| (یک نسخهٔ متوسط توسط کاربر دیگری نشان داده نشده) | |||
| سطر ۲۸: | سطر ۲۸: | ||
| + | * موضوع: خبر شهادت | ||
| − | + | یک دفعه که پسرم عباسعلی به مرخصی آمده بود به حمام رفت ووضو گرفت و به من گفت : مادر جان غسل [[شهادت]] کرده ام و [[نماز]] و [[قرآن]] هم خوانده ام و این بار به [[جبهه]] بروم دیگر بر نمی گردم و [[شهید]] می شوم مادر مرا حلال کن و من هم به ایشان کفتم : این چه حرفی است که می زنی بعد من هم ایشان را حلال کردم و به خدا سپردمش و گفتم : هر چه قسمتت باشد همان می شود که همینگونه شد و به شهادت رسید . راوی مریم کسکنی | |
| − | + | <ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=10706 سایت یاران رضا]</ref> | |
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
==پانویس== | ==پانویس== | ||
| − | + | <references /> | |
==رده== | ==رده== | ||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
نسخهٔ کنونی تا ۹ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۲۳:۲۲
کد شهید :6518027
نام : عباسعلی
نام خانوادگی : زارع
نام پدر : محمدحسین
محل تولد : سبزوار
تاریخ شهادت :1365/10/20
تحصیلات : نامشخص
گروه مربوط : گروهی برای این شهید ثبت نشده است .
نوع عضویت : سایر شهدا
مسئولیت : رزمنده
گلزار : شهدا
خاطرات
- موضوع: خبر شهادت
یک دفعه که پسرم عباسعلی به مرخصی آمده بود به حمام رفت ووضو گرفت و به من گفت : مادر جان غسل شهادت کرده ام و نماز و قرآن هم خوانده ام و این بار به جبهه بروم دیگر بر نمی گردم و شهید می شوم مادر مرا حلال کن و من هم به ایشان کفتم : این چه حرفی است که می زنی بعد من هم ایشان را حلال کردم و به خدا سپردمش و گفتم : هر چه قسمتت باشد همان می شود که همینگونه شد و به شهادت رسید . راوی مریم کسکنی