شهید غلامعلی زارع پور فرد: تفاوت بین نسخه‌ها

 
(۲ نسخه‌های متوسط توسط ۲ کاربران نشان داده نشده)
سطر ۱۷: سطر ۱۷:
  
 
تحصیلات : نامشخص
 
تحصیلات : نامشخص
 
منطقه شهادت :
 
 
شغل :
 
  
 
یگان خدمتی : ارتش جمهوری اسلامی ایران
 
یگان خدمتی : ارتش جمهوری اسلامی ایران
سطر ۳۳: سطر ۲۹:
  
  
خاطرات
+
==خاطرات==
 
+
 
+
عنوان خاطرات بعد از مجروحیت
+
 
+
موضوع : خاطرات بعد از مجروحيت
+
 
+
راوی : محمد یاوری
+
 
+
 
+
زمانی که علی مجروح شده بود من برای ملاقات او رفتم . او رو به من کرد و گفت : به پدر ومادرم درباره مجروح شدنم چیزی نگو تا ناراحت نشوند و من بعد از بهبودی بتوانم به جبهه بازگردم .
+
 
+
 
+
عنوان لحظه و نحوه شهادت
+
 
+
موضوع : لحظه و نحوه شهادت
+
 
+
راوی : محمد یاوری
+
 
+
 
+
غلام علی افسر تخریب بود . یک روزغلام همراه یک سرباز برای پاکسازی مین ها به منطقه می روند آنها جلو تر از بقیه حرکت می کنند . منطقه در حال تخریب بودند که ناگهان بر روی مین ها می رود که منجر به مجروح شدن سرباز،و غلام علی نیز به شهادت می رسد .
+
  
  
عنوان توجه به تحصیل و علم آموزی
+
* موضوع: خاطرات بعد از مجروحيت
  
موضوع : توجه به تحصيل و علم آموزي
+
زمانی که علی مجروح شده بود من برای ملاقات او رفتم . او رو به من کرد و گفت : به پدر ومادرم درباره مجروح شدنم چیزی نگو تا ناراحت نشوند و من بعد از بهبودی بتوانم به [[جبهه]] بازگردم . راوی محمد یاوری
  
راوی : محمد یاوری
 
  
 +
موضوع: لحظه و نحوه شهادت
  
آخرین باری که با غلام علی با هم به مرخصی آمده بودیم . مرا تشویق به ادامه تحصیل کردو گفت : جنگ تمام شده است و کشور باید ساخته شود چون کشور به افرادی امثال شما نیاز دارد . پس پیرو امام باش و قدر امام را بدانید زیرا وجود امام مایه برکت و قدرت نظام ما است .
+
غلام علی افسر تخریب بود . یک روزغلام همراه یک سرباز برای پاکسازی مین ها به منطقه می روند آنها جلو تر از بقیه حرکت می کنند . منطقه در حال تخریب بودند که ناگهان بر روی مین ها می رود که منجر به مجروح شدن سرباز،و غلام علی نیز به [[شهادت]] می رسد . راوی محمد یاوری
  
  
عنوان عشق شهادت
+
* موضوع: توجه به تحصيل و علم آموزي
  
موضوع : عشق شهادت
+
آخرین باری که با غلام علی با هم به مرخصی آمده بودیم . مرا تشویق به ادامه تحصیل کردو گفت : [[جنگ]] تمام شده است و کشور باید ساخته شود چون کشور به افرادی امثال شما نیاز دارد . پس پیرو امام باش و قدر امام را بدانید زیرا وجود امام مایه برکت و قدرت نظام ما است . راوی محمد یاوری
  
راوی : رمضان زارع پور
 
  
 +
* موضوع: عشق شهادت
  
آخرین باری که برادرم به مرخصی آمده بود رو به من کرد و گفت : من از این زندگی خسته شده ام . چون هر چه ازعمرم می گذرد بیشتر گناه می کنم پس دعا کن هر چه زود شهید شوم تا از این مادیات دنیوی که پوچ و بیهوده می باشد رهایی یابم . بعد از آنکه به جبهه رفت در یک عملیات تخریب به آرزوی دیرینه اش رسید وگفته اش به حقیقت پیوست و به درجه رفیع شهادت نائل رسید .
+
آخرین باری که برادرم به مرخصی آمده بود رو به من کرد و گفت : من از این زندگی خسته شده ام . چون هر چه ازعمرم می گذرد بیشتر گناه می کنم پس دعا کن هر چه زود [[شهید]] شوم تا از این مادیات دنیوی که پوچ و بیهوده می باشد رهایی یابم . بعد از آنکه به جبهه رفت در یک عملیات تخریب به آرزوی دیرینه اش رسید وگفته اش به حقیقت پیوست و به درجه رفیع شهادت نائل رسید . راوی رمضان زارع پور
  
  

نسخهٔ کنونی تا ‏۳ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۰۸:۴۵


کد شهید :6900809

نام : غلامعلی

نام خانوادگی : زارع‌پورفرد

نام پدر : اسداله‌

محل تولد : قاین

تاریخ شهادت :1369/06/13

مکان شهادت : ج‌صفر چزابه

تحصیلات : نامشخص

یگان خدمتی : ارتش جمهوری اسلامی ایران

گروه مربوط : گروهی برای این شهید ثبت نشده است .

نوع عضویت : سایر شهدا

مسئولیت : تخریب

‌گلزار : شهداء


خاطرات

  • موضوع: خاطرات بعد از مجروحيت

زمانی که علی مجروح شده بود من برای ملاقات او رفتم . او رو به من کرد و گفت : به پدر ومادرم درباره مجروح شدنم چیزی نگو تا ناراحت نشوند و من بعد از بهبودی بتوانم به جبهه بازگردم . راوی محمد یاوری


موضوع: لحظه و نحوه شهادت

غلام علی افسر تخریب بود . یک روزغلام همراه یک سرباز برای پاکسازی مین ها به منطقه می روند آنها جلو تر از بقیه حرکت می کنند . منطقه در حال تخریب بودند که ناگهان بر روی مین ها می رود که منجر به مجروح شدن سرباز،و غلام علی نیز به شهادت می رسد . راوی محمد یاوری


  • موضوع: توجه به تحصيل و علم آموزي

آخرین باری که با غلام علی با هم به مرخصی آمده بودیم . مرا تشویق به ادامه تحصیل کردو گفت : جنگ تمام شده است و کشور باید ساخته شود چون کشور به افرادی امثال شما نیاز دارد . پس پیرو امام باش و قدر امام را بدانید زیرا وجود امام مایه برکت و قدرت نظام ما است . راوی محمد یاوری


  • موضوع: عشق شهادت

آخرین باری که برادرم به مرخصی آمده بود رو به من کرد و گفت : من از این زندگی خسته شده ام . چون هر چه ازعمرم می گذرد بیشتر گناه می کنم پس دعا کن هر چه زود شهید شوم تا از این مادیات دنیوی که پوچ و بیهوده می باشد رهایی یابم . بعد از آنکه به جبهه رفت در یک عملیات تخریب به آرزوی دیرینه اش رسید وگفته اش به حقیقت پیوست و به درجه رفیع شهادت نائل رسید . راوی رمضان زارع پور


[۱]

پانویس

  1. سایت یاران رضا

رده

آخرین تغییر ‏۳ اسفند ۱۳۹۹، در ‏۰۸:۴۵