مبارزه کنيد وريشه آنها را برکنيد. برادران عزيز من برادري خوب براي شما نبودم وشما براي من برادران نمونه بوديد اميدوارم که مرا حلال کنيد و برادران کوچکم اميدوارم درسهايشان را به خوبي بخوانند و خدمتگزار کشور باشند. ((والسلام عليکم ورحمه الله و برکاته)) خدايا، خدايا، تا انقلاب مهدي(عج) خميني را نگهدار. | |
| − | + | ||
| − | + | ||
| + | ==خاطرات== | ||
| + | |||
| + | * لحظه و نحوه شهادت | ||
عدّه ای از برادرها را فرستادیم رفتند و جنازه شهید مظاهری را هم از داخل کانال بوسیله برانکارد آوردند و در قست پل دوم [[هویزه]] ماهی گذاشتند تا از آنجا به ترتیب او را به عقب انتقال دهیم چون عرض کانال کم بود این شهید عزیز به حالت سجده به روی زمین افتاده و خشک شده بود . | عدّه ای از برادرها را فرستادیم رفتند و جنازه شهید مظاهری را هم از داخل کانال بوسیله برانکارد آوردند و در قست پل دوم [[هویزه]] ماهی گذاشتند تا از آنجا به ترتیب او را به عقب انتقال دهیم چون عرض کانال کم بود این شهید عزیز به حالت سجده به روی زمین افتاده و خشک شده بود . | ||
| + | راوی علی طلوعی | ||
| + | |||
<ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=19360 سایت یاران رضا]</ref> | <ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=19360 سایت یاران رضا]</ref> | ||
==پانویس== | ==پانویس== | ||
<references /> | <references /> | ||
==رده== | ==رده== | ||
نسخهٔ کنونی تا ۵ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۰۸:۱۰
کد شهید: 6534807
نام : علی
نام خانوادگی : مظاهریگنجی
نام پدر : نورالله
محل تولد : مشهد
تاریخ شهادت : 1365/10/28
تحصیلات : نامشخص
شغل : دانش آموز
گروه مربوط : گروهی برای این شهید ثبت نشده است.
نوع عضویت : سایر شهدا
مسئولیت : رزمنده
گلزار : بهشترضا
وصیتنامه
((بسم الله الرّحمن الرّحيم)) الّذين آمنوا و جاهروا وجاهدوا في سبيل الله باموالهم و انفسهم اعطم درجته عند الله و اولئک هم الفائزون يبشّرهم بربهم برحمـته منه و رضوان و جنّت لهم فيها نعيم مقيم. با سپاس بيکران و حمد و ستايش بيکران از درگاه خداوند متعال که مارا بر آن داشت که از دينش پيروي کنيم وبا درود وسلام فراوان بر منجي عالم بشريّت حضرت ولي عصر (عج) و نايب برحقّش رهبر کبير انقلاب اسلامي اميد مستضعفان جهان، امام خميني وبا سلام و درود فراوان بر رزمندگان، آن حافظان اسلام و قرآن وسلام به روان پاک شهيدان دين ورهروان راه حسين (ع) وسلام بر مجروحين اين شهيدان زنده وبه اميد پيدا شدن مفقودالاثرها وآزادي اسيرها. ((بنا به وظيفه شرعي خود وصيّتنامه مي نويسم)) خداوندا، معبودا، بار پروردگارا چه زيباست جلوه گاه جهالت وچه با شکوه است نمايشگاه جلالت، درحيرتم اي پروردگارا که اين منم که افتخار راز ونياز را در اين ساعت پيدا کرده ام، آيا اين منم که توفيق نظاره بر فروق تابناک ملکوتي تو را دريافته ام نمي دانستم اين لحظه ها که با توجه به نيايش پرداخته ام چه لحظاتي است که براي خواندن به بارگاهت آماده مي سازم، اين همان پيام ابديّت است که معناي واقعي را در ميان کره زمين که جز خاکي ناچيز براي موجود از حيات بي خبر قابل درک ودريافت مي نمايد. اينجانب برادر شما و بنده اي گنهکار خدا وصيّتي را شروع ميکنم ،البتّه من چه مي توانم براي شما بنويسم، شما خودتان پيام دهنده بوديد و هستيد و خواهيد بود شما بوديد که مارا راهنمائي کرديد واين شمائيد که بايد ديگران را راهنمائي کنيد تا به جبهه بيايند و با اين جنايت پيشگان تاريخ بجنگيد و نسل آنها را براندازيد که ديگر کسي نتواند در برابر اسلام و مسلمين قد علم کند من اين را خود آگاهانه انتخاب نموده ام وچون درک کرده بودم اين راه خداست،راه پيامبر و علي(ع)وخلاصه راه سالار شهيدان حسين (ع)است اکنون که اسلام احتياج به جوانان از خود گذشته دارد، پس اگر شما اين انقلاب را که انقلاب اسلامي مي باشد ياري نکنيد مديون اين انقلاب خواهيد بود واين را هم بدانيد که اين انقلاب تا انقلاب مهدي (عج) ادامه خواهد داشت و پيروز است پيروز تر خواهد شد. امّا پيامم به امّت حزب الله و شهيد پرور قهرمان البتّه خودتان پيام دهنده وروحيه دهنده با ما هستيد ملّت شهيد پرور خطّه سرخ رنگين انقلاب اسلامي ايران اميدوارم که هميشه يار وفادار امام باشيدو به ضد انقلاب امان ندهيد که خداي ناکرده ضربه اي به انقلاب وارد سازد امّت حزب الله انشاء الله رزمندگان خدا جو و کفر ستيز راه کربلارا باز خواهند کردو شما دسته دسته به زيارت ائمّه اطهارمي رويد پس تا ميتوانيد به رزمندگان چه از نظر جان ومال کمک کنيد همچنانکه کمک ميکنيد وتا راه کربلا را باز نکنيم خانه باز نخواهيم گشت مگر اينکه دراين راه شهيد شوم پدر گراميم اکنون عازم هستيم تا عمليات موفقيّت آميزي را شروع کنيم وشايد تا چند ساعت ديگر وارد عمليّات شويم وشايد ديگر مرا نبينيد از شما مي خواهم که مرا حلال کنيد واقعاً شما پدر بزرگواري بوديد وبرايم بزرگواري به خرج داديد و زحمات زيادي را کشيديد ولي من فرزند خوب براي شما نبودم اميدوارم مرا ببخشيد ومرا حلال کنيد و امّا اگر خبر شهادتم به شما رسيد ناراحت نشويد و خوشحال باشيدکه فرزند ناقابل داشتيد و فداي اسلام نموديد وامّا تو اي مادر مهربان و ارجمند مادر جان خيلي از شما مثشکّرم که مرا به بهترين نحو بزرگ نمودي و شما در دوران زندگيم مرا به طور کاملاً اسلامي تربيت نمودي مادر م من از جنگيدن با کافران لذّت مي برم و به خدا قسم تا خون در رگم باشد با کافران بعثي خواهم جنگيد مادرم اميدوارم که مرا حلال کني وببخشي واگر شهيدشدم ناراحت نشوي و گريه نکني و اگر خواستيد گريه کنيد براي حسين ودو فرزندش گريه کن وامّا اي خواهر گراميم ومهربانم اميدوارم که مرا حلال کني چون من خوب برادري براي شما نبودم ولي شما خواهري نمونه براي من بوديد اميدوارم در شهادت من ناراحت نشوي و گريه وزاري نکني و همچون کوه استوار باش و بطور کامل حجاب را حفظ کن که اگر حجاب را حفظ کني اين خود مشت محکمي بر دهان دشمنان است . و امّا برادران عزيزم انشاء الله که رهرو راه الله خواهيد بود جاي مرا در بسيج سپاه و در جبهه پر خواهيد کرد ونخواهيد گذاشت که اسلحه من روي زمين بماند بعد از شهادتم اسلحه ام را برگيريد وتا توان داريد با ضّد انقلاب ودشمنان اسلام مبارزه کنيد وريشه آنها را برکنيد. برادران عزيز من برادري خوب براي شما نبودم وشما براي من برادران نمونه بوديد اميدوارم که مرا حلال کنيد و برادران کوچکم اميدوارم درسهايشان را به خوبي بخوانند و خدمتگزار کشور باشند. ((والسلام عليکم ورحمه الله و برکاته)) خدايا، خدايا، تا انقلاب مهدي(عج) خميني را نگهدار.
خاطرات
- لحظه و نحوه شهادت
عدّه ای از برادرها را فرستادیم رفتند و جنازه شهید مظاهری را هم از داخل کانال بوسیله برانکارد آوردند و در قست پل دوم هویزه ماهی گذاشتند تا از آنجا به ترتیب او را به عقب انتقال دهیم چون عرض کانال کم بود این شهید عزیز به حالت سجده به روی زمین افتاده و خشک شده بود . راوی علی طلوعی