| (یک نسخهٔ متوسط توسط کاربر دیگری نشان داده نشده) | |||
| سطر ۴: | سطر ۴: | ||
| − | ==زندگینامه | + | ==زندگینامه== |
| − | بسم الله الرحمن | + | بسم الله الرحمن الرحیم |
| − | هرمز، در | + | هرمز، در روستای تنگ حنا، از توابع آباده طشک شهرستان [[نی ریز]] ، در سال 1343 میان خانواده ای متدین و مذهبی دیده به جهان گشود، همراه پدر فنون زندگی را فرا گرفت و در کودکی عصای پدرش بود، هر چند کوچک، اما دستش در دست وی، که در کارهای روزمره کنارش بود، وقتی شش ساله شد راهی سنگر علم و دانش گردید و تا پایان دوره ابتدایی ادامه داد، سپس به دلائل گوناگونی از ادامه تحصیل منصرف و به کارگری مشغول شد. |
| − | خانواده و اقوام از | + | خانواده و اقوام از مهربانی از خوشرویی او، از صدای دلنشین و رسایش می گویند که شعرهای زیبایی را می سرود و اکنون بعد از سال ها در گوش های آنان طنین انداز است؛ وی لباس سربازی را پوشید و به جمع [[رزمندگان]] لشکر [[21 حمزه]] ارتش وارد شد، بعد از طی آموزش های نظامی راهی [[جبهه]] گردید. همسنگرانش از صبوری، رشادت، دلیری و نهراسیدن از دشمن و عشق به [[شهادت]] در راه خدا، بسیار سخن گفته اند. |
| − | هرمز در | + | هرمز در این مدت در جبهه مسولیت [[تک تیرانداز]] ی را بر عهده داشت و سرانجام سال 1363 در جبهه [[شرق دجله]] ، طی عملیاتی که در درگیری رو در رو با [[دشمن بعثی]] داشته جسمش میهمان شقایق های خونین شد و نام او هم مانند هزاران سرباز فداکار اسلام و میهن، در فهرست [[جاویدالاثر]] های [[جنگ تحمیلی]] ثبت شد و پس از یازده سال انتظار، گروه جویندگان نور، نشانی از وی یافتند و بسان هدیه ای گرانبها به زادگاهش آوردند و در [[گلزار شهدا]] ی روستای تنگ حنا به خاک سپردند. |
روحش شاد و نامش جاودان | روحش شاد و نامش جاودان | ||
| + | <ref>سایت شهدای ارتش</ref> | ||
| − | + | ==پانویس== | |
| + | <references /> | ||
نسخهٔ کنونی تا ۱۶ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۰۱
شهید هرمز ارژنگ تاریخ تولد: 1343/11/20 �تاریخ شهادت : 1363/12/27
زندگینامه
بسم الله الرحمن الرحیم هرمز، در روستای تنگ حنا، از توابع آباده طشک شهرستان نی ریز ، در سال 1343 میان خانواده ای متدین و مذهبی دیده به جهان گشود، همراه پدر فنون زندگی را فرا گرفت و در کودکی عصای پدرش بود، هر چند کوچک، اما دستش در دست وی، که در کارهای روزمره کنارش بود، وقتی شش ساله شد راهی سنگر علم و دانش گردید و تا پایان دوره ابتدایی ادامه داد، سپس به دلائل گوناگونی از ادامه تحصیل منصرف و به کارگری مشغول شد. خانواده و اقوام از مهربانی از خوشرویی او، از صدای دلنشین و رسایش می گویند که شعرهای زیبایی را می سرود و اکنون بعد از سال ها در گوش های آنان طنین انداز است؛ وی لباس سربازی را پوشید و به جمع رزمندگان لشکر 21 حمزه ارتش وارد شد، بعد از طی آموزش های نظامی راهی جبهه گردید. همسنگرانش از صبوری، رشادت، دلیری و نهراسیدن از دشمن و عشق به شهادت در راه خدا، بسیار سخن گفته اند. هرمز در این مدت در جبهه مسولیت تک تیرانداز ی را بر عهده داشت و سرانجام سال 1363 در جبهه شرق دجله ، طی عملیاتی که در درگیری رو در رو با دشمن بعثی داشته جسمش میهمان شقایق های خونین شد و نام او هم مانند هزاران سرباز فداکار اسلام و میهن، در فهرست جاویدالاثر های جنگ تحمیلی ثبت شد و پس از یازده سال انتظار، گروه جویندگان نور، نشانی از وی یافتند و بسان هدیه ای گرانبها به زادگاهش آوردند و در گلزار شهدا ی روستای تنگ حنا به خاک سپردند. روحش شاد و نامش جاودان [۱]
پانویس
- ↑ سایت شهدای ارتش